بسم الله الرحمن الرحیم
و الصلواة علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین
بسیار خوشحالم که خداوند این توفیق را به من عنایت کرد تا امروز لحظاتی در خدمت شما عزیزان، سروران، خانوادههای عزیز و محترم ایثارگران باشم.
انقلاب، عظمت، استقلال و امروز سرفرازی ایران اسلامی عزیز ما مرهون دلاوری فرزندان عزیز این مرز و بوم است. آنهایی که چه در دوران نهضت انقلاب اسلامی و چه در دوران جنگ تحمیلی سلامت خود را تقدیم این انقلاب و نظام و کشور نمودهاند؛ شهیدان زندۀ ما، عزیزانی که سختیها را با صبرشان تحمل میکنند و برای ما درس صبر، مقاومت و ایستادگی هستند.
میدانید هم در دوران انقلاب و هم در دوران دفاع مقدس اگر همة اقشار مردم جامعه ما برای پیروزی انقلاب یا دفاع مقدس به صحنه نمیآمدند، نه انقلابی پیروز میشد و نه در دفاع مقدس میتوانستیم دشمن را از خاک عزیزمان بیرون برانیم. در دوران انقلاب همة قدرتهای بزرگ پشت سر رژیم سفاک گذشته، بودند. به ظاهر همة قدرتهای مادی در اختیار آن رژیم بود، اما حضور و ایستادگی مردم، تحمل زندان، شکنجه، صبر و مقاومت آنها به نتیجه رساند.
من قبل از انقلاب از سال 53 تا 57 سفرهای متعددی به بندرعباس داشتم. در اسناد ساواک هم به مسائل مربوط به بندرعباس و حضور من چند جا اشاره شده و از جمله فرودین 57 که من از یزد به آنجا آمدم. در گزارش ساواک هست که ما رفتیم ایشان را دستگیر کنیم، او فرار کرده بود.
شهر بندرعباس و استان هرمزگان یکی از استانهای انقلابی ما بود. در دورانی که انقلاب نیاز به یار و یاور، ایثار و فداکاری داشت، در آن دوران اگر مردم به صحنه نمیآمدند و آمادة ایثار و فداکاری نمیشدند مسلماً انقلاب پیروز نمیشد. تبعیدها، زندانها، شکنجهها و در نهایت ایستادگی و مقاومتها باعث پیروزی انقلاب شد.
شما میدانید در دوران دفاع مقدس در شرایطی جنگ به ما تحمیل شد که سالهای اولیه انقلاب بود؛ یکسال و چند ماه از پیروزی انقلاب گذشته بود، شرایط کشور ما شرایط خاصی بود، وضع نیروهای مسلح در آن مقطع تاریخی وضع خاصی بود. دشمن تردید نمیکرد که با حمله به این کشور در زمانی کوتاه اگر نتواند کل آن را اشغال کند حداقل استانهای مرزی را اشغال میکند.
اما این مردم بودند که به صحنه آمدند و به میدانهای جنگ و جهاد شتافتند. من میخواهم نکتهای را تأکید کنم. همه آمدند؛ اگر یک عده میماندند و آماده فداکاری بودند، خدای نکرده عدهای گوششان به صدای دشمن بود و عدهای گوششان به ندای امام (ره) بود ما پیروز نمیشدیم. الان امام جمعه محترم و نماینده ولی فقیه در استان میگفتند نسبت به جمعیت، حوزه علمیه هرمزگان و بندرعباس بیشترین شهید را تقدیم دوران دفاع مقدس کرده. همه اقشار آمدند، ما نماینده مجلس داشتیم که دو تا فرزندش شهید شد، ما قاضی عالیرتبه داشتیم که دو تا فرزندش شهید شد وزیری داشتیم که یک پسر داشت و آن را در راه دفاع مقدس تقدیم کرد. فرزندان همه سران قوه در جبهه بودند.
من بر این نکته تأکید دارم که در سفرم در جبهه جنوب فرزندان رئیس سه قوه را دیدم. آن زمان رئیس جمهور آیتالله خامنهای مدظلهالعالی بود، حضرت آقای هاشمی رئیس مجلس بود، آیتالله موسوی اردبیلی رئیس قوه قضاییه بود من در سفری به جنوب در دزفول و جبهههای دیگر جنوب فرزندان هر سه بزرگوار را در یک زمان دیدم. این خیلی مهم است که در کشوری همه به صحنه بیایند؛ روحانیت، کارگران، کارمندان، کشاورزان، پیله وران، دانشجویان، دانشآموزان، زن و مرد همه در دفاع مقدس به صحنه آمدند و اگر همه اقشار ملتی برای یک هدف مقدس آن ملت دست به دست هم بدهند بدانید که خداوند آن ملت را برای آن هدف مقدس پیروز خواهد کرد. اینکه ما توانستیم در جنگ تحمیلی یک میلیمتر از این سرزمین را به دشمن واگذار نکنیم، دشمن از تمام خاک ما تا وجب و میلیمتر آخر بیرون رانده شد، این یک افتخار بزرگ تاریخی برای ملت ایران است.
