بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین
برای آغاز مسابقه خدمترسانی به مردم شریف ایران در بخش سلامت روز مهمی هست، من امیدوارم 15 اردیبهشت سال 1393 به عنوان روز مهم در تاریخ سلامت ایران ثبت بشود. همه بتوانیم دست به دست هم بدهیم و نظام سلامت را به نقطهای برسانیم که در شأن ملت ایران و تا حدود زیادی مطلوب این ملت بزرگ باشد.
همانطور که معاونین محترم اشاره کردند بخش سلامت ابعاد فراوانی دارد. یک سری ابعاد به درون این وزارتخانه و پرسنل خدومی که باید در صحنهها باشند، و دولتی که باید پشتیبانی بکند مربوط میشود و از طرف دیگر دستگاهها و بخشهای دیگری که آنها هم باید در این زمینه فعال بشوند.
قبل از هر چیز ما باید به فرهنگ عمومی مردم در بخش سلامت کمک کنیم؛ یعنی مردم باید بدانند که چگونه میتوانند زیست کنند که سالم بمانند. همة هنر مردم ایران این است که به پزشک مراجعه نکنند. اگر ما توانستیم در آموزش و پرورشمان در دوره ابتدایی، متوسطه و دانشگاه جوانهایمان را به گونهای تربیت کنیم که حتیالامکان بدانند چه باید بکنند و چه نکنند. البته هر فردی ممکن است در طول زندگیاش به دفعاتی نیازمند مراجعه به پزشک بشود، البته ما معمولاً به پزشک [عمومی] مراجعه نمیکنیم به متخصص مراجعه میکنیم، یعنی ابتدا خودمان داخل خانه کار پزشکی عمومی را انجام میدهیم و میگوییم چون دردی در قفسه سینهمان احساس میکنیم، پس قلبمان درد میکند؛ هر چند ممکن است این درد هیچ ارتباطی هم با قلب نداشته باشد و اینجا انصاف پزشک متخصص قلب است که قبل از اینکه به آن شخص بگوید برو کجا عکس بگیر، آزمایش و اسکن کن، احتمالی هم بدهد که مربوط به قلب نباشد و بگوید به دیگری هم مراجعه کن، شاید مربوط به معده باشد، معمولاً مردم ما از متخصص شروع میکنند، این هم مربوط به فرهنگ ما میشود. ما باید به مردم آموزش بدهیم که پزشک عمومی در مرحلة اول میتواند منفعت بیشتری به بیمار برساند تا پزشک متخصص.
سلسلة مراتب در پزشکی اگر به درستی طی نشود خرج هم زیاد میشود. این مصرف دارو که در کشور بسیار زیاد است دلایل مختلفی دارد و این حرف حرف درستی است که در هر موضوعی از بحث سلامت، از طریق پژوهش بررسی کنیم ببینیم علل و عواملش چیست؟ اصلاً مردم چرا به متخصص مراجعه میکنند؟ این نیاز به پژوهش دارد. چرا به پزشک عمومی مراجعه نمیکنند؟ دلیلش چیست؟ اینگونه به مردم القا کردهاند که پزشک عمومی چیزی بلد نیست. شما تا به طرف ایمان پیدا نکنید اصلاً درمان انجام نمیگیرد. اگر به بهترین متخصص عالم هم ایمان نداشته باشید و معتقد باشید این پزشک در کارش وارد و متخصص و هنرمند نیست، فایدهای ندارد. اگر به آن مراجعه کنید به نسخهاش عمل نمیکنید؛ اگر هم عمل بکنید آن نسخه اثر نمیگذارد، برای اینکه از اول از درون شروع میکنید با او مبارزه کردن، بدن مقاومت نشان میدهد، چون سلامت انسان تنها جسم نیست که پذیرای دارو و درمان باشد. روح هم باید پذیرا باشد. اگر روح و روان انسان مقابله بکند گاهی اثر آن درمان و داروی شیمیایی ممکن است کم بشود یا اثرش از بین برود.
