پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست‌جمهوری اسلامی ایرانپایگاه اطلاع‌رسانی ریاست‌جمهوری اسلامی ایرانhttp://www.president.irWed, 08 Jul 2020 06:31:27 +0430Wed, 08 Jul 2020 06:31:27 +04302024 دولت راهی جز اعتدال، عقلانیت و دوری از افراط و تفریط نمی‌شناسدمتن کامل سخنان رییس جمهوری در مراسم تجلیل از استادان نمونه کشور:رئیس جمهوری امروز(یکشنبه) با تأکید براینکه استادان دانشگاه باید برای کمک به دولت در پیدا کردن راهی برای مهار رکود تورمی بشتابند، گفت: ما با دنیا راه تقابل را در پیش نگرفتهایم، بلکه سیاست دولت تعامل سازنده با دنیا است.رئیس جمهوری امروز(یکشنبه) با تأکید براینکه استادان دانشگاه باید برای کمک به دولت در پیدا کردن راهی برای مهار رکود تورمی بشتابند، گفت: ما با دنیا راه تقابل را در پیش نگرفتهایم، بلکه سیاست دولت تعامل سازنده با دنیا است.<br /> متن کامل سخنان رییس جمهوری در بیست و سومین دوره تجلیل از اعضای هیات علمی نمونه کشور به این شرح است:<br /> <strong> بسم الله الرحمن الرحیم<br /> الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین<br /> </strong>هفته تجلیل از شخصیتهای والایی را که کلید دانش، علم، پژوهش و توسعه و پیشرفت کشور در دستان پرتوان آنان است تبریک میگویم و به همه استادان و معلمان عزیزی که افتخار استاد نمونه را از آن خود کردند- گر چه استاد همواره نمونه است و شخصیتهای فرهیخته، نمونه کشور هستند، اما استاد نمونه، نمونه نمونه است- نیز تبریک میگویم. انشاءالله برای آنها و برای ملت بزرگ ایران که همه ما افتخار خدمتگزاری نسبت به این ملت عزیز و فرهیخته را داریم مبارک باشد، یاد استاد عزیز و شهید و والا مقام آیتالله علامه مطهری را گرامی میداریم که به راستی او نمونه بود و هست؛ خوب فهمید و درک کرد و درس خود را خوب خواند و همه افتخارات از همین پایه نشأت میگیرد، آنکه خوب میخواند و خوب میفهمد، میتواند نمونهای باشد که برای نسل جوان ما، راه فهم و علم و درک و دانش را هموار کند.<br /> <br /> <strong>تأکید رییس جمهوری بر کاربردی کردن دانشگاهها</strong><br /> اما بالاتر از فهم، درک، ایمان و ایثار او، آمادگیاش برای حل معضلات و مشکلات فکری، دینی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی جامعه بود. حلالمسائل و حل المشکلات بودن اهمیت دارد. اصلاً مهم نیست کجاست و در کدام کلاس و دانشگاه و شهرستان و در کدام درجه علمی؛ مهم این است که مشکل امروز کشور و جامعه کجاست تا آستین را بالا بزند و در رشتهای که تخصص دارد و دانش اوست، به گونهای شاگرد تربیت و پرورش دهد و افکار نسل جوان فرهیخته را هدایت کند تا مشکلات به حداقل برسد. مهم این است که امروز جامعه ما و کشور ما به چه دانش و چه رشته و راهحلی نیاز دارد. به بیان دیگر، علم را کاربردی کنیم. دانشگاه ما انباشت اطلاعات را برای دانشجویان دارد، آن هم برای شب امتحان و برای نمره و در نهایت برای اینکه روزی مدرکی را دریافت کنند. برای اینکه دانشگاه مدرک گرا نباشد و مراکز دانشگاهی مافقط آموزشی نباشند و پژوهشی هم باشند و برای اینکه دانشگاه بتواند مطالبات اجتماعی و کشوری را پاسخ گوید و به عنوان بهترین و قویترین یار برای دولت و حل مشکلات جامعه باشد، نیازمند تغییرات و تحولات فراوان است. نیاز دارد تا از این صورت و پوسته به آن مغز و معنا دست یابد. <br /> همه ما میدانیم که از دید قرآن، بالاترین