بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلیالله علی محمد و آله الطاهرین صَحبه المنتجبین
در جمع خانوادههای عزیز، بزرگوار و معزز ایثارگران جز تواضع، کرنش، احترام و اینکه بگویم شما به عنوان افتخار ایران و کشور و انقلاب اسلامی هستید چیز دیگری نمیتوانم بگویم.
اینکه گفته میشود صاحبان اصلی انقلاب ایثارگران و خانوادههای آنان هستند سخن درستی است. مگر بدون ایثار و شهادت انقلاب پیروز میشد؟ مگر بدون ایثار و شهادت نهضت آغاز میشد؟ اگر دوم فروردین 1342 ایستادگی و ایثار و شهادت و مقاومت مدرسه فیضیه، طلاب و علما نبود [پیروزی حاصل میشد؟] از طبقه دوم طلاب را به صحن فیضیه پرتاب کردند، عدهای را شهید و مجروح کردند و در سراسر قم ایجاد رعب و وحشت کردند. شبهای بعد از فیضیه شرایطی به وجود آمد که حتی درب خانه مراجع تقلید بسته شد. فقط درب یک خانه باز بود و آن درب منزل امام (ره) بود.
در شب سوم فروردین در حالی که همه جا بسته بود و در تمام شهر قم وحشت حاکم بود و کماندوها در همه جا بودند، به منزل امام رفتم. بعد از نماز مغرب و عشا ایشان به همراه عدهای از طلاب نشسته بودند، آمدند و خبر دادند که میخواهند به منزل ایشان حمله کنند. سخنی نگفت اما به خبر دهنده با تغیّر نگاه کرد. بعد از چند ثانیه فرمودند: لن یصیبنا الا ما کتب الله لنا هو مولانا و همه آرام شدند. مگر میشد بدون شهادت، ایستادگی ، زندان و شکنجه نهضت آغاز شود؟
در روز پانزده خرداد شهید ادیب طالقانی یکی از طلاب و هم مدرسهایها و از دوستان بنده به شهادت رسید. او شاید تنها طلبهای بود که در 15 خرداد شهید شد. من در آن روز جوانی را دیدم که مغزش توسط گلوله متلاشی شده بود، او را به یکی از خانههای آن اطراف بردیم. مگر میشد بدون ایثار، شهادت و ایستادگی انقلاب پیروز شود؟ مگر بدون پانزده خرداد، هفده شهریور، بیست و یک و بیست و دو بهمن، تبعید و زندان و شکنجه و عزیزانی که زیر شکنجه شهید شدند و ایثار و شهادت انقلاب پیروز میشد؟ یک ملت نه در برابر رژیم استبدادی بلکه در برابر قدرتهای جهانی به میدان آمد.
وقتی روحیه ایثار، جهاد و فداکاری بیاید، لطف خداوند هم خواهد آمد. و لینصر الله من ینصره(سورة حج، آیة 40)؛ به یاری خدا بپاخیزید، خداوند شما را یاری خواهد کرد. آیا خداوند فرزندان شما را یاری نکرد و آنها جاودانه نشدند؟ چه افتخاری بالاتر از این!
آنهایی که در این انقلاب و دفاع مقدس شهید شدند در بهشت جای ندارند بلکه در فردوس اعلی هستند. اگر ضیق وقت و برنامه بعدی نبود بیشتر توضیح می¬دادم.
بهشت جای شهیدان والا مقام نیست. بهشت جای مؤمنین عادی است. آنها جایشان فردوس اعلی است و جایگاه برتری دارند. اصلاً بهشت چیست؟ و رضوان من الله اکبر(سورة توبه، آیة 72)؛ آن چیزی که انسان باید به دنبال آن باشد بهشت نیست، آن چیزی نیست. رضای حق، خشنودی خدا و لبخند الهی مهم است. در روایات اشاره شده است که خداوند به شهیدان در میدان رزم لبخند می¬زند. این لبخند به معنای رضایت است. یضحک به معنای رضایت حق است. آن چیزی که مهم است رضایت خداوند است. شما نمیدانید فرزندان شما در پیشگاه خداوند چه مقامی دارند.
