متن کامل سخنرانی در جلسه با وزیر و معاونین وزارت راه و شهرسازی

-

شناسه خبر: 82359 -

دوشنبه 29 ارديبهشت 1393 - 13:02

بسم الله الرحمن الرحیم
من مایل بودم که به غیر از وزیر راه و شهرسازی معاونین و مسئولین محترم هم به طور خلاصه نظراتشان را بیان کنند، ولی فکر می‌کنم مطالب مورد نظر در سخنان آقای وزیر قاعدتاً جمع شده بود.
روال ما در وزارتخانه‌ها این طور است که ابتدا معاونین هر کدام دو سه دقیقه صحبت می‌کنند و در آخر وزیر پنج دقیقه که مجموعاً بیست دقیقه‌ای را گوش می‌کنیم و بیست دقیقه‌ای هم ما مزاحم می‌شویم ولی به هر حال امروز با روال جدید نکاتی که مورد نظر شما بوده در مجموعة مفصلی که آقای وزیر بیان کردند قاعدتاً تدوین شده بود.
من به خاطر ضیق وقت از مطالبی که می‌خواستم مطرح کنم دو سه نکتة اصلی را اشاره می‌کنم:
اولاً سال 1393 باید سال رونق برای ما باشد و برنامه و اقدامات دولت بر همین مبناست. ما در ستاد هماهنگی اقتصادی یکی یکی از را وزرا دعوت می‌کنیم و هر کدام برنامه سال 1393 را به ما می‌دهند و به ما می‌گویند که در سال 1393 به چه مقدار اشتغال تعهد می‌کنند. قاعدتاً این وزارتخانه هم اعلام خواهد کرد که در سال 1393 چه مقدار قادر است که اشتغال درست کند. حالا رونق و پشت سر گذاشتن رکود و شروع اشتغال در کنار هم قرار دارد.
آخرین آماری که مرکز آمار داده و در این شورا بحث شد تأسف بار بود؛ یعنی از سال 1384 تا 1389 به طور خالص شغلی ایجاد نشده است و چند هزار شغل بیشتر نیست. آمارهای قبلی مقداری بیشتر بود. آخرین آماری که من دیدم از بیست میلیون 1384 و همین مقدار هم در سال 1391 بوده است و تغییر چندانی نکرده و این خسارت بزرگی است و معنای این آن است که همه آن کسانی که فارغ التحصیل دانشگاه شده‌اند آماده به کار شده‌اند و همه منتظر شغل و کار هستند مخصوصاً آنهایی که که تسهیلات عالی دارند. تازه این اشتغال معلوم نیست چه مقدار برای ایرانی‌ها و چه مقدار برای غیرایرانی‌هایی است که الان در ایران کار می‌کنند. در این آماری که من دیدم ملیت کاملاً مشخص نیست ولی می‌توانیم تخمین بزنیم.
پس امسال مبنای حرکت ما اشتغال است. این اشتغال می‌تواند مسکن و راه و ... را درست کند و یکی از اهداف اساسی دولت در سال 1393 است.
نکتة دوم اینکه هر کاری را که می‌توانیم باید به مردم واگذار کنیم. هرچه باشد، مگر کاری باشد که مردم نتوانند. دولت متکفل هیچ امری نخواهد بود بلکه زمینه ساز امور خواهد بود. دولت در سایر زمینه‌ها باید زمینه را آماده کند تا شرکت‌های خصوصی و مردم بتوانند سرمایه‌گذاری کنند، حالا را خودشان یا با شرکت خارجی یا از صندوق کمک می‌گیرند، به هر حال به هر شکلی که هست ما باید کاری کنیم که مردم به صحنه بیایند و کار کنند. دولت هیچ وقت نمی‌تواند نه صنعتگر خوب، نه راه ساز خوب و نه تولیدکننده هواپیما، جاده، ریل و مسکن باشد ولی در همه این موارد می‌تواند هدایتگر، برنامه‌ریز، تسهیل کننده باشد و زمینه را آماده کند و توقع ما الان از دولت و این وزارت همین است که مسئولیت بسیار سنگینی هم برای مسائل زیربنایی و رفاه و سلامت مردم دارد. به هر حال بهترین وسیله تفریح مردم کشور ما در ایام تعطیلی است که با وسیله شخصی خودشان سفری را انجام دهند.