افتخار انسان این است که او بر فرشته ترجیح دارد و فرشته نمیتواند جایگزین او باشد. به بیانی دیگر، بعد ازاینکه هزاران هزار سال، فرشته در جهان خلقت وجود داشت، جهان به خلقتی نو و برتر به نام انسان نیاز داشت. آن خلقت برتر و بهتر که در مقایسه با فرشتگان برتر بود، تنها قدرت تعلم و سپس تعلیم بود؛ وعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها. این هم مهم است که چگونه انسان در یک کلاس آنچنان استعدادی دارد که میتواند همه چیز را بیاموزد که آنچه ما میآموزیم جز اسم چیز دیگری نیست؛ کلماتی است که میآموزیم. این کلمات در کنار خود مفاهیمی دارد و این ذهن است که با این کلمات به معانی منتقل میشود. وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِکَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ ان کنتم تعلمون قالوا سبحانک لا علم لنا الا... امتیاز انسان آن است که میآموزد، آن هم از طریق علامت. اسم همان علامت است. لازم نیست معنا در حضور ذهنیاش عرضه داشته شود. من از این آیه اینطور استفاده میکنم که فرشتگان علمشان علم حضوری اشیاء بود، نه از طریق اسم و از طریق علامتگذاری. و این انسان است که از طریق علامت به معنانی بلند دست پیدا میکند. یک کلمه عشق است که یک واژه بیشتر نیست، اما وقتی گفته میشود به ذهن شما برق میزند و دنیایی از معانی ردیف میشود. آنچه از طریق علامت و اسم به تمام دانشهای جهان میرسد، انسان است وعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها. خُب اگر این چنین است و خداوند این استعداد را در ما قرار داده و به بیانی، وقتی خداوند در برابر فرشتگان می خواهد به تعبیر ما به این خلقت ببالد، فتبارک الله احسن الخالقین این به تعبیر ما شاهکار خلقت خداوندی است. علم این انسان را به رخ فرشتگان میکشد که موجودی آفریدهام که میفهمد، میآموزد و میتواند تعلیم دهد؛ آن هم از طریق علامتها و اسماء و کلمات. خُب، وقتی این چنین است دنیایی بزرگ و فخری بزرگ در اختیار ماست به نام آموختن، آموزش یافتن و آموزش دادن. منتها دنیای علم و آموزش دنیای بیکران است. هر آنچه را بیاموزیم، آموختهایم و خواهیم آموخت و ما اوتیتم من اعلیم الا قلیل، ناچیزی در اختیار انسان است از دنیای علم و دانش و در همین ناچیز که دنیایی بیکران است، باید برگزینیم که هیچ صفتی شاید برای انسان برتر از صفت انتخاب و گزینش و برگزیدن نباشد و امروز ما باید هم رشته علمی را گزینش کنیم که این خیلی مهم است. <br /> <strong>امروز صدها و هزارها متخصص نیاز داریم تا معضلات کشور را حل کنیم</strong><br /> آقای وزیر اشاره کردند که ما از لحاظ استاد و هیات علمی آنچه نیاز داریم طبق استعداد مقایسه استاد و دانشجو 70 درصد است. همه ما به عنوان مسئولان کشور مکلف و موظفیم این نقصها را جبران کنیم. اما من میپرسم این دانشجویی که از دانشگاه فارغالتحصیل میشود، جذب کجا میشود و از این بالاتر کجاها در انتظار هستند که این دانشجو زودتر دوران تحصیلیاش تمام شود و جذب کار برای آن کارآفرین شوند و یک قدم بالاتر، کجاست که برای جذب یک دانشجو بین چند موسسه رقابت وجود داشته باشد؟ اینها را که میگویم نمونههایش را هم در عمل سراغ دارم؛ دانشجوی با استعدادی که از سال دوم در پی او بودند که زودتر دوران تحصیلشتمام و جذب شود. رقابت هم برای جذب او بود. ما باید دانشگاه را به مقام و منزلتی برسانیم که در پایان تحصیل دانشجو، دلهای فراوانی خوشحال شوند که او مهندس، دکتر و متخصص یا معمار است و میخواهند جذبش کنند و در خدمتش باشند. اما اگر پایان ترم تحصیلی ما تبدیل شود به اندوهی برای دانشجو و پدر و مادر و نزدیکان او که دوره درسی تمام شده و چه شغلی پیدا کنیم و به چه کسی متوسل شویم، پایان غمانگیزی خواهد بود. این مسیر علم و دانش در کشور ماست و باید برایش چارهاندیشی کنیم. امروز صدها و هزارها متخصص نیاز داریم تا معضلات کشور را حل کنیم.<br /> <br /> <strong>حوزه و دانشگاه باید به کمک نظام و دولت بپا خیزند</strong><br /> به همه استادان و بزرگان و دانشگاهیان احترام میکنم. در حد خودم هم حوزه و هم دانشگاه را میشناسم. بیش از ده سال درس خواندم و کمی کمتر از ده سال در دانشگاه بودهام. پس در حد یک دانشجو و طلبه، حوزه و دانشگاه را میشناسم. حوزه و دانشگاه باید به کمک نظام و دولت بپا خیزد. اگر دولت اعلام میکند من در وضعیت رکود تورمی هستم و راهی نمیبینم جز اینکه در مرحله اول تورم را کاهش دهم و سپس به دنبال رکود بروم، این استاد دانشگاه است که باید نقد و راهنمایی کند. از دانشگاه است که باید دهها مقاله و نامه به وزیر اقتصاد و ستاد اقتصادی دولت، معاونان رییس جمهوری و شخص من ارسال شود. من در کل 8 ماهی که بحث پیچیدگیهای اقتصاد را مطرح کردم، تعداد نامهها و راهنماییها از طرف استادان دانشگاه زیاد نبود. نمیخواهم رقم را الان بگویم. لااقل آن نامههایی را که خواندم و ورق زدم - همه آنها محترم بود؛ بعضی از استادان با لحن تشویق و امید و بعضیها با لحن نقد- همهشان محترم بود. اما تعدادشان کم بود و اشکال من این است. اشکالی در لحن نامه ندارم، تعداد آنها کم بود.<br /> نکتهای را بگویم و آن این که از دید شرعی، قانونی، ملی یا انقلابی، استاد در سر کلاس وظیفهاش این است که متنی را به دانشجو بیاموزد یا آن متنی را که قبلاً به صورت کتاب چاپ کرده در اختیار دانشجو بگذارد؛ حالا به صورت کپی یا جزوههایی که در اختیار دانشجو گذاشته می شود. و یا استادی که یکی دو کتاب را معرفی میکند و می گوید از این فصلها بخوانید. زمانی که ما دانشجو بودیم استادها این چنین به سر کلاس میآمدند. آیا تمام وظیفه استاد همین است که فصولی را از کتاب در 15، 16، 17 جلسه که معمولاً ترمها 17 جلسه میشود درس بدهد و همانها را تبیین کند. فقط وظیفه همین است؟ گاهی استاد آنچنان مشغول است، - به خاطر گرفتاری، مشکلات یا تقاضای زیاد یا احساس وظیفه- که فرصت ندارد. شنیدهام استادانی هستند که در هفته 35 ساعت درس میدهند. شاید هم من اشتباه شنیدهام. چند گزارش به من رسیده که استادانی هستند که در هفته بین 25 تا 35 ساعت، آن هم نه در یک شهرستان که در چند شهرستان به تدریس مشغولند.<br /> استادی که در هفته 25 یا 35 ساعت، آن هم در چند شهرستان تدریس میکند اصلاٌ میرسد که ببیند بر سر علم چه آمده است. زمانی که او دانشجو بوده و درس میخوانده و حالا که دارد درس میدهد و یک فاصله قابل ملاحظهای شده است، علم ساعت به ساعت در حال پیشرفت و تحول بوده است. اگر در رشته خودش در هفته دو مقاله سطح بالا نخواند معلوم است نمیداند چه خبر است و در حقیقت به گذشته تعلق دارد. باید بخواند و بفهمد و پژوهش کند و دانشجو را وادار به پژوهش کند. نه اینکه دانشجو فقط متنی را بیاموزد و موقع امتحان، امتحان بدهد... بعد چه؟ وقتی فارغالتحصیل میشود آن دانش لازم را دارد؟<br /> نمیخواهم نقد کنم. میخواهم بگویم راه حل چیست؟ شما بگویید. شما استادان که تجربه دارید. آنچه من میفهمم این است که در دنیای سیاست خارجی که حالا تا حدودی اطلاعات دارم، در دنیای پیچیدهای قرار گرفتهایم. در منطقه پیچیدهای هستیم. قدرتهای بزرگ هر روز نه تنها برای ما که حتی برای دوستانشان، همسایگانشان، رقبایشان و صد البته برای ما برنامه، نقشه و طرح دارند. باید چه کنیم؟<br /> <br /> <strong>در هیچ علمی مشکل با شعار حل نمیشود </strong><br /> چه جور دانشجوی ما باید بداند که در دنیا چه میگذرد. چه جور باید با مسایل سیاسی جهان و منطقه برخورد کنیم. حل معضلات سیاسی شعار نیست. راهحل را باید پیدا کنیم و از طرق راهحل وارد شویم. والا اگرصبح تا شب شعار بدهیم مشکلی حل نمیشود. در هیچ علمی مشکل با شعار حل نمیشود. من با شعار مخالف نیستم. بلکه یک زمانی میرسد که فرصتی است و شعار داده میشود اما راهحل نیست. ما باید بفهمیم در دنیا چه خبر است و چه میگذرد و چه راهحلی داریم. راهحلی که در گذشته رفتیم چقدر غلط بوده است. نگویید از گذشته انتقاد نکنیم. از گذشته خودم میگویم. همین هشت ماهی که در این کشور مسئول بودم. مگر ما معصومیم؟ ما غلط و اشتباه داریم. منتها یک نفر بیاید انتقاد کند. دنیا، سیاست، حقوق و منطقه را بشناسد. عظمت این ملت را هم بفهمد و زجر این ملت را هم بداند. بداند مشکل این مردم چیست و راهحل چیست. اشکالی ندارد که بیاید نقد و انتقاد کند و بگوید این راه غلط بوده و راه صحیح این است. حق اوست. فقط حق استاد نیست، حق همه است اما حق استاد بالاتر است. چون در شأن و مقامی است؛ تجربه علمی، هم آموزشی و هم پژوهشی دارد. او بهتر میتواند جامعه و مردم را لمس و درک کند. چطور دانشجوی ما در یک دانشگاه مهم بنام، دوران علمی و تحصیلیاش را حتی در علوم انسانی حالا ما وقتی دانشجو بودیم دانشجوهای بخشهای فنی همیشه سیاسی بودند. معمولاً بخشهای سیاسی، سیاسی نبودند. در انقلاب هم در دانشگاه تهران همیشه از فنی شروع میشد، آن دانشکدههای دیگر بعدا پشت سرشان میآمدند. ترتیبش را نمیگویم که غیبت میشود. به هر حال، دانشجویی که حتی رشتهاش رشته علوم انسانی است، باز هم شما میبینید اطلاعاتش. به علوم انسانی چه است اقتصاد و علوم سیاسی و حقوق و جامعه شناسی و روانشناسی و... است. ردیف کنید کنار هم اینها است. بعد هم میگوییم که اینها باید اسلامی شود که حتما باید اسلامی شود. کجایش باید اسلامی شود. اشتباه نپیماییم راه را.<br /> مبانی علم در هر علم و دانشی پایه علم است. مبانی و پایهها اسلامی و مسیحی و یهودی نداریم. علم پایههایش جهانی است. جغرافیا نمیشناسد، یک بخش متد است که متد هم جهانی است. متد تحقیق و پژوهش، ممکن است متدی را کم و زیاد کنید، به هر حال متد و شیوه است. درست است که یکسری اهداف داریم. آن اهداف فرق میکند؛ هر کشوری اهدافی دارد. اگر به دنبال اهداف خاص هستیم آن اهداف متفاوت است . اگر میخواهیم آن علم کاربردی باشد در کشور، باید بومیسازی کنیم. اگر میگوییم بخشهایی از این علم از بنیان برای مبارزه با اسلام ساخته شده بوده، باید بررسی کنیم و اگر اینطور است برویم و با آن بخش مبارزه کنیم. مثلا در اقتصاد اساساً بانکداری از اول درست شد برای مبارزه با اسلام. باید کلاًبانک را از بین ببرند؟ اگر بگوییم نه، این بانکداری هم میتواند بانکداری اسلامی باشد، خیلی خُب، پس یک مبانی و شیوهها و اهدافی دارد و ما بر مبنای فرهنگ و اهدافمان بومیسازی میکنیم و پیش میرویم. 