بنابراین اول باید در فرهنگ مردم تلاش کنیم و به مردم بگوییم یک پزشک عمومی که به دانشگاه رفته و 6-7 سال درس خوانده، بیمارستانهای مختلف را دیده و کنار استادان بزرگ بوده، نه تنها خوب میفهمد و حتی در مرحلة اول برای تشخیص مفیدتر است تا او تشخیص بدهد که به کدام متخصص مراجعه کنید.
باید برای مردم توضیح داده بشود و واضح بشود داروی زیاد مصرف کردن به معنی زود خوب شدن نیست. فکر میکند هرچه دارو بیشتر بشود سریعتر به سلامت میرسد. باید برایش توضیح داده بشود که این طور نیست. گاهی این داروها مفید نیست و حتی مضر هست. گفتند در کشور ما مصرف آنتیبیوتیکها رو به افزایش است، برای اینکه به خاطر مصرف نابجا خودمان اثر انتی بیوتیک را از بین میبریم؛ خیلی جاها آنتیبیوتیک نیاز نیست، خود پزشک میداند که این بیماری، ویروسی است و آنتیبیوتیک هم اثری ندارد و دورهای هم دارد، ولی وقتی میآید میگوید ممکن است میکروبی هم کنارش بیاید حالا احتیاطاً بنویسیم و برایش مینویسد.
بیمار هم معمولاً وقتی نسخه بلند بالایی میگیرد خوشش میآید، مخصوصاً اگر آن پزشک شانس بیاورد و روزهای آخر دوران وِیروسی باشد، به محض اینکه شب اول داروی اول را میخورد و استراحت میکند خوب میشود، بعد میگوید دستش درد نکند به این میگویند، دکتر بعد میرود ترویج میکند و مبلغ دکتر میشود و به اقوام و دوستان میگوید به این مراجعه کنید، این دکتر خوبی است، ما را با یک نسخه خوب کرد.
اینها به کجا برمیگردد؟ به فرهنگ برمیگردد. ما باید فرهنگ مردم را اصلاح کنیم. پزشکهای ما گاهی گرفتار میشوند، خانمی میآید عجز و التماس میکند که پزشک یا دلش به رحم بیاید یا منافعی هست میگوید سزارین بهتر از زایمان طبیعی است. خیلیها هم هستند از درد کشیدن فراری هستند، این پزشک هم ممکن است تشویقش بکند، فرهنگ حاکم هم کمک میکند. تا فرهنگ جامعه را درست نکنیم و فرهنگ حرفهای پزشکیمان را سامان ندهیم درست نمیشود.
حالا ما میگوییم امروز روز تحول نظام سلامت است. همة آرزوی ما هم این است که از امروز شاهد یک تحول باشیم. اما تنها با پزشک و متخصص و آزمایشگاه و دارو حل نمیشود. قدم اول قدم فرهنگی است، صدا و سیما، رسانهها و سایتها در این زمینه خیلی میتوانند کمک کنند و مخصوصاً آموزش و پرورش. تأکیدم بر این است اگر ما بتوانیم آنجا برای بچهها درست توضیح بدهیم و پایه درستی بگذاریم آنها میتوانند آن را پخش کنند و بزرگ که شدند هم برای خودشان و هم برای خانوادهشان شاهد یک تحول باشند.
نکته دوم، ما باید بتوانیم در تمام طرحهایی که داریم نظارت بکنیم؛ منظورم از نظارت مچگیری نیست، مقصودم این است که اگر راهی کج و خطا است از ابتدا اصلاحش بکنیم. آیا نظام کلی سلامت ما بر نسخه پزشکان نظارتی دارد یا خیر؟ این نظارت میتواند کمک کند. پزشک برای تشخیص مسیری دارد و تکنولوژی هم الان به پزشکان کمک میکند. قدیم این چنین نبود، ابزار و وسایل کم بود یا اصلاً نبود. البته خود بیمار بهترین کمککننده به پزشک است.