کارمند هر نوع شغلی که دارد به زمانی برای تفریح نیاز دارد. قدیم ما فکر می‌کردیم اگر کسی نیم ساعت در استخری شنا کند بی غصه و تن‌پرور است یا اگر کسی پیاده روی می‌رفت می‌گفتند بی کار است. البته اگر به 50 سال پیش برگردیم مردم نیازی نداشتند به خاطر اینکه کار روزمره آنها با راه رفتن، تلاش، کوشش و فعالیت بدنی توأم بود. اما جایی که مشاغل بیشتر پشت میزنشینی و ساکن بودن و حرکت نکردن است اینها جزو ضرورت‌های زندگی است.
تفریح هم امروز جزو ضرورت‌های زندگی است. ما نمی‌توانیم به مردم بگوییم چرا ایام تعطیلات با ماشین از شهر خارج می‌شوید؟ ما می‌توانیم برای شما تسهیلات فراهم کنیم و از آنها خواهش کنیم که در این تفریحات سالم مواظب محیط زیست باشند برنامه‌ریزی کنیم و فرهنگ خوب رانندگی کردن را به وجود بیاوریم که اساساً برای ایجاد آن فرهنگ پلیس، دوربین و اصلاح جاده‌ها هم لازم است. بعضی جاده‌ها عامل اصلی تصادفات ممکن است به نوع مهندسی راه مربوط بشود که باید آن اشکالات رفع شود. گاهی ممکن است اشکالی نباشد ولی با تونل یا پل کوچکی بشود معضل را حل کرد.
به هر حال ما در مسائل جاده‌ها وظیفه‌ای انسانی بر عهده داریم. در سال آمار و ارقامی که می‌گویند غیرقابل قبول است. اینکه 28 هزار نفر در جاده‌ها کشته شوند تبعات فراوانی دارد. به همین اندازه عده‌ای ممکن است معلول شوند یا در بیمارستان بستری شوند و یا مشکلاتی برای آنها پیش بیاید که تا آخر عمر گرفتار آن باشند. امیدواریم کاهش پیدا کند ولی هر مقداری که تصادفات باشد این عدد غیرقابل قبول است.
مسئله شدت انرژی در کشور خیلی مهم است. ما هرچه از چاه‌های نفت و گاز تولید می‌کنیم بعد تصفیه می‌کنیم و به انواع خودروها می‌دهیم. باید اینها را به نرم معمول جهانی برسانیم. الان شدت انرژی ما هم در گاز و نفت بالاست. یک راه، راه قیمتی است؛ یعنی قیمت محصولات را بالا بیاوریم تا مردم کمتر مصرف کنند. این یک راه است ولی همه راه نیست.
در بحث هدفمندی یارانه‌ها هم هدف اصلی این بود که بتواند جلوی شدت انرژی را بگیرد. در هدفمندی یارانه‌ها مسیر کجی بنیانگذاری شد و مردم به این مسیر کج عادت کردند. ما اگر می‌خواهیم در این کشور کاری انجام دهیم باید با رضایت و آمادگی مردم باشد.
بعضی‌ها نفهمیدند ما برای چه از مردم خواستیم ثبت نام کنند و اگر می‌توانند انصراف دهند. هدف اصلی ما این بود که آمادگی جامعه را برای تحول در یارانه بسنجیم. اگر آمادگی خوبی از لحاظ فرهنگی و اجتماعی وجود دارد، بدانیم. به هر حال دولت نمی‌تواند با نظر اکثر مردم مخالفت کند. باید مردم را همراه کند. دولت راه میانه‌ای را اتخاذ کرد یعنی گفت آن کسی که خودش اظهار می‌کند که به این یارانه نیاز دارم، ما به اظهارات مردم اعتماد می‌کنیم، اما در عین حال هر مقدار درآمد یارانه ما از آن یارانه نقدی بیشتر شد در راه جدیدی که بیشتر به نفع مردم است مصرف می‌کنیم؛ لذا در بحث سلامت قدم بزرگی برداشتیم. ما می‌توانستیم یارانه نقدی را بیشتر کنیم ولی این را در بخش سلامت و بهداشت سرمایه‌گذاری کردیم و به اعتقاد ما کار اساسی‌ای صورت می‌گیرد. به هر حال بیمارستان‌ها مجهز می‌شوند، داروها به تدریج زیر پوشش بیمه قرار می‌گیرند، بیماران صعب‌العلاج تحت پوشش قرار می‌گیرند و آنهایی که بیمه نیستند همه بیمه می‌شوند.