35 سال است در دانشگاهها شیوههایی داریم و تابلو و شعاری داریم راجع به مسایل سیاسی و سیاست خارجی که اصلاً تغییر نمیکند. 35 سال همینجور ادامه پیدا میکند. صدا گاهی بلندتر و خفیفتر میشود آهنگ ها فرق میکند. شعارها 2، 3، 4 پلهای میشود. اینها مهم نیست. چه خبر است در منطقه و دنیا.<br /> چه کسی دوست و دشمن و متخاصم است. بشناسیم آن را که دشمن یا دوست است و ببینیم راهحل کدام است. شناخت موانع لازم برای آن کسی است که میخواهد به منافع ما تعرض کند. مسیر درست برای آنجایی که روابط ما با دنیا به کشور ما کمک میکند.<br /> <br /> <strong>دولت راهی جز اعتدال، عقلانیت و دوری از افراط و تفریط نمیشناسد</strong><br /> از آغاز هم گفته و امروز هم تأکید میکنم که این دولت راهی جز اعتدال، عقلانیت و دوری از افراط و تفریط نمیشناسد. با تجربهای که در دنیای سیاست دارم از دوران نهضت اسلامی، از پیروزی انقلاب تا امروز که همیشه هم مسئولیتی بر دوش داشتم یا در زمینه قانونگذاری یا در زمینه مسایل تحقیقی کشور یا در زمینه امنیت کشور راهی جز اعتدال نمیبینم. تند روی و افراط به ما لطمه زده است. راست و چپ فرقی نمیکند؛ کاری به جناح ندارم. <br /> تندروی و افراط، نفعی برای این مملکت و این کشور نداشته است. ما باید مسیر اعتدال، عقلانیت، فضای آرام و فضای بحث را ایجاد کنیم. دانشگاه جای بحث و نقد و گفتوگو است. کسی اشکالی دارد بگذاریم بگوید. اشکالی را اگر مطرح کرد، باید به آن پاسخ دهیم یا باید به کمیته انضباطی برود؟ کدام یک؟ کسی اگر اشکالی را مطرح میکند باید اشکال پاسخ داده شود و باید قانعش کنیم. از اشکال باید استقبال کنیم. حتی باید از نقد استقبال کنیم و به آن پاسخ دهیم. شما صاحبنظران و استادان میتوانید پاسخ دهید و معضل را حل کنید.<br /> <br /> <strong>تقابل با دنیا نمیتواند راه موفقی باشد، راه، تعامل سازنده با دنیاست</strong><br /> آنچه در این کشور میفهمم این است که تقابل با دنیا نمیتواند راه موفقی باشد. راه، تعامل سازنده با دنیاست. تا میگوییم تعامل سازنده، میگویند عجب، میخواهید با دنیا بسازید. نخیر میخواهیم خنجر بکشیم. خوب بله با دنیا میخواهیم حرف بزنیم و صحبت کنیم. با منطق صحبت کنیم. مسایل را میخواهیم حل کنیم. ممکن است یک جایی حل نشود، حل نشد راه دیگری دارد. اما جایی که راهحل دارد ما باید دنبال راهحل بگردیم.<br /> <br /> <strong>دولت تحریم را ظلمی بزرگ علیه ملت ایران میداند</strong><br /> این دولت معتقد است تحریم، ظلمی بزرگ برای ملت ایران است. اگر کسی از تحریم خوشش میآید بیاید استدلال کند و دلیلش را بگوید. ما میگوییم تحریم یعنی اینکه ما اگر میخواهیم جنسی صادر کنیم نمیتوانیم، حتی اگر بخواهیم وسایل آزمایشگاهی وارد کنیم یا نمیتوانیم یا باید به چند برابر قیمت یا حداقل با درصدی بالا وارد کنیم. ما میگوییم تحریم معنایش این است که رفت و آمد و تماس استادان و حضور آنها در مراکز علمی محدود است. مگر میتواند کشوری بگوید من بینیاز از علم دنیا هستم. هر چقدر آن کشور بزرگ باشد و هر چقدر شما استعداد داشته باشید، باید از دیگران بیاموزید. باید سمینارهای علمی و کنفرانسها در کشور ما و کشورهای دیگر باشد. باید دوران مطالعات و رفت و آمد باشد. <br /> هر استادی با یک خارجی حرف میزند نگوییم چه جوری حرف میزند، از کجا حرف زد. نکند یک وقت جاسوسی شد. او که اطلاعات محرمانهای نداده است. استاد دانشگاه است و در رشته خودش تخصص دارد و حرف میزند. باید اعتماد کنیم. اینها استادها و بزرگان ما هستند.