سيدعباس موسوي، معاون دفتر رياستجمهوري در گفتگو با روزنامه اعتماد در رابطه با پيشنهادات ادعايي ارايه شده از سوي تهران بهرغم شكافهاي عميق ميان دو بازيگر و نيز سناريوهاي احتمالي ناشي از تداوم اين فرآيند گفت: واقعيت اين است كه در ارتباط با مسایل بين ايران و امريكا بايد به چند نكته مهم و كليدي توجه داشت: نكته اول انباشت مسالهها، دوم ديوار بلند بياعتمادي و گزاره سوم نيز پيچيدگي مسایل ميان دو بازيگر است. لذا با لحاظ كردن اين سه نكته حياتي و كليدي اگر بنا بر حل مسایل از طرق ديپلماتيك و مشخصا مذاكره باشد و از سوي ديگر دوطرف نيز عزم جدي در راستاي اتكا به ديپلماسي و مذاكره داشته باشند، بديهي است كه در كوتاهمدت نميتوان به راهحل موثر، مرضيالطرفين و پايدار دست يافت.
معاون سیاسی دفتر رياستجمهور در ادامه خاطرنشان كرد: به عبارتي نميتوان در پاسخي كوتاه موضوع به اين مهمي را به خوبي تشريح كرد، اما مشكل ديگري كه در اين زمينه وجود دارد، اين است كه طرف مقابل به هر دليلي به دنبال پاسخي ساده براي سوالي سخت است. پرواضح است اين امر با واقعيتهاي جهان ديپلماسي و سياست سازگار نيست و در ابتدا بايد اين نكته را براي حريف جا انداخت و او را به اين درك رساند. لذا از اين منظر ميتوان گفت اگر گام اول پايان جنگ و ايجاد فرصت براي ديپلماسي باشد، بهتر ميتوان به نتايجي واقعي و نه صوري اميدوار بود. لذا در صورت پذيرش اين گزاره مهم از سوي طرف مقابل ميتوان اميد داشت كه روند ديپلماسي در ادامه تقويت شود.
سيدعباس موسوي در پاسخ به ديگر در ارتباط با تداوم فشارهاي ژئوپليتيك تحميلي توسط ايالات متحده بر ايران در قالب محاصره دريايي و كشاندن منازعه به درياها تشريح كرد: واقعيت اين است كه محاصره دريايي در چارچوب حقوق بينالملل يك «اقدام قهري» تلقي ميشود و لذا بخشي از رويارويي و جنگ است. بنابراين، بر خلاف ادعايي كه طرف امريكايي مطرح كرده مبني بر اينكه آتشبس برقرار شده و همچنين در نامهاي به كنگره مدعي شده كه جنگ با ايران خاتمه يافته، به واقع اقدام خصمانه از طرف امريكا عليه ايران همچنان بهطور فعال در حال اجراست. در اين زمينه نيز سناريوهايي محتمل است، در سناريوي ابتدايي بايد گفت كه ايران از خويشتنداري دست بكشد و همزمان به اقدام خصمانه امريكا پاسخ متقابل بدهد كه در اينصورت، تشديد تنش محتمل خواهد بود. موسوي اما در تشريح سناريوي دوم متذكر شد كه در موردي ديگر نيز بايد توجه داشت كه با توجه به حقوق ايران در كنترل تنگه هرمز در شرايط خاص و مشخصا در شرايط جنگي كه در آن قرار داريم، تبعات تداوم اين وضعيت بر بازارهاي انرژي و ساير اقلام ضرري كه متوجه كشورهاي مختلف است، ارادهاي براي متقاعد كردن ترامپ جهت دست كشيدن از قلدري و زيادهخواهي شكل گرفته و در راستاي پيشنهاد مطرح شده از سوي ايران راه براي ديپلماسي هموار شود. به باور موسوي قطعا اين سناريو به نفع خود ايالات متحده و همچنين كشورهاي منطقه و ساير كشورهاي ذينفع جهاني است.
معاون سیاسی دفتر رياستجمهور در ارتباط با گمانهزنيها درباره نتايج حاصل از تداوم محاصره براي صادرات نفت ايران توسط واشنگتن و اهرمهاي موجود در دست تهران براي خنثيسازي اين تبعات خاطرنشان كرد: رويكرد و اهرم جمهوري اسلامي ايران اعمال فشار بر طرف مقابل براي توقف عمل غيرقانوني «راهزني دريايي» و رفع مزاحمت براي كشتيراني در آبهاي بينالمللي از طريق اعمال حق حاكميتي خود در تنگه هرمز مطابق اصول حقوق بينالملل در زمان جنگ است. به باور موسوي متاسفانه دشمن در محاسبات خود در شناخت ايران و جغرافياي ايران همانند تمامي ارزيابيهاي پيشين خود دچار اشتباه استراتژيك است، چرا كه ايران كشوري است كه با 15 همسايه آبي و خاكي ارتباط دارد كه نميتوان به راحتي آن را محاصره كرد. اين در حالي است كه تنگه استراتژيك هرمز آلترناتيو فوري و بلافصل ندارد. سخنگوي پيشين دستگاه ديپلماسي كشورمان در ادامه به «اعتماد» گفت: به نظر ميرسد دشمن فراموش كرده كه فناوري موشكي و ساير فناوريهاي نظامي و دفاعي كشورمان در زماني به دست دانشمندان و مهندسان غيور ايراني ساخته شده كه از 47 سال پيش همواره تحت محاصره و تحريم امريكا و شركاي غربي بوديم. بنابراين ميتوانم بگويم مهمترين ابزار ما در مقابله با محاصره غيرقانوني دريايي امريكا، اتكا به توانمندي، تجربه و ذكاوت ايراني در شكستن زنجيرها و بالندگي در ميانه سختيهاست، چنانكه همواره اينگونه بوده است.