در جنگ تحمیلی تمام قدرتهای بزرگ به صدامیان کمک کردند، حتی اگر هواپیمایی را از لحاظ قانون کشور خودشان نمیتوانستند به عراق بفروشند یعنی اختصاصاً باید در اختیار آن کشور باشد، حیلة قانونی پیدا کردند آن هواپیما را به صدامیان اجاره دادند. این هم از عجایب تاریخ است. در جنگ های دنیا کمتر سابقه دارد که کشوری جنگنده خودش را به کشوری که در حال جنگ است اجاره بدهد. که قطعات یدکی تجهیزات ما را نمیدادند و کشورهایی که طبق قرارداد متعهد بودند آنها را به ما بدهند، نمیدادند حتی وسایل ضد هوایی که در همة دنیا میگویند وسایل دفاع هوایی و پدافند هوایی جز وسائل انسانی است، چون میخواهد از مردم دفاع کند تا بمب بر سر مردم فرود نیاید، حتی در زمینه پدافند هوایی هیچ کشوری به ما کمک نکرد. یک وسیلة پدافند هوایی خیلی ساده رده اول توپ ساده ضدهوایی است. شوروی سابق طبق قرارداد متعهد شده بود قطعات توپ 23 میلیمتری را به ما بدهد، ولی از این کار امتناع کردند.
نکته اول این بود که همه به صحنه آمدند و نکته دوم این است که ما روی پای خودمان ایستادیم و هیچ کس به ما کمک نکرد. چقدر زیباست آنجا که انسان ببیند یاورش خداست. شاید همة شما در زندگی تجربه کرده باشید که به دوست یا برادرتان مراجعه میکنید، هیچ کس به شما کمک نمیکند و از همه جا مأیوس میشوید و نگاهتان را به آسمان میدوزید. نمیدانید چه پیروزی روحی بزرگ است آن موقع که چشمها از همه جا بسته میشود و به آسمان دوخته میشود. آن زمانی که انسان از همه جا مأیوس میشود و تکیهگاهش فقط خداست، خدا آن انسان و ملت را پیروز میکند.
ما در دفاع مقدس به هیچ کس امید نداشتیم. امید ما به خدا بود، اما همه از توانشان استفاده کردند و به صحنه آمدند. همة اقشار و طبقات؛ پزشکان و جراحانی بودند که تقریباً تا خط مقدم برای عمل جراحی میآمدند. از عملیات بدر به بعد بیمارستانهای صحرایی ما تقریباً تا 6، 7 کیلومتری خط مقدم میآمدند. من از بیمارستانی در عملیات بدر بازدید کردم که گلوله خمپاره به آنجا میرسید و خمپاره 120 اطراف بیمارستان میخورد.
مردم به خداوند تکیه کردند و روی پای خودشان ایستادند؛ پزشک، جراح، مهندس، دانشجو، دانشگاهی و استاد همه به صحنه آمدند. وقتی همة ما از همة توانمان استفاده کردیم بدانید خداوند بزرگ ما را در همة صحنهها پیروز میسازد.
امروز روزگاری است که ممکن است به نظر بعضیها روزگار بسیار سختی برسد. من قبول دارم زندگی مردم توأم با مشکلات است. این را با همه وجودمان، نه تنها با آمار و ارقام، حس و لمس میکنیم. به هر حال مفهوم تورم 42، 43 درصد را همة ما میدانیم. وقتی جنسی 40، 42، 43 درصد نسبت به مدت مشابه در سال گذشته گرانتر در اختیار مردم قرار میگیرد، معنایش سختی و فشار روی همة مردم است؛ وقتی بیکاری در جامعة ما افزایش پیدا میکند معنایش فشار بر جامعه و مردم است؛ یعنی خانوادهای که دو فرزند عزیز خودش را بزرگ کرده و به دانشگاه فرستاده یا فارغالتحصیل شدهاند یا در آستانه فارغ التحصیلی هستند و شغل برایشان نباشد معنایش روشن است که چه خواهد شد؟ وقتی در کشوری رشد و توسعه نیست معنایش روشن است.