این را هم باید به مردم یاد بدهیم اگر بیمار بتواند دقیق شرح حالش را درست و بیکم و کاست برای پزشک توضیح بدهد از MRI و سیتی اسکن هم بهتر است. اگر کسی بتواند بیماری یا سوابق بیماری را خوب و درست بگوید، سوابق بیماری اقوام نزدیکش را بگوید، خیلی راهگشاست. البته اگر پزشک وقت داشته باشد و گوش کند. گاهی وقتها پزشکهای ما آنقدر سرشان شلوغ است که حوصله و وقت کافی ندارند.
این مسئله هم مهم است که ما باید به پزشک هم از نظر زمانی و هم از نظر زندگی کمک کنیم و هم باید پزشک به اندازه کافی باشد. گاهی وقت ها در منطقهای کم برخوردار یک متخصص هست و بیمار زیاد، چارهای هم نیست. من پزشک متخصصی را در همین تهران میشناسم که خیلی هم آدم خوب و مؤمنی است، صف مراجعه کنندهاش کیلومتری است و تا نیمه شب بیمار میبیند و معمولاً از شهرستانها بیمار دارد. پس مشکل مشکلات متفاوتی است. ما باید بتوانیم این مشکلات را حل و فصل بکنیم اگر از فرهنگ شروع کنیم کمک بزرگی است.
نکتة دوم این است که دستگاههای دیگر هم باید وارد عمل بشوند. همینطور که شما میگویید تصادفات جادهای برای ما معضلی است. در خارج جراحی تصادفات یک رشته تخصصی جراحی است. البته تصادفات در همه جای دنیا هست. ما نمیتوانیم آن را به صفر برسانیم، ولی میتوانیم بسیار بسیار کم کنیم. این هم دلایل مختلفی دارد. آمار و ارقام میگوید امسال یک مقدار از سال گذشته بهتر بوده است. امیدوارم این چنین باشد. یک دلیلش هم میگفتند این بوده که امسال رانندهها آرامتر بودند.
بخش بزرگی از بیماریها به سبک زندگی برمیگردد؛ بیماری که ایجاد میشود فقط به میکروب یا ویروس نیست گاهی خود آن خانهای که در آن وارد میشوید سراسر میکروب و ویروس است؛ جنگ بین زن و شوهر، مادر و فرزند، پدر و فرزند، فرزند با فرزند، خود این درگیریهای عصبی، بدبینیها، بیاعتمادیها و نگاههای توأم با شک و تردید انواع بیماریها را درست میکند که به اعصاب و روان ربط پیدا میکند. بعضی از بیماریهایی که ممکن است نهایتاً به جراحی منجر بشود از فشار عصبی است و از آنجا شروع میشود. خیلی از بیماریهایی که مربوط به معده و اثنیٰعشر میشود از مسائل روحی و عصبی نشئت میگیرد.
سبک زندگی خیلی دخیل است، ولی سبک زندگی فقط مربوط به این وزارتخانه نیست. همه باید دست به دست هم بدهیم. اینکه در خیابان همه برای هم بوق میزنند و دعوا درست میشود، اینها از کجا نشئت میگیرد؟ اینها همه مشکلاتی است که به دنبالش مسائل جسمی را به همراه دارد و فشارهای روحی و روانی بر بدن اثر میگذارد. خداوند این بدن را برای این نیافریده است که در خیابان در معرض بوق و دود باشد، بعد هم بگوییم میخواهیم سالم باشیم. اینها همه دست به دست هم میدهد و مشکل آفرین میشود. در بعضی از کشورهای غربی از صبح تا شب یک بوق نمیشنوید، اصلاً بوقی وجود ندارد. در بعضی از کشورها بوق بدترین فحش ممکن است؛ یعنی اگر کسی بخواهد بدترین فحش را بدهد برایش بوق میزنند، اما کشورهایی هم هست که گاز ماشین به بوق وصل است. در کشورهای عربی میبینید که مداوم بوق میزنند.