در این مدتی که اعلام کردیم حدود چهار و نیم میلیون نفر برای بیمه ثبت‌نام کرده‌اند. به هر حال همه مردم بیمه می‌شوند و بخشی از بهداشت و درمان آنها از طریق بیمه تأمین می‌شود. بخشی ازیارانه‌ها صرف محیط زیست، حمل و نقل عمومی، تولید و یارانه کالایی برای افرادی که خیلی آسیب‌پذیر هستند – دهک‌های یک و دو– می‌شود. این دولت راه جدیدی را شروع کرده است. این دولت نه راه دولت قبلی را ادامه می‌دهد و نه خواست کاری کند که مردم با آن موافق نباشند.
به هر حال علت درخواست از مردم این بود که هرچه انصراف بیشتر می‌شد ما کار بیشتری می‌توانستیم انجام دهیم. خود مردم هستند که باید این فرهنگ برای آنها تبیین شود که چه کار بکنیم که مصرف انرژی در کشور ما کمتر شود.
در بحث مسکن، مصالح ساختمانی در دنیا کاملاً در حال متحول شدن است. البته در سفری که به داووس رفتم سفیر ما اصرار داشت که بخش خانه‌سازی‌ای را از نزدیک ببینیم ولی وقت نشد. خانه‌هایی که با کاه ساخته می‌شوند که سبک‌ترین خانه‌هاست و بهترین راه برای مسئله زلزله است و عجیب اینکه می‌گفت حرارت، سرما و گرما را اصلاً به بیرون منتقل نمی‌کند. دقیق بودن یا نبودن این گزارش را بررسی کنید. نه فقط این را بلکه به هر حال در بحث نانو بحث‌های مهم‌تر از این مطرح است.
در این وزارتخانه اولین نکته تغیر مصالح ساختمانی است. البته نه یک روزه بلکه به تدریج سراغ مصالح بهتر برویم. آیا همین مصاحلی که امروز استفاده می‌کنیم بهترین است و اینکه بر مصالح چگونه نظارت کنیم. آیا این مصالح کیفیت لازم را دارد؟ بتونی که ما درست می‌کنیم چگونه بر آن نظارت کنیم؟ چگونه قابل قبول است که ساختمانی در ایران درست می‌شود و بعد از سی سال می‌گوییم کلنگی است و چطور ساختمانی در اروپا درست می‌شود بعد از 150 سال هنوز کلنگی نیست و با تعمیر مختصر 250 سال عمر می‌کند، چرا؟ ما همه منابع و امکانات کشور را اتلاف می‌کنیم. چگونه می‌شود مهندس ساختمان ما با صد متر فضا ساختمانی می‌سازد که نه جای خواب و نه جای نشستن دارد و نه آشپزخانه آن راحت است و چطور مهندس فلان کشور ساختمان 30 متری را می‌سازد و همه فضای آن قابل استفاده است.
من در کشورهای شرقی خانه‌هایی را دیدم که کل مساحت آنها دوازده متر است. بحث این است که چگونه از فضا کمترین انرژی را استفاده کنیم. از وظایف اساسی وزارت مسکن و راه سازی باید این مسئله باشد. چه کار بکنیم که ساختمان ارزان‌تر و زودتر آماده شود؟ کجا ساختمان بسازیم؟ تا الان این‌گونه بوده که هر جا زراعت، باغ و درخت بوده را نابود کردیم و ساختمان درست کرده‌ایم. معلوم است که خطای استراتژیک در پیدا کردن محل ساختمان انجام داده‌ایم. مهم‌ترین مسئله این است که محل ساختمان کجا باشد.
اصلاً شهر جدید ما کجاست؟ چند شهر درست کرده‌ایم؟ در این کشور چند مکان داریم که می‌تواند شهر خوب باشد؟ در سال 1370 که ما با وزارت مسکن برای تغییر پایتخت صحبت می‌کردیم و حدود 53 جلسه در سطح ملی گذاشتیم و همه وزرا و مسئولین شرکت داشتند، آن موقع مکان‌یابی بر عهده وزارت مسکن بود، اینها پنج نقطه را پیدا کردند و گفتند اینها بهترین نقاطی است که می‌توانند در آینده پایتخت کشور باشد. بعضی از نقاط را ما دیدیم که قرار بود یکی از آنها به پایتخت تبدیل شود، البته در جلسات مکان، زمان و هزینه آن که چقدر خرج شود مشخص شد که بعد با مشکلات دیگری مواجه شد. همیشه آرزوی من این است که آن پنج نقطه امروز پانزده نقطه شود و ما شهر جدیدی حدود 500 هزار نفره را آماده کنیم و اطراف آن را با بخش‌های دیگر دولت و غیردولت جنگل کاری کنیم. به محص اینکه ما نقشه را آماده کنیم و اعلام کنیم بقیه کارهای آن را مردم درست می‌کنند، فقط مقداری سرمایه‌گذاری عمومی برای خیابان‌ها و همچنین مترو و فرودگاه می‌خواهد.