شهدای ما هم در انقلاب تنها و مظلوم بودند وهم در دفاع مقدس. هیچ کس به ما کمک نکرد. شما روزهای اول جنگ را به یاد بیاورید. حتی تا روزهای آخر چقدر ما تنها و مظلوم بودیم و در کنار این تنهایی و مظلومیت، ایستادگی و مقاومت ما چقدر زیاد بود! کشوری در برابر دشمن میایستد در حالی که ابرقدرتها از دشمن پشتیبانی میکنند و برای او پل هوایی میزنند، اسلحه و امکانات میآورند، و در دنیای سیاست و تبلیغات به او کمک میکنند، ولی هیچ کس به ما کمک نکرد. اما کمک خداوند بزرگ و لطف و نگاه ولی عصر (عج) و ارواح طیبه ائمه هدی و انبیاء و این مردم چه کردند؟
من در هفتههای اول جنگ از سوی شورای عالی دفاع مأمور بودم تا به همراه هیئتی همة انبارهای سلاح و زاغههای مهماتی را بررسی کنم. بنده تمام آنها را بررسی کردم. الان نمیخواهم این بحثها را مطرح کنم و فقط میخواهم مظلومیت را بگویم. سپاه در آن زمان از نظر ابزار و ادوات و امکانات نظامی توانمند نبود و در واقع به یک معنا نیروی انتظامی بود که در حال تبدیل شدن به نیروی نظامی بود. سپاه در ضمن جنگ توانست این پیشرفتها را حاصل کند و به قدرت بزرگ منطقهای تبدیل شود.
سپاه در آن زمان به دنبال خمپاره 60 بود که سلاح کوچک و سادهای است به صورتی که برای پرتاب می-توان آن را در بین دو پا قرار داد و حتی نیاز به پایه هم ندارد. خمپاره سادهای میباشد. همة آمارها حاکی از این بود که ما در انبارها خمپاره 60 نداریم. من در یک زاغه مهماتی در شیراز این خمپاره را یافتم. شما نمیدانید من چقدر خوشحال شدم. از آنجا تلفنی با مسئولین عالیرتبه نظام تماس گرفتم و گفتم من این سلاح را پیدا کردم. همة خوشحال شدند و خبر خوش برای همه بود. ببینید مظلومیت تا چه حدی بود. من در این بررسیها که در سطح کشور داشتم خاطرههای بسیار فراوانی دارم. مثلاً وقتی ما توانستیم اولین محموله کلاشینکف را وارد کشور کنیم. نمیدانید رزمندههای ما از این که چند هزار قبضه کلاشینکف که سلاح معمولی انفرادی و ساده است به ما رسید چقدر خوشحال شدند.
ما تنها و مظلوم بودیم. فرزندان شما مظلومانه جنگیدند. ما اخلاقی جنگیدیم. خلبانی را فرستادیم که یک پل استراتژیک را در عراق منهدم کند. شما نمیدانید وقتی پروازهای عملیاتی انجام میگرفت ما در پایگاه چه دلهره¬ای داشتیم که آیا هواپیماهای اعزام شده برمیگردند یا نه. هر لحظه فکر و خیال، قطع ارتباط و ... اضطراب به ما وارد میکرد. هواپیمایی که برای انهدام یک پل استراتژیک در عراق اعزام شده بود برای برگشت قدری تأخیر کرد. همه نگران بودند، تقریباً با دو سه دقیقه تأخیر هواپیما بازگشت. وقتی از خلبان علت تأخیر را جویا شدم. ایشان گفت هنگام هدف قراردادن پل مشاهده کردم که یک اتومبیل سواری به همراه سرنشینانش آن که یک خانواده بودند روی پل است، لذا مقداری دور زدم [تا ماشین از روی پل عبور کند] که این یعنی خطر صد در صد برای خلبان و پس از آن اقدام به انهدام آن کردم. شما این صحنه را در کجای دنیا میتوانید ببینید؟ ما اخلاقی جنگیدیم.