میخواهم بگویم همه اینها دست به دست هم میدهد. ما برای بهداشت و سلامت مردم باید کار بزرگی انجام بدهیم، از بسیاری بیماریها ممکن است جلوگیری بکند یا حتی موجب سلامت بشود. ورزش موجب سلامت میشود. ما باید مردم را به انواع ورزشها تشویق بکنیم. بیرون یا داخل خانه در خیابان یا هرکجا میشود. الان در کشورمان اگر کنار خیابان شخصی بخواهد بدود و به خانه برود همه نگاهش میکنند، میگویند چه شده است؟ ولی در خیلی از کشورها دویدن کنار خیابان یا پیادهرو ورزش است و همه هم خوششان میآید، چون کار درستی است. ما با دوچرخه سرکار رفتن را بد میدانیم. در وزارتخانة شما اگر پزشکی، معاونی، مدیری، جراحی صبح از خانهاش با دوچرخه بیاید میگویند وضعش بد شده، بعضیها هم با حالت ترحم به او نگاه میکنند که ماشینی ندارد، در حالی که اگر این را معمول کنیم و سرکار رفتن با دوچرخه امتیاز یا فرهنگ شد، میتواند به سلامت جامعه ما کمک بکند.
بار مسئلة نظام سلامت را نمیشود فقط بر دوش یک وزارتخانه گذاشت. خیلیها باید به صحنه بیایند. همه باید دست به دست هم بدهیم تا بتوانیم این معضلات را یکی پس از دیگری حل بکنیم.
موضوع دیگری هست که خود شما باید تلاش بکنید، مردم هم نگران هستند، ما نیز نگران هستیم و آن مسئله فساد است. در نظام سلامت هم میشنویم که کم و بیش وجود دارد. حالا شاید برخی از خبرها کاملاً نادرست باشد؛ اینکه یک پزشک متخصص با یک مرکز تشخیص قرارداد دارد، انشاءالله این حرف از ریشه دروغ باشد، ولی اگر باشد و موجب بشود که این پزشک نا به جا برای تشخیص ارجاع بدهد اگر خدای ناکرده این باشد و او بخواهد ارجاع بدهد به خاطر درصدی که از آن میگیرد، این فساد است و این فساد از بدترین فسادهاست؛ یعنی چه بیجهت یک نفر را به رادیولوژی بفرستیم که اشعهای وارد بدنش بکنیم؟ تمام این راههای تشخیص تأثیراتی هم دارد. نمیشود شخصی مدام در معرض دستگاه MRI و آن میدان مغناطیسی باشد و هیچ اثری بر سلامت او نداشته باشد، به هر حال دارد. بله، آنجایی که ضروری و لازم است جای بحثی نیست، تشخیص هم با آن پزشک و متخصص است. من میگویم فساد نباشد. ما تلاش بکنیم اگر فسادی هست با آن بجنگیم.
از آن بدتر فساد در بخش داروست. در بخش دارو خیلی حرفها شنیده میشود. من اصلاً قضاوتی نمیکنم، چون در برخی از این گزارشها هنوز به این نتیجه نرسیدهایم که کدام درست است. البته دنبالش هستیم. اینکه فلان دستگاهی که دارو میسازد یا فلان جایی که دارو میخرد با آن شرکت خارجی که زمان مفید داروهایش به سر آمده یا نزدیک به سر آمدن است، فاجعه است؛ یعنی از این خیانت بدتر یا بالاتر نیست. این فساد است، فساد بسیار بزرگی هم هست. مربوط به جان و سلامت مردم است. ما باید روی این مسئله واقعاً دقت بکنیم و این هم با یک نظارت دقیق امکانپذیر است که انشاءالله فسادی نباشد یا اگر فسادی هم هست از بین برود.