ما وقتی شهر جدید نمی‌سازیم شهر موجود به طور بادکنکی گسترش پیدا می‌کند و وقتی گسترش پیدا کند کنترل آن آسان نیست و حاشیه نشینی درست می‌شود. الان نزدیک شش میلیون حاشیه نشین داریم و در بافت‌های فرسوده هم حدود یازده میلیون نفر زندگی می‌کنند.
پس ما امروز مشکل مسکن داریم. اولاً باید برای شهرهای جدید طراحی کنیم و دوماً برای مقدار و حد توسعه شهرهای موجود برنامه‌ریزی کنیم. اگر ما بی‌حساب و کتاب طبقات را بالا ببریم مشکلی مثل شهر تهران درست می‌شود که الان خیابان‌هایی وجود دارد که کل آن ده متر است و هر دو طرف آن ساختمان‌های هجده طبقه درست کرده‌اند. همین طور این خیابان باریک کنار خیابان اصلی پرترافیک تهران قرار دارد. پس معلوم است بی‌حساب و کتاب است.
در سال 1385 گفتند ما نقشة تفصیلی جامع در اینترنت می‌گذاریم که دست هم نمی‌خورد و اکثر خانه‌ها دو طبقه و جاهای خاصی سه طبقه یا چهار طبقه خواهد بود، بلند مرتبه‌ها هم در چند طبقه منحصر می‌شود. ما فقط اینها را در مصاحبه‌ها شنیدیم و هیچ خبری هم نشد. اگر قرار باشد مرتب تبصره بخورد امروز بگوییم پنج طبقه و بعد یک طبقه اضافه کنیم بعد پول کم بیاوریم یک طبقة دیگر اضافه کنیم بر چه مبنایی می‌توانیم جواب بدهیم که حقوق مردم را چگونه می‌توانیم تعیین کنیم.
به هر حال بحث مسکن بحث بسیار مهمی است. باید برای آن راه حل پیدا کنیم. نباید به منابع بانک مرکزی متکی شویم. بزرگ‌ترین خسارت را در تورم کشور مسکن مهر ایجاد کرد. همه متخصصین بانکی و بانک مرکزی می‌گویند کل پایة پولی ما از اول تاریخ خلق پول تا امروز 60 هزار میلیارد تومان بود و40 هزار میلیارد به آن اضافه شد که همه این مشکلات به خاطر مسکن مهر بوده است. یعنی هیچ مبنای عقلایی، محاسباتی و اقتصادی وجود ندارد. بعد هم ای کاش با این پول بیست شهرک خوب درست می‌شد که مدرسه، مرکز تفریحی و... آن درست بود. اینکه ما آجر روی آجر بگذاریم و طرف در آن ساکن شود، چگونه فردا از آن مکان تردد کند یا به نانوایی و قصابی برسد و بچه‌اش به مدرسه برسد؟ نمی‌شود که فقط مکانی درست کنیم که طرف شب بخوابد و صبح بیرون بیاید. این که درست نیست. ممکن است اسم آن را منزل یعنی محل نزول گذاشت، ولی مسکن نیست، مسکن یعنی محل آرامش و سکونت. دو چیز در خانه مایه آرامش است.
دو چیز در منزل مایه آرامش است یکی نوع آن ساختمان و محل سکونت و دوم همسر خوب. اصلاً قرآن می‌گوید ازدواج کنید برای اینکه آرامش پیدا کنید. مسکن و همسر خوب موجب سکونت و آرامش می‌شود. اگر هر کدام از اینها درست نباشد مسکن نیست ولی ممکن است منزل باشد.