وقتی ما میگوییم بیکاری، گرانی و تورم، فشار آن روی همه هست و خانواده ایثارگر و غیرایثارگر فرقی نمیکند، همه آنها تحت فشار قرار میگیرند. دولت تلاشش بر این بوده که قدم به قدم با حمایت مردم از این فشارها کاسته بشود.
ما دولت را با 43 درصد تورم شروع کردیم. آمار امروز 33 درصد است . از 43 به 33 درصد آمدیم که کار بسیار بزرگی است. ممکن است بگویید هنوز گرانی هست. بله، هنوز هست، ما هنوز خیلی کار داریم. باید این را به 30 ، 25 و انشاءالله در سال آینده به 18 و 12 درصد برسانیم. تازه آن وقت یک زندگی معمولی میشود. کار یک روزه نیست اما کار شروع و درست هم شروع شده. مسیری که ما انتخاب کردیم مسیر درستی است. مسیری که این دولت با مشورت با همة متخصصین و صاحبنظران شروع کرده و ادامه میدهد، مسیر درستی است. منتها باید صبر و تحمل کنیم، چون یک مشکل بزرگ را یک روزه و یک شبه نمیشود حل کرد، اما به حول و قوه الهی ما در مسیر حل مشکل هستیم و آن را حل خواهیم کرد.
مردم ما در سایة تحریم و تورم در فشار فراوانی بودند. تحریمها هنوز تمام نشده، تحریمها ظالمانه بوده و هست. تحریم معنایش این است که جنس گرانتر به دست شما میرسد. تحریم معنایش این است که گندمی را که میخواهیم وارد کنیم، هم در خرید گندم و هم در حمل و نقل باید پول بیشتری بدهیم. به خاطر تحریم کشتیرانی و بیمه باید پول بیشتری برای حمل بدهیم، وقتی تحریم باشد معنایش این است که فشار تحریم روی دوش مردم است. من به همة سران کشورهای اروپایی که تا به حال دیدار کردم به تناسب بحث به آنها گفتم که تحریم نه تنها غیرقانونی بلکه ضد حقوق بشر است. برای اینکه دارو و تجهیزات پزشکی بیمارستانهای ما هم گرانتر به بیمارستانها میرسد؛ ضمن اینکه برخی از آنها به دست ما نمیرسد.
ما چطور توانستیم در انقلاب و جنگ تحمیلی پیروز بشویم؟ تمام قدرتهای بزرگ رو در روی انقلاب بودند؛ در جنگ تحمیلی هم پشتیبان دشمن بودند در سایة وحدت، مقاومت و صبر مردم ما هشت سال روی پای خود ایستادند و این کار آسانی نبود. البته در این اواخر هواپیماهای دشمن به بندرعباس هم رسید که تقریباً جز مناطقی بود که از میدان جنگ فاصله داشت. اما شما شهرها و روستاهایی را که زیر توپخانه قرار داشت در نظر بگیرید. بسیاری از شماها رزمنده بودید و در صحنه نبرد بودید، فرزندان و عزیزان شما در صحنه نبرد بودند و میدانند صبر و تحمل یعنی چه؟ مطمئن باشید امروز هم در سایه ایستادگی، وحدت و روی پا خود ایستادن، صبر و تحمل از همة مشکلات به حول وقوه الهی قدم به قدم عبور خواهیم کرد.
اما این معنایش این نیست که دولت احساس نمیکند در برابر خانوادههای ایثارگران دین بزرگی را بر دوش دارد. من از روز اولی که با جناب آقای شهیدی برای اینکه این مسئولیت را بپذیرد صحبت کردم، به ایشان گفتم که برای من این مسئله چقدر مهم است و گفتم من احساس دین میکنم، تمام این عزیزان به گردن ما حق دارند. من هر وقت به زیارت خانواده یک ایثارگر، شهید یا جانبازان عزیز میروم یک دنیا صبر و استقامت را احساس میکنم.
من به خانه عزیزی رفتم که یک چشم، دست و پاهایش را از دست داده بود. اولاً این در تمام مدتی که ما در خدمتش بودیم گفت و خندید و واقعاً به همة جمع ما روحیه میداد. بعد به من به تعبیر خودش گفت حاج آقا از شما یک تقاضایی دارم، گفتم بفرمایید. گفت دلم میخواهد به معلولین بیشتر برسید، نه به ما جانبازان.
ما جانبازها محترم هستیم و همه به ما توجه دارند، ولی شما به آن شخصی که معلول است وجانباز نیست برس. من خیلی تکان خوردم از روحیه، عظمت و بلندی.