نکتة دیگر اینکه شما باید بار را از دوش مردم بردارید. بار نظام سلامت بر دوش مردم بسیار سنگینی میکند، مخصوصاً بیماریای که منجر به عمل جراحی سختی باشد و خدای نکرده در خانوادهای به جای یک بیمار، دو بیمار صعبالعلاج باشد. واقعاً سخت است، تمام زندگی و درآمد، سرمایه و پساندازش میرود و چارهای هم نیست. به هر حال سلامت بچه، پدر، مادر یا یک انسان است فرقی نمیکند، آن هم با تعبیری که اسلام دارد: و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعاً ، نجات یک نفر نجات همة انسانهاست. ما باید این بار را از دوش مردم کم یا سبک کنیم.
خود این طرح دو سه پیام دارد: پیام اول این طرح که از امروز شروع میشود و بالاتر از همه هست، کرامت و احترام به مردم است. خیلی مهم است که چگونه با مردم رفتار کنیم. من میفهمم که کار پزشک و پرستار بسیار حساس و سخت است، چون با آدمی مواجه میشود که درد میکشد و در توازن روحی نیست، ممکن است داد یا فریاد بزند؛ نگهداری از این بیمار کار آسانی نیست. شب میشود پزشک و پرستار خسته است، رفتار پزشک در صبح اول وقت با عصر و شب ممکن است یکسان نباشد. فشار میآید و خسته میشود. اولین نکته موضوع کرامت و احترام به مردم است. مردم ما احترام میخواهند؛ قبل از دارو و معاینه و اتاق عمل، اول احترام میخواهند.
این اقدام برای مردم ما بسیار ارزشمند است. هیچ چیزی از پزشک، متخصص و جراح در بخش سلامت کم نمیکند اگر او با بیمارش سلام و احوالپرسی بکند. حتماً پیش خداوند و در جامعه هم مقامش بالاتر میرود.
دوم اعتماد به بیمار دادن است. خیلی مهم است یک پزشک - نه اینکه دروغ بگوید - واقعاً اگر بیماری بیماریش قابل درمان است، بگوید نگران نباشید، قابل درمان است. این خیلی مهم است. که یک پزشک متخصص به بیماری که به او اعتماد دارد بگوید شما خوب میشوید. این نه 50 درصد داستان حتماً 20 درصد داستان است. اگر به او اعتماد بدهد روحیه و نشاط پیدا میکند و میگوید من خوب میشوم، تا اینکه نگاهی به او بکند و بپرسد پیش چه دکترهایی رفتی و بگوید خیلی خوب حالا ببینیم چه میشود، همین ببینیم چه میشود یعنی تو خوب نمیشوی و بیمار روحیهاش را از دست میدهد و دیگر نمیشود درستش کرد. این خیلی مهم است.
نکته دیگر این است که بیماری که میآید - همین که در این طرح هست - بداند که اگر چیزی نیاز است، دارویی اگر نیاز است همین بیمارستان خودش اینها را انجام میدهد. این نیست که یک سرش این طرف خیابان و دیگری آن طرف خیابان باشد، از این آزمایشگاه به آن آزمایشگاه فرستاده شود. این نکته دیگری است که در این طرح انجام میگیرد؛ کسی که وارد بیمارستان میشود تمام مراحل درمانش در همان بیمارستان انجام بشود. اگر بیمارستانی هم مشکلی دارد برای یکی دو ماه با جایی قرارداد ببندد که نزدیک باشد، این را عملیاتی بکند که ظرف دو سه ماه این مشکل را حل بکنیم و بیمارستانهای ما بتواند فعال بشوند.
البته از خیلی از دستگاههای تشخیص ما شاید بیش از حد لازم استفاده بشود و کار بکشند. اینها هم انشاءالله نظارت، مراقبت و مواظبت میشود و هرچه که ضروری هست از آن استفاده میشود.