وقتی رزمندگان ما دشمن را اسیر می¬کردند در حالی که خود تشنه بودند قمقمه آب خود را در اختیار دشمن قرار میدادند. ما انسانی جنگیدیم و تمام اصول را مراعات کردیم. بیش از دو سال و نیم شهرهای ما از جمله دزفول، قهرمان مقاومت، در برابر تهاجم دشمن قرار گرفت ولی ما مقابله به مثل نکردیم. چند بار خدمت امام (ره) رسیدیم اما ایشان موافقت نمیکرد تا مقابله به مثل کنیم. ایشان میفرمود شاید بی گناهانی در عراق کشته شوند. آنها شهرهای ما را در مورد اصابت قرار میدادند، ما هم میتوانستیم این کار را بکنیم و مشکلی نداشتیم. بعد از دو سال و نیم که به جهت بازدارندگی حملات آنها خواستیم شهرهای آنها را مورد هدف قرار بدهیم. امام (ره) فرمود باید 48 ساعت قبل از طریق رادیو اعلام کنید که مردم بشنوند و آنجا را ترک کنند. البته اجرای این امر هم مشکلاتی داشت ولی به هر حال دستور امام (ره) بود.
ما انسانی و اخلاقی جنگیدیم. ما را تحت حملات شیمیایی قرار دادند. ساخت سلاح شیمیایی کار سختی نیست ولی ما این کار را نکردیم. ما میتوانستیم صدمات بسیار مهمی به متجاوزین وارد کنیم. اما همة اصول اخلاقی را مراعات کردیم و به دفاع مقدس خود افتخار میکنیم. ما به سپاه، ارتش، نیروی انتظامی و عشایر خود و بالاتر از همه به بسیج قهرمان دلاورمان افتخارمیکنیم.
خانوادههای ایثارگران و خود ایثارگران و رزمندگان عزیز سرمایه بزرگ اجتماعی ما هستند. من نمیخواهم سخنی بگویم که مطابق با واقعیت نباشد. خدا شاهد است وقتی به محضر خانواده شهدا میروم و مدتی با آنها صحبت میکنم از آنها روحیه میگیرم.
شاید این تشبیه خیلی دقیق نباشد، اما یک مقدار شباهت دارد. همانطور که وقتی انسان با خدا راز و نیاز و نیایش میکند روحیه میگیرد. خداوند که به دعای ما نیاز ندارد انتم الفقرا الی الله و الله هو الغنی الحمید(سورة فاطر، آیه 15)؛ مگر انسان میتواند بدون نماز وعبادت و یاد خدا آرام شود؟ هیچ چیز قلب انسان را آرام نمیکند. و من اعرض عن ذکری فان لم معیشة ضنکا(سورة طه، آیه 124)؛ فقط الا به ذکر الله تطمئن القلوب(سورة رعد، آیه 28). شما بدانید نه مال و نه ثروت و نه فرزند و دنیا انسان را آرام نمیکند. فقط یاد خدا و دعاست که موجب آرامش و طمأنینه انسان میشود. اگر تشبیه کنیم ـ با کمی فاصله ـ یاد و دیدار این خانواده ها و کنار قبور شهیدان بودن نیز موجب آرامش است. امتحان کنید.
مگر دولت قادر است در برابر این خانوادهها کاری انجام دهد و بگوید من این کار را کردم؟ ما هر کاری انجام دهیم هیچ است. مگر آن کاری که شما و فرزندان شما و پدران و عزیزان شما انجام دادند قابل جبران است؟ لیجزیهم الله احسن ما عملوا(سورة نور، آیه 38)، نه به اندازه عمل، احسن ما عملوا، البته احسن ما عملوا دو معنی دارد، ولی یک معنای آن یعنی این که عمل بالاتر است.