من به خانوادههایی رفتم که سه فرزندشان را در راه خدا دادند؛ زیارت چه روحیه بلندی، گفتند ما کاری نکردیم، ما در راه خدا دادیم و روحیه بلند ملت ما چقدر قشنگ و زیباست.
کجای دنیا سراغ دارید که اینگونه صحبت کنند و بگویند: ترجعون من الله یرجعوا؛ سختی برای همه سخت است، غم برای همه غم است، مصیبت برای همه مصیبت است اما یک چیز شما دارید که دیگران ندارند، یک چیز است اسلام دارد که دیگران ندارند، امید به خدا و حق دارید. این امید به حق است که ما را با نشاط بار میآورد و روحیه لازم را برای ایستادگی و مقاومت به ما میدهد.
نعمت توجه به حق، رضای به قضای حق، صبر و استقامت در بلا و آزمایش الهی احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون و لقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین الصدقوا ولیعلمن الکاذبین(عنکبوت، 2و3). و آنجاست که روشن میشود در آزمایش الهی قرار میگیریم و در آزمایش خداست که روشن میشود صابرین واقعی چه کسانی هستند؟ آنهایی که اهل رجاء و امید به حق هستند چه کسانی هستند؟
علیرغم همة مشکلات و علیرغم اینکه معامله شما باخداست هیچ وقت یادمان نرود که اگر عضوی را در راه خدا دادیم یعنی کار قمربنیهاشم را انجام دادیم، و اگر عزیزی را در راه خدا دادیم همچون امام حسین (ع) یادمان باشد آن عزیزمان یا سلامت خودمان را که از دست دادیم با هیچ چیزی جز خداوند معامله نکنیم و همینطور هست، شما با هیچ چیزی جز حق معامله نمیکنید و اینجاست که شما آموزگاران ما هستید.
خانوادة ایثارگران، شهدا، جانبازان عزیز، آزادگان عزیز و همه ایثارگران معلمهای بزرگ در این کشور هستند. ما درس را باید از شما یاد بگیریم و بیاموزیم. مردم ما مردم قدرشناسی هستند. قدر شما خانوادههای ایثارگر را میدانند. همه میدانند که اگر ایثارگری و فداکاری شما نبود بر سر کشور چه بلایی میآمد.
همة آنهایی که به این کشور ظلم کردند، آثار آن ظلم را دیدند و خواهند دید. آن خانوادههای شهدا، ایثارگران و عزیزان آنهایی که در خون خود در جبهه بیگناه و مظلومانه غلتان بودند، این آه دامن همه را گرفته و بیتردید خواهد گرفت. اما در عین حال دولت در حد توانش در خدمت شما خانوادههای ایثارگر با افتخار خواهد بود.
قانون جامع مربوط به ایثارگران که به هر دلیلی سالها اجرا نشده و روی زمین مانده است، در دولت به جناب آقای شهیدی گفتم و اینجا هم اعلام میکنم دولت دستور اجرای این قانون را صادر کرده است و انشاءالله به حول و قوه الهی قدم به قدم این قانون را اجرا خواهیم کرد؛ در حدی که دولت توان دارد این کار را خواهد کرد.
ماه اسفند هم میدانید که ماه سختی برای دولت و آنهایی است که سرپرست یک خانواده هستند. برای دولت که جمعیت بزرگی را تحت تکفل دارد دوران سختی است. در عین حال در حد توانمان بخشی از بدهیهایی را که داشتیم [پرداخت میکنیم.] آقای شهیدی پولش هم به حساب شما واریز شده و انشاءالله هفته آینده در حساب ایثارگران عزیز ما [واریز میشود.]
ما در سال آتی هم انشاءالله قدمهای بعدی را هم برخواهیم داشت. این به معنا این نیست که ما خواستیم کمکی به خانوادههای ایثارگر بکنیم، ابداً اینگونه نیست. خانوادههای ایثارگر، عزیزان، بزرگان و معلمین ما هستند. وظیفة ما اجرای قانون این است. این وظیفه ماست و در حد توان این قانون را پیاده کردیم و خواهیم کرد.
انشاءالله همه دست به دست هم میدهیم، مسیر پیشرفت کشور را با ادامه میدهیم و ایران آبادی میسازیم که روح شهدای ما انشاءالله از همة ما راضی باشند و خانوادههای ایثارگر به ایران با عظمت خودشان بیش از گذشته افتخار بکنند.
من از محضر شما مرخص میشوم. اما جناب آقای شهیدی اینجا میماند، همه نکاتی که مورد نظر شما هست را منتقل بکنید و انشاءالله در حد توان در اجرای آنها خواهیم کوشید.
السلام علیکم و رحمةالله و برکاته