معاون دفتر رييسجمهور در ادامه اين گفتوگو و در ارتباط با روند مديريت تنگه هرمز توسط ايران آن هم در شرايط خاص و نيز تبعات جهانياش بالاخص بحران انرژي در جهان گفت: اول اينكه توجه داشته باشيم تنگه هرمز را ما نبستهايم، بلكه بهواسطه جنگ غيرقانوني و ظالمانه امريكا و رژيم صهيونيستي عليه كشورمان، اين آبراه استراتژيك دچار اختلال در آمد و شد كشتيها شده است. بنابراين در سايه اقتدار نيروهاي دريايي ما كه دهههاست به عنوان نگهبان امنيت و ايمني دريانوردي در اين تنگه واقع در محدوده آبهاي داخلي و آبهاي سرزميني ايران عمل كردهاند، اين شاهراه باز و عبور از آن نيز ايمن بوده است. موسوي در ادامه و در رابطه با رويكرد كشورهاي غيرمتحد با ايالات متحده در رابطه با اعمال محاصره دريايي در اين تنگه خاطرنشان كرد: جمهوري اسلامي ايران مطابق اصول حقوق بينالملل دروضعيت جنگي كنوني براي دفاع از امنيت ملي خود محدوديتهايي را نسبت به تردد كشتيهاي متعلق يا مرتبط با دشمن اعمال كرده است. بسياري از كشتيهاي كشورهاي دوست و غيرمرتبط با دشمن با مجوز نيروهاي مسلح ايران از اين تنگه عبور كردهاند. بنابراين، شرايط به قبل بر نميگردد ولي اگر بنا باشد با لحاظ شدن شروط تهران شرايط به قبل بازگردد بايد عامل برهم زننده شرايط قبل يعني جنگ و تهديد عليه ايران كاملا رفع شود. به باور موسوي نكته ديگر اين است كه جامعه جهاني در اين مدت متوجه شد و به اين درك رسيد كه جمهوري اسلامي ايران چه كالاي ارزشمند و گرانبها و استراتژيك، يعني”امنيت و ايمني»را در اين آبراه بدون هيچگونه چشمداشت مادي تامين ميكرده است. موسوي در ادامه با اشاره به تبعات خروج امارات از اوپك نيز تشريح كرد: واضح است كه اكنون نيز جهان متوجه عمق و اهميت استراتژيك تنگه راهبردي هرمز شده و اين يكي از تبعات اين جنگ بر معادلات منطقه است.
سيدعباس موسوي در ادامه و در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با رويكرد جريانهاي داخلي ايالات متحده نسبت به عملكرد دونالد ترامپ، رييسجمهور اين كشور و نيز ايجاد انشقاق و دودستگي ايجاد شده در ميان جمهوريخواهان به واسطه تجاوز به كشورمان گفت: پرواضح است كه ما جنگي را با امريكا شروع نكردهايم. آنها بودند كه به همراهي و در حمايت از رژيم صهيونيستي تجاوزات خود را عليه كشورمان و درست در ميانه مذاكرات آن هم در شرايطي كه ادعا ميكردند روند به خوبي پيش ميرود، آغاز كردهاند. به گفته موسوي با اين همه ايران خواهان پايان عيني و همچنين پايدار جنگ و تضمين عدم تكرار آن است. لذا اينكه در مقطع كنوني حاميان رييسجمهور امريكا و نيز مخالفان دموكرات او چگونه بايد در مقابل عملكرد رييسدولت قانع شوند، مشكل شخص ترامپ و تيم جنگطلب حلقه اطراف او است كه البته بايد براي افكار عمومي جهان، مردم امريكا و حتي حاميان جمهوريخواه خود توضيح دهند كه اين جنگ غيرضروري را به چه دليلي آغاز كردند؟ همچنين تشريح كنند كه چرا جنايتهايي مانند مدرسه ميناب و ساير جنايتهايي را كه در تجاوز چهل روزه عليه كشورمان مرتكب شدند و دستاوردشان از اين همه بدنامي و رسوايي حقوقي و اخلاقي چه بود؟ در هر حال، مردم امريكا و افكار عمومي اين كشور حق دارند اين پرسش را از دولتمردان خود مطرح كرده و دولتمردان نيز بايد افكار عمومي را در اين زمينه قانع كنند.