<br /> بگذارید بروند بیاموزند و یاد بگیرند، ارتقا پیدا کنند، یکی از راههای ارتباطی ما با دنیای اسلام این است که برخی از کشورهای آسیایی دانشگاههایشان پیشرفته شده، بخاطر اینکه به یک معنا بینالمللی هستند. با همه دانشگاهها در تماس هستند. به مالزی و اندونزی نگاه کنید یا به چین نگاه کنید. مگر اشکال دارد؟<br /> یک آقایی درجلسهی خیلی مهمی که حالا نمیخواهم اسم ببرم میگفت باید کاری کنیم که اصلاً زبان انگلیسی در هیچ جا تدریس نشود، این خطر بزرگ است. من بعضی حرفها را نمیفهمم. استعداد بعضی از حرفها را گویی ندارم. در دنیای امروز تربیت دانشجو به مفهوم آموزش متدهای تحقیق و متد مطالعه مهم است. چون یک کتابی را به کسی میدهیم ، از آن باء بسمالله تا آن آخر بنشیند و بخواند چند ماه طول میکشد. باید یادش بدهید که کجایش را بخواند. خواندن کتاب متد و راه دارد. کما اینکه اگر در دادگاه هم بخواهیم پرونده بخوانیم و ورق بزنیم متد دارد. پرونده 500 صفحهای که قاضی بخواهد بخواند باید 3 ماه وقت بگذارد. اما متد دارد. به هر حال پژوهش متد دارد، استادی یعنی یاد دادن متد، یعنی نحوه استفاده از اینترنت. چه جوری ما بتوانیم از این دنیای علم و دانش بهره ببریم و استفاده کنیم و البته با یک زبان علمی. <br /> من غیر از این نمیفهمم. درک نمیکنم. من به عنوان کسی که سالها در کار پژوهش بودهام و سالها در حوزه و دانشگاه بودهام به نظرم کلید اینهاست؛ باید به دانشجو متد یاد بدهید. زبان یاد بدهید. راه تحقیق و راه خواندن و راه پژوهش آموزش بدهید. متد یاد بدهید که برود مجتهد شود. مجتهد یعنی همین. در حوزهها هم همینکار را میکنند علما و مراجع که ما در پای درسشان مینشینیم متد به ما یاد میدادند. والا مسایل اصولی و فقهی را که آنها بحث میکنند اگر بخواهد ادامه پیدا کند صد سال هم عمر باشد تمام نمیشود. یک طلبه میرود پای درس استاد 5 الی 8 سال مینشیند و متدش را یاد میگیرد و تمام میشود. وقتی یاد گرفت و تمام شد، منابع اسلامی وجود دارد و متد را هم که یاد گرفته، بنابراین میرود دنبال استنباط. <br /> باید در شرایط امروز دانشگاهمان ببینیم دانشگاه چگونه میتواند برای کشور مفیدترباشد که در نهایت به تولید و خدمات کارآمد منجر شود. البته در نهایت به ثروت ملی، قدرت ملی و بهبود زندگی مردم منجر میشود.<br /> این پایان کار است. اگر به این منتهی میشود کلاس و دانشجو، استاد و بحث و لیسانس و فوق لیسانس، دکتر و فوق دکتری، همه درست است. اگر تبدیل به یک کاغذی به نام مدرک شود، آن هم میشود یک مدرک دار بیکار در جامعه که معلوم است یک جای کار ما اشکال و ایراد دارد. ما باید این ایرادها و اشکالها را رفع کنیم. چرا در این مجلس مهم، این نکات را که درد دل مانند بود مطرح کردم، برای اینکه برای حلش به شما امید دارم.<br /> میدانم شما قادرید و تجربه لازم را دارید. همه باید دست به دست هم بدهیم؛ از شورای عالی انقلاب فرهنگی گرفته تا دولت، دانشگاهها، هیأتهای علمی و شما استادان بزرگوار. همه باید دست به دست هم بدهیم و راه بهتر را یاد بگیریم و بیاموزیم که از آن طریق انشاءالله به کشورمان، مملکتمان، نظام و انقلابمان و تاریخمان خدمت بیشتری کنیم.<br /> به حول و قوه الهی. <br /> <strong>والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته</strong><br /> http://www.president.ir/fa/772252014-05-04 21:09:5377217141642182150468