در اینجا میخواهم نکتهای را هم اضافه بکنم که بخش معاونت فنآوری ما مدعی بودند که بسیاری از چیزهایی که داریم از خارج میخریم و وارد میکنیم را شرکتهای دانش بنیان ما و بچههای نخبه ما دارند درست میکنند و درست کردهاند و باید اعتماد کنند، بخرند، فعال کنند، تجاریسازی بکنند و ما بینیاز بشویم.
همانطور که در بحث دارو اشاره کردند که در بخشی از داروها و واکسنها، طی دو یا چهار سال آینده از خارج بینیاز میشویم، در وسایل و تجهیزات پزشکی هم این چنین است. ما باید این کار را بکنیم و به داخل تکیه بکنیم. در مجموع بخش پزشکی ما جزو افتخارات این کشور است. البته خیلی از بخشها هست که باید به آن افتخار بکنیم. در زمینة پزشکی پیشرفت بسیار خوبی در ایران انجام گرفته، واقعاً اگر 30 ، 40 سال پیش بسیاری از بیماری را ناچار بودیم به خارج اعزام کنیم، الان واقعاً نیازی نیست. به جز موارد استثنائی شاید اصلاً نیازی نباشد. شاید هم اگر امروز مواردی نیاز است، نیاز به یک سری تجهیزات داریم که وارد کنیم و امکاناتی و کالایی باید بیاوریم.
به نظر من بخش آموزش ما در طول سالهای گذشته کار بسیار عظیمی انجام داده است؛ این همه پزشک و متخصص تربیت کرده؛ حالا در بعضی مناطق که مشکلات دارند و فاصله دارند و دور هستند، متخصص ندارند یا ممکن است به اندازه کافی نباشد یا نتوانیم متخصص تربیت کنیم، چون پزشکهای عمومیتلاش میکنند که تخصص بگیرند، از این طرف امکاناتمان محدود است یا استانداردهای ما خیلی بالاست، نمیتوانند وارد بشوند، والا پزشک عمومی داوطلب برای تخصص نه زیاد بلکه بسیاری از پزشکان ما دارند در خارج درس تخصص میخوانند، در حالی که در ایران میشود این درس را خواند. خود دکتر هاشمی و بخش آموزش این بحث را دنبال کند که اگر میتوانیم و شدنی است پزشک را به کشورهای اروپایی با هزینههای بسیار بالا نفرستید، چون پزشکی از رشتههایی است که شهریهها بسیار بالاست. بعضی جاها هم مقرراتی دارد که اصلاً پزشک ما که میرود قبول ندارند و میگویند از اول شروع کن و در زمینه پزشکی عمومی باید دو سال درس بخواند. اگر ما میتوانیم و در داخل این امکان هست یک مقدار توسعه بدهیم و متخصصین بیشتری را تربیت بکنیم.
در مجموع کار بسیار بزرگی صورت گرفته است. اگر ما بگوییم در پزشکی ایران باید مرکز کل این منطقه بشود، سخن به گزاف نگفتیم. واقعاً این استعداد و لیاقت هست. پزشکان و متخصصان رده بالا و ارجمند ایرانی در خارج از کشور و کشورهای اروپایی در بیمارستانها مشغول هستند و از افتخارات ایران و همان کشور هستند. بعضیها هم خیلی معروف هستند و مردم آنها را میشناسند، جراحهای معروف در کشورهای مختلف که ایرانی هم هستند و در آن کشور هم جزء سرآمدها هم هستند.
در این زمینه هم الحمدالله حرکت بسیار خوبی انجام دادیم. اگر نقصی هست باید برطرف بشود و ما به عنوان مرکزیت بشویم و گردشگری سلامت راه بیفتد و تهران، مشهد، کیش، شهرهای مختلف و هر جا که این این استعداد را دارد آماده بکنیم و انشاءالله بتوانیم در بخش پزشکی نه تنها برای مردم بلکه برای مردم کل منطقه مرکز باشیم؛ همچنین برای جذب دانشجو میگفتند ما قادر هستیم دانشجو از کشورهای مختلف جذب کنیم، که کار بسیار ارزشمندی است.
از اول انقلاب کارهای بزرگی صورت گرفته، خانه بهداشتهایی که در روستاها تشکیل شده است، بیش از 18 هزار خانه بهداشت داریم و مراکز بهداشتی که در شهرها وجود دارد که بیش از 2900 مراکز بهداشتی و درمانی چه در شهرها و چه در مراکز کمتر برخوردار، آن هم چیزی حدود 2500 روستایی و 250 شهری و 870 بیمارستان بوده، به هر حال کار بزرگی شده و این کار را ما باید کامل کنیم.
من نکتهای را بگویم، آقای دانش جعفری هم گفتند، بعضی از بیمارستانهای ما باید بازسازی بشود. نیاز نیست که بیمارستانی را بخوابانیم و دو سال بازسازی بکنیم معمولاً در دنیا اینگونه است که بخشی از بیمارستان بسته و تعمیر و بازسازی میکنند و بعد فعال میشود و بخش دوم شروع میشود. باید تقسیم بکنیم. خود به خود ظرف دو سه سال بازسازی میشود.
بخش خصوصی خیلی مهم است خیرین را دعوت کنیم بیایند. بدانید هیچ کاری بدون مشارکت با مردم امکان پذیر نیست. ما باید از مردم در تمام زمینهها کمک بگیریم و با کمک مردم پیش برویم.
نکتة آخر اینکه ما انشاءالله دنبال دولت الکترونیک هستیم و امیدواریم در همین دولت هم قدمهای بسیار خوبی برداشته بشود. دیروز هم با بخش فناوری اطلاعات جلسه بسیار مفصلی داشتیم در مورد پهنای باند، زیر ساختها و کارهایی که باید انجام بگیرد باید برای همه مردم کارت سلامت درست کنیم که وقتی بیمارستان میرود کارتی همراهش هست و دیگر لازم نیست مدام بنویسند و پرسش کنند، کارتی همراهش هست که این در دستگاه میرود و همه چیزش مشخص است، مشخصاتش، بیماریهایش و سوابقش. این کار، کار پیچیده ای نیست. بخش فناوری اطلاعات ما کاملاً آمادگی دارد و ما کاملاً آمادهایم این کار را انجام بدهیم.
مردم باید بتوانند به راحتی از این فنآوری اطلاعات استفاده بکنند. کار شما هم بسیار سهل میشود برای تشخیص و سوابق بیماری که مراجعه میکند. انشاءالله در این کار هم اگر نیاز به کمک هست، بخش فناوری اطلاعاتمان آماده است.
من به همه شما خسته نباشید میگویم به خاطر کار بزرگی که از امروز بر دوش میگیرید و انجام میدهید و انشاءالله شاهد یک تحول مثبت در نظام سلامت خواهیم بود. هدف این است که مردم با خرج کمتر و اقدام بیشتر در زمانی کوتاهتر به سلامت و زندگی برگردند.
بدون سلامت نه توسعه امکانپذیر است، نه نشاط و نه در کشور میتوانیم به مدارج عالی که اهداف نظام است دست پیدا کنیم.
مسئلة سلامت جزو وظایف حکومت است، البته با همیاری و کمک مردم. انشاءالله این کار را قدم به قدم دنبال میکنیم. امیدوارم مردم، قدم به قدم شاهد تحول مثبت در این نظام باشند.
این نکته را هم اضافه بکنم که این کار، کار بزرگی است. مردم توقع نداشته باشند که این کار یک شبه صورت بگیرد. مسیر تحول مثبت و حرکت به سمت مطلوب را مردم ما مشاهده میکنند و مردم ما مردم قدرشناسی هستند و یاری میکنند و به نقطهای میرسیم که نقطه مطلوب شما و ما و در شأن ملت بزرگ ایران خواهد بود.
والسلام علیکم و رحمةالله