غیر از بحث مسکن که ما باید برای آن برنامه ریزی کنیم و تسهیلاتی را فراهم کنیم، که چند درصد برای بانک و چند درصد برای مردم باشد، دنیا و کشورها دیگر چه کار می‌کنند و... باید بررسی شود. اصل این حرف که ما مسکن ساز نباشیم حرف درستی است. همه زمینه‌های لازم را آماده کنیم برای اینکه مردم مسکن‌دار شوند نه اینکه ما مسکن بسازیم.
دنبال شهرسازی جدید هم برویم. مسئله پایتخت را هم مطرح کنیم که در جاهای مختلف از جمله مجلس و مجمع تشخیص و هم در شورای امنیت بحث شده است و شما لااقل جایی را معین کنید که مکان پایتخت را مشخص کنیم و همین‌طور کارهای حقوقی آن را هم انجام دهیم تا اجرای آن که به پیشنهاد من زمانی باید بار تهران را کم کنیم. بار سنگین بر دوش تهران است. تهران همیشه به عنوان مرکز تجاری اقتصادی باقی می‌ماند؛ حتی ممکن است به عنوان مرکز دانشگاهی و کارگری باقی بماند ولی می‌تواند مرکز سیاسی آن جدا شود و مقداری بار از روی دوش تهران برداشته شود.
بنابراین ما در بحث مسکن بار سنگینی بر دوش داریم و باید قدم برداریم و آن را حل کنیم. آن بار باقی ماندة دولت قبلی که بر دوش شماست و کارهای جدیدی را که باید انجام دهید را سامان بدهیم.
مسئلة بعد مسئله راه است که بسیار مهم است؛ چون هم زیربنایی است و هم اشتغالزاست. خداوند کشوری را با ویژگی‌های ژئوپولوتیک خاص به ما داده است. همین الان هم با صرفه‌ترین راه هوایی شرق به غرب یا غرب به شرق از آسمان ایران است. اگر تهران می‌توانست فرودگاه بزرگی برای ترانزیت داشته باشد بسیاری از هواپیماها در تهران می‌نشستند و مسافرها جابه‌جا می‌شدند. حالا بگذریم که زمانی شرکتی چند ملیتی قبل از اینکه فرودگاه امام به این صورت درست شود آماده بود هر سه فاز این فرودگاه را ظرف سه سال اجرا کند و کل پول آن را هم خودش پرداخت کند و از بخش ترانزیت آن ظرف ده تا پانزده سال درآمدی داشته باشد. این بحث مربوط به سال 1371-1372 است. آن زمان نپذیرفتند و ملال‌آور است. شخصی به من گفت چرا دنبال این شرکت چند ملیتی هستی؟ من زودتر و بهتر از خارجی‌ها این فرودگاه را درست می‌کنم. همین الان به فرودگاه امام بروید. ببینید تسهیلات این فرودگاه بعد از این همه فراز و نشیب چگونه است. تازه این یک فاز آن است.
به هر حال ما باید امکانات لازم را برای اینکه ایران در حمل و نقل و ترانزیت هوایی موفق باشد فراهم کنیم. ایران این جایگاه، استعداد و درآمد را دارد. این برای ما افتخار نیست که میلیون‌ها مسافر برای جابه‌جایی به تهران بیایند و در آن سالن ترانزیت اثر یادگاری از صنعت دستی ایران بخرند؟ آیا این اشکال شرعی داشت؟ چرا کشور را محروم کردیم؟ چگونه می‌خواهیم جواب دهیم؟ با شعارهای بی اساس، بی‌محتوا و بی‌ریشه، عده‌ای بدون اینکه برنامه‌ای داشته باشند و منابع ملی و آینده کشور را درک کنند و بدون اینکه بدانند ثروت چگونه خلق می‌شود عادت کرده‌اند فقط شعار می‌دهند.
ما در این کشور روی ثروت خوابیده‌ایم. کشور ما این همه امکانات و استعداد دارد؛ در ریل و جاده هم همین‌طور، بهترین راه دسترسی کشورهای شمالی ما به آب‌های جنوب و آزاد جمهوری اسلامی ایران است. ما باید چابهار را احیا کنیم و ریل را از چابهار به خط سراسری خودمان متصل کنیم تا کشورها از این ریل استفاده کنند. در اکثر جاها ریل‌های ما کهنه، یک خطه و غیربرقی است که باید اینها را اصلاح کینم.
در سال 1373 کشوری حاضر بود با پول خودش تمام راه آهن ایران را دو خطه کند. این را مطرح کردیم، گفتند راه آهن که چیزی نیست، زیرساخت آن و ریلش را خودمان درست می‌کنیم و لوکوموتیو هم داریم. کسی باید بیاید حرف‌هایی که گفته شد را حساب کتاب کند که چرا این حرف‌ها گفته شده؟
دنیای امروز دنیای تعامل است. خیلی خوب است که ما روی پای خودمان بایستیم و همه چیز را خودمان تولید کنیم و هیچ چیز را از خارج نخریم و صادر هم نکنیم. مگر در دنیا عقل نداشتند که این کار را کردند که ده تا شرکت خودروسازی را تبدیل به یک شرکت کردند. دنیا به این نتیجه رسیده که اگر یک قطعه‌ای را هزار تا در روز بزند ارزش ندارد بلکه باید خط تولیدی درست کند که به جای هزار قطعه یک میلیون قطعه بزند و به جای اینکه خودش مصرف کند چهار نفر دیگر هم با آن شریک شوند. تمام این اتحادیه‌های منطقه‌ای که الان در جنوب شرق آسیا درست شده‌اند همین‌گونه است و با هم همکاری می‌کنند و سود می‌برند. ما باید به سود مشترک برسیم.
به هر حال ما باید در زمینة ریل کار بسیار بزرگی انجام دهیم. یکی از تصمیمات این دولت توسعه ریل در کشور است و این به نفع مسافر، کالا و بار و همه کشور است و معنی آن این نیست که کامیون‌ها و جاده‌ها بی‌استفاده شوند. کار بسیار وسیع است. همان طور که گفتم ما از 32 میلیون تن باید به دویست میلیون برسیم. این رقم بالایی است و باید حرکت وسیعی را انجام دهیم و بخش بزرگی از این کار باید روی دوش ریل بیاید. در ریل ارزان‌تر تمام می‌شود، مصرف انرژی ما پایین می‌آید و برای مسافر و کالا هم امن‌تر است. در ریل باید سرمایه‌گذاری کنیم و یکی از اولویت‌های دولت در مسئله ریل این است که باید سرمایه‌گذاری داخلی، خارجی و مشترک بیاوریم و از یک طرف بنادر و از طرف دیگر ریل را آماده کنیم و به کشورهای شمالی و غربی مثل پاکستان و افغانستان متصل شویم. همه این کارها در دست اجراست. باید اینها را سریع‌تر عملیاتی کنیم.
در مسئلة هواپیما و صندلی هواپیما رقم دقیق 34 هزار صندلی است. اگر ما 75 میلیون جمعیت داشته باشیم و برای هر هزار نفر یک صندلی در نظر بگیریم باید 75 هزار صندلی داشته باشیم. اینکه الان ما داریم کمتر از نصف است. اما آنچه مهم است مسئله سلامت هواپیما است. ما باید دنبال شکل صندلی و رفاه مسافر برویم، اصلاً جای بحث ندارد، اما باید سالم و امن باشد. متأسفانه کم و بیش مشکلاتی را می بینیم و این نگران کننده است و بر اعصاب و سلامت مسافر تأثیر می‌گذارد و مسافر کابوس آن را می‌بیند و خاطرة بدی برای او می‌شود.
الان شرایط سهل‌تری به وجود آمده برای اینکه قطعات هواپیما را بگیریم. این مذاکرات فراز و نشیب دارد اما پایان آن ان‌شاءالله توافق خواهد بود. به دلیل اینکه به نفع هر دو طرف است. بعضی‌ها می‌گویند که حتماً باید دو طرف شکست بخورند و بعضی‌ها که می‌خواهند جذاب‌تر شعار دهند می‌گویند ما باید پیروز شویم و آنها شکست بخورند. در دنیای امروز اینها معنا ندارد. شما اگر توانستی یک طرف را شکست دهی آن پیروزی دائمی نمی‌ماند و از بین می‌رود. این امر قرارداد پایدار و استوار می‌خواهد. ما که نمی‌خواهیم سر کسی کلاه بگذاریم و به دنیا دروغ بگوییم. ما از اول راست گفته‌ایم و امروز هم راست می‌گوییم. ما با فعالیت هسته‌ای دنبال بمب نبوده‌ایم. من در سخنرانی‌ای گفتم که اگر در آینده دیدند که ایران هیچ وقت دنبال بمب نرفت نگویند که ما ایران را وادار کردیم که دنبال بمب نرود. ایران هیچ وقت دنبال بمب نبوده است. اگر کسی در امریکا می‌خواهد شعار بدهد ایرادی ندارد ولی هدف جمهوری اسلامی ایران فناوری صلح آمیز بوده و دنبال خواهد کرد و به کسی هم ارتباط ندارد. این حق مردم ماست و از این حق هم استفاده می‌کند، اما در عین حال می‌خواهد مذاکرة بکند و در این مذاکره می‌خواهد به تفاهم و منفعت مشترک برسد. به نفع ایران، 1+5، منطقه وجهان باشد. هدف ما این است و ان‌شاءالله این کار دیر یا زود با فراز و نشیب انجام خواهد گرفت و شرایط ما متفاوت خواهد بود. نه اینکه ما از تحریم و فشار بترسیم. ما برای رسیدن به مقصد دو راه داریم؛ یک راه سخت‌تر است و دیرتر می‌رسید و راه دیگری آسان‌تر است که زودتر می‌رسید. عاقل کدام راه را انتخاب می‌کند؟ راه دوم که زودتر به مقصد می‌رسیم را انتخاب می‌کنیم. به هر حال ملت ایران در هر شرایطی ایستادگی می‌کند و اهدافش را دنبال می‌کند. آن چه که برای ما اصل است و نباید رها کنیم اصولی است که باید آنها را مد نظر قرار دهیم که مربوط به انقلاب، ارزش‌ها، فرهنگ، تاریخ، امنیت و مصالح ملی ماست و اینها سر جای خودشان هستند و راه را ادامه می‌دهیم.
من می‌خواستم بر چند نکته تأکید کنم؛
1) در مسئله شهرسازی همه تلاش بر این باشد که شهرهای ما درست گسترش پیدا کند. طول، عرض و ارتفاع آن حساب شده باشد و بر آن نظارت دقیق شود. نگذاریم به خاطر پول زندگی مردم تباه شود.
2) نظارت دقیق بر مصالح ساختمانی، آرشتیکت، سازه و وضع ساختمانی؛ باید بر نوع مصالح نظارت شود و دنبال تحقیقات برویم.
3) در مسئله انرژی باید دقت کنیم که نوع ساختمان طوری باشد که با کم‌ترین انرژی بتوانیم ساختمان را گرم و سرد کنیم.
4) مکان‌یابی برای شهرسازی یکی از وظایف این وزارتخانه است.
5) پیدا کردن راه وتسهیلات لازم برای رفع نیاز مردم به مسکن.
6) در مسئله جاده، ریل و بنادر سرمایه‌گذاری کنیم و در نقل و انتقال هوایی هم همین‌طور. از فضا و فرودگاه‌های ایران استفاده کنیم. همچنین ناوگان حمل و نقل هوایی نیاز به نوسازی و بازسازی دارد و جاده‌ها را هم تلاش کنیم ایمن و سلامت باشند. همین‌طور که بارها تأکید کردم سواحل جنوب هم باید آباد شود که البته هم سرمایه‌گذاری جاده‌ای و هم ریلی می‌خواهد و تصمیم ما این است که جاسک بندری صادراتی برای انرژی و نفت ما شود و تحول بزرگی در منطقه ایجاد شود. در چابهار، بندرعباس، خرمشهر و آبادان هم تأکید ما بر ایجاد سرعت در لایروبی است. ما باید دین خودمان را به آبادان و خرمشهر به دلیل مقاومت‌ها در جنگ تحمیلی هشت ساله - که الان هم به سوم خرداد و فتح خرمشهر نزدیک می‌شویم - ادا کنیم. من فکر می‌کنم ادای دین، لایروبی آبراهه و فعال کردن کشتی‌رانی در آن منطقه است.
ان‌شاءالله همه موفق و پیروز باشید. به خاطر زحماتی که شما در ایام نوروز داشتید و زحماتی که بنیاد مسکن در زمان زلزله و حوادث دارد از همه شما متشکرم. تلاش‌های فراوانی که برای ایمنی و آمادگی جاده‌ها انجام می‌دهد و خدماتی که در زمینه هوایی و ریلی، بنادر و مسکن انجام می‌دهید بسیار ارزشمند است.
ان‌شاءالله خداوند توفیقات شما را افزوده کند.

شناسه خبر: 82359

- دیدارهای داخلی

- متن کامل سخنرانی

- رئیس‌جمهوری

فیلم مرتبط



اخبار برگزیده