خداوند ثوابی میدهد که نمیتوان آن را محاسبه کرد. خداوند اجر بیحساب میدهد. هیچ کس نمیتواند محاسبه کند. چنین پاداشی را هیچ کس نمیتواند بدهد، مگر خداوند لا یزال میتواند پاداش بیحساب بدهد. این فقط اجر خداوند برای عزیزان شما و خود شماست. اما در عین حال دولت وظیفه دارد و در چارچوب وظایف و توان خود عمل خواهد کرد.
من از روز اول به برادر عزیز جناب حجت الاسلام و المسلمین شهیدی گفتم حساسیت من چقدر زیاد است و هر کاری که ما انجام دهیم هیچ است. [ایثار] آن عزیزی که تمام سلامت خود را از دست داده و قطع نخاع شده است یا کسی که دو دست یا دو پای خود را از دست داده و یا کسی که عزیزش را از دست داده است را مگر میشود با چیزی جبران کرد؟ جبران آن با خداوند است.
احترام و تکریم خانواده ایثارگران و شهدا یک تعارف نیست بلکه یک وظیفه و حقیقت است و همة ما باید افتخار کنیم که خادم ایثارگران و خانواده عزیز شهدا، جانبازان و آزادگان باشیم.
من بر این نکته هم تأکید کنم که ما همیشه و امروز بیشتر به روحیه جهاد و ایثار و فداکاری نیاز داریم. شما بدانید اگر با دنیا تنش زدایی بکنیم و تعامل سازنده داشتیم، زمانی ارزشمند و مفید خواهد بود که قدرت ملی خود را بالا ببریم. اگر قدرت ملی ما بالا رفت میتوانیم از این روابط صحیح استفاده کنیم. اگر بتوانیم با کل منطقه و کشورهای همسایه اعتمادسازی کنیم و روابط سازنده برقرار کنیم، زمانی ارزش دارد که قدرت ملی را بالا ببریم.
قدرت ملی یعنی قدرت نظامی، اقتصادی و سرمایه اجتماعی؛ قدرت ملی ابعاد مختلف دارد؛ یعنی سرمایه معنوی، انسانی و فرهنگی. ما باید همة اینها را ارتقاء بدهیم تا بتوانیم در یک روابط سازنده به اهدافی که داریم برسیم.
عزیزان شما به عنوان شهیدان «زندهیاد» نیستند، بلکه زنده هستند، اگر کسی بگوید شهید مرده است، به تعبیر قرآن درکش ناقص است و نفهمیده است. شهیدان شما زنده هستند عند ربهم یرزقون؛ شما عزیز هستید و مردم و دولت به شما افتخار میکند.
دولت میداند که بزرگترین مسئله کشور بیکاری و ایجاد اشتغال است و در آن تردید ندارد. ولی به قدری مسئله تورم و گرانی شدید بود که دولت ناچار شد تا مقداری سرمایه گذاری کند تا روند صعودی تورم را در جایی مهار کند تا به سرعت بالا نرود و بعد بتواند به اشتغال بپردازد. در بحث اشتغال حتماً خانواده ایثارگران دارای اولویت هستند.
من میشنوم و میشنویم و آمارها نشان می دهد که فرزندان ایثارگران در حال طی کردن مدارج علمی هستند و رقم بزرگی از نخبگان از این جمع هستند.
الحمدلله ریاست بنیاد نخبگان جناب آقای دکتر ستاری هم فرزند شهید هستند. انشاءالله همه تلاش میکنیم و دست به دست میدهیم و به حول و قوه الهی کشور را ساخته و معضلات آن را حل میکنیم و انشاءالله دولت به وظیفه خودش در برابر خانواده بزرگ ایثارگران عمل خواهد نمود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته