متن کامل سخنرانی در دیدار با اعضای هیئت مدیره کانون‌های وکلای دادگستری

-

شناسه خبر: 82073 -

شنبه 3 اسفند 1392 - 17:21

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین
بسیار خوشحالم فرصتی پیش آمد تا امروز در محضر حقوقدانان، وکلای محترم و فعالان حقوقی ملت عزیز و بزرگ ایران باشم. البته همزمان برخی از دوستان عزیز همکلاسی را که مدت‌ها ندیده بودم و الان در کنار و گوشه این جلسه آنها را زیارت می‌کنم هم مغتنم است. ان‌شاءالله در فرصتی دیگر به طور خصوصی جلسه‌ای می‌گذاریم تا بیشتر بتوانیم با آنها درد و دل کنیم و حرف بزنیم.
مسئله امنیت برای رشد و توسعه و پیشرفت و تعالی یک جامعه و ملت پایه‌ای مهم و اساسی است و در بخش امنیت یک بخش بسیار حائز اهمیت، امنیت قضایی است.
در واقع همه به پناهگاهی که مرجع رسیدگی به مشکلات آنها باشد نیاز دارند. هر چه آن ملجأ در احقاق حقوق مردم فعال‌تر باشد مردم بیشتر احساس امنیت خواهند کرد.
اهمیت احساس امنیت برای یک جامعه گاهی از خود امنیت هم بیشتر است. در واقع برای اینکه مردم اعتماد کنند و شور و نشاط داشته باشند باید احساس امنیت کنند.
در بحث امنیت قضایی، مردم برای اینکه احساس امنیت کنند باید بدانند دستگاه قضا در دسترس همه است، یعنی همه می‌توانند تظلم‌خواهی کنند و شکایت خود را مطرح سازند و از همه مهم‌تر اینکه بسیار مهم است همة احکامی که اسلام به آن تأکید دارد در نهایت منجر به اجرای عدالت شود و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل. مبادا روزی بیاید که قاضی در نگاهش نسبت شاکی و متهم و در قضاوتش مساوات را رعایت نکند، ولو اصحاب دعوی از لحاظ اعتقادات مذهبی و حتی سیاسی با او یکسان نباشند.
احساس امنیت قضایی زمانی فراگیر است که اصل برائت با قدرت در جامعه مورد توجه باشد، اینکه هیچ کس گناه‌کار نیست و هیچ کس از دیدگاه اسلام مجرم نیست؛ الا آن که در محکمة صالحه‌ای خلاف آن به اثبات برسد. در واقع، تا زمان انشاء رأی قاضی عادل بر مجرمیت یک فرد، اصل برائت حاکم خواهد بود.
اساساً افراد جامعه هرگونه اتهامی داشته باشند در قدم اول همه در دادگاه بی‌گناه هستند ولو اینکه مدعی خود حکومت باشد یا دادستان باشد. در شرایط امروز جامعه اگر این حق مخدوش شود، قطعاً عدالت مخدوش می‌شود.
اصل دیگر برقراری احساس امنیت در جامعه، حق برخورداری و انتخاب وکیل است. زمانی دعواها دعواهای ساده‌ای بود و قوانین هم به پیچیدگی قوانین امروز نبود. در آن زمان و شرایط هر فردی می‌توانست در محکمه از خودش دفاع کند و احساس کند عدالت اجرا می‌شود، اما در شرایط دنیای امروز با پیچیدگی قوانین که حتی ما قاضی و دادگاه را هم داریم تخصصی می‌کنیم، وکلا هم گرچه وکیل در هر زمینه‌ای می‌توانند باشند ولی عملاً در بسیاری از کشورها وکلا هم تخصصی می‌شوند چون آشنایی با همة قوانین و تسلط بر همة قوانین با این گستردگی‌ای که وجود دارد امکان‌پذیر نیست، لااقل تسلط بر آن بسیار سخت و مشکل است.
خوشبختانه بعد از پیروزی انقلاب بر حق داشتن وکیل و انتخاب وکیل در قانون اساسی تأکید شد. البته همان‌طور که اشاره شد شاید بحث وکالت در دادگستری تقریباً همزاد با دادگستری مدرن بعد از انقلاب مشروطه در این کشور باشد.
از زمان تشکیل دادگستری به تدریج بحث وکالت هم مطرح شد. تقریباً نزدیک نود سال است که بحث وکالت در ایران مطرح است. در قوانین مختلف مصوب در سال‌های 1315، 1316 و تا 1331، 1332، 1333 و 1334 و مراحل بعد تا پس از پیروزی انقلاب مسئله وکالت موضوعی پایه‌ای برای احقاق حقوق و اثبات حقوق مردم محسوب می‌شود.
وکیل جایگاه بسیار مهمی در سیستم قضایی دارد، فکر می‌کنم بعضی از دعواها و اختلافات – شاید البته دلایل دیگری هم دارد – از اینجا نشئت می‌گیرد که در سیستم قضایی وکیل را رقیب خودش می‌بیند. وکیل رقیب قاضی نیست، البته ممکن است قضات حساسیت‌هایی داشته باشند.
یادم می‌آید در سال 52، که در ترم‌های آخر برای کارآموزی به دادگاه‌های مختلف می‌رفتیم، یک قاضی دادگاه جنایی بسیار با تجربه‌ای بود که صبح‌ها ما می‌رفتیم دادگاه شب‌ها هم او به مسجدی که من منبر می‌رفتم می‌آمد؛ شب‌ها او پا منبر ما بود صبح‌ها هم ما پای منبر او بودیم. بسیار قاضی پخته و واردی بود و معمولاً هم پرونده‌ها را به من می‌داد و می‌گفت شما بخوان و رأی صادر کن و به من بده، من پرونده را می‌خواندم و رأی را می‌نوشتم و می‌دادم، او ایراد می‌گرفت و اشکالات رأی را می‌گفت –دوره کارآموزی من بود- گاهی اوقات که بعضی از وکلا می‌آمدند، در گوش من می‌گفت خبری نیست؛ یعنی این وکیل خیلی وارد نیست و نیازی نیست که گوش کنی و ببینی چه می‌گوید. یکی دو وکیل بودند که می‌گفت خوب گوش کن، چون این وکلا وکلایی هستند که مرا وادار می‌کنند دقت بیشتری بکنم. این حرف خیلی مهم است، وکیلی که قاضی‌ای را وادار کند که با دقت بیشتری پرونده را بخواند و با توجه دقیق‌تر به قوانین، حکم صادر کند.
بنابراین وکیل رقیب قاضی نیست، همکار اوست. قاضی و وکیل دو بال پرواز برای یافتن حقیقت‌اند. وکیل کمک می‌کند، چه در دعواهایی که دو طرف وکیل دارند چه در آنجا که یک طرف وکیل دارد و یک طرف دادستان است (جرائم عمومی) فرقی ندارد، دادستان یا نمایندة دادستان، وکیل یا وکیل، دو طرف به قاضی کمک می‌کنند. گاهی ممکن است در پرونده چیزی مغفول بماند. پرونده‌هایی هستند که قاضی امکان رسیدگی به آنها را ندارد.
من از آماری که هر قاضی در سال چند پرونده را می‌بیند و چند حکم صادر می‌کند، اطلاع ندارم. در بعضی از کشورها یک قاضی حدود سیصد پرونده، بعضی‌ها بیشتر و بعضی‌ها کمتر را بررسی می‌کند. حتی اگر قاضی در هر روز به یک پرونده هم رسیدگی کند – گاهی پرونده‌ها به قدری حجیم‌اند، البته قاضی همة اوراق پرونده را نمی‌خواند و همه می‌دانیم که چه قسمت‌هایی از پرونده را می‌خواند – باز کشف حقیقت بسیار سخت و مشکل است و این وکلا هستند که به قاضی در کشف حقیقت کمک می‌کنند.
حق داشتن وکیل قطعاً جزو حقوق شهروندی مهم جامعة ماست. هر کسی باید بتواند وکیل داشته باشد. مصوبة مجمع تشخیص نظام بسیار صریح این را بیان می‌کند که اگر در یک محکمه قاضی بخواهد یکی از اصحاب دعوا را از داشتن و انتخاب حق وکیل منع کند حکم آن دادگاه کان لم یکن تلقی می‌شود و قاضی به دادگاه انتظامی قضات معرفی و در صورت تکرار عزل می‌شود.
اساساً وکیل در ایفای وظیفه حرفه‌ای خود باید از هرگونه تعقیب مصون باشد و اگر در زمینه حرفه‌ای تخلفی داشته و جرمی مرتکب شده باشد، مرجع رسیدگی کننده به آن کانون وکلاست.
وکیل ممکن است بنا به ضرورت شغلی وکالت یک فرد فاسد مجرم را بر عهده بگیرد، نمی‌توانیم او را محکوم کنیم. همان‌طور که می‌دانید در بعضی از دادگاه‌ها وجود وکیل الزامی است، همان‌طور که موکل حق انتخاب وکیل دارد، وکیل هم حق دارد قبول کند یا قبول نکند، به هر حال یک نوع عقد است. ممکن است وکیلی قبول نکند اما اگر قبول کرد که از مجرمی در دادگاه دفاع کند نباید آن وکیل را محکوم کنیم و به تمسخر بگیریم، چون حتی فرد مجرم هم از دیدگاه اسلام حقوقی دارد که آن حقوق باید مراعات شود. حتی یک فرد محکوم به اعدام دارای حقوقی است که آن حقوق باید رعایت شود.
باید فرهنگ وکالت را برای مردم تبیین کنیم. هرچه فرهنگ وکالت در جامعة ما ترویج شود، به همان میزان به عدالت نزدیک‌تر می‌شویم. وجود وکیل قدرتمند و قاضی باسواد عادل می‌تواند دعواها را کمتر کند و بازدارنده باشد.
یکی دیگر از وظایف دستگاه قضایی پیشگیری از جرایم است. اگر ما دادگاه صالحه به معنی واقعی کلمه داشته باشیم، اگر وکیل قدرتمند صاحب نظر در جامعه زیاد شود، جرائم خود به خود گم می‌شوند. فرد می‌داند که اگر تخلفی مرتکب شود طرف مقابل در دادگاهی که دادگاه عدل است شکایت می‌کند و وکیل می‌گیرد، وکیلی که می‌تواند احقاق حق کند. پس وکیل خوب و قاضی عادل می‌تواند میزان جرایم را کاهش دهد.
ما باید این فرهنگ را برای مردم توضیح دهیم و تشریح کنیم. طبق قانون در مقام ایفای وظیفة وکالت، وکیل دارای همان شأن، جایگاه، احترام و تأمیناتی است که برای شغل قضاوت وجود دارد، همان‌طور که در مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصریح بیان شده است.
همه شما توجه دارید که در باب وکالت دو هدف برای وکیل حائز اهمیت است و باید به هر دو توجه کند: اول دفاع از حقوق موکل خودش و دوم اجرای عدالت. در ضمن رعایت اخلاق حرفه‌ای در وکالت بسیار حائز اهمیت است: اول اینکه وکیل باید حافظ اسرار موکل خودش باشد، و حق ندارد در هیچ جا آنها را فاش کند و از طرفی بسیار مهم است که موکلش را چگونه هدایت کند.
فرد از چه مقطعی می‌تواند وکیل داشته باشد؟ به نظر من از لحظة اول که فرد مورد هرگونه اتهامی قرار می‌گیرد یا در هر مقطعی چه در دادگاه چه قبل از دادگاه توسط ضابطین مورد دعوت قرار می‌گیرد باید بتواند در کنار خود وکیل داشته باشد.
این موارد جای بحث دارد که آیا قبل از اینکه بتواند وکیل اختیار کند می‌توانیم او را مورد بازجویی قرار دهیم؟
البته در عرصه‌های امنیتی حرف‌های زیادی زده می‌شود، چون من در عرضه امنیت هم سال‌ها تجربه داشته‌ام و می‌دانم چه بحث‌های مختلفی مطرح می‌شود، ولی همه باید بدانیم که اگر یک فرد گنهکاری به دلایلی مورد محاکمه قرار نگیرد و مجازات نشود طوری نمی‌شود، اما اگر فرد بی‌گناهی مجازات شود خیلی تبعات منفی خواهد داشت. این یکی از اصول و احکام و مقررات اسلامی ماست.
بی‌تردید تمام وکلای ما باید مستقل باشند. وکیل مدافع حقوق مردم است و اگر مستقل نباشد چگونه می‌تواند از حقوق مردم دفاع کند؟ اگر تحت نفوذ حکومت باشد چگونه می‌خواهد از مردم دفاع کند، البته حکومت هم در واقع جدای از مردم نیست، منتخب و خادم مردم است. حکومت دموکراتیک، مردم سالار و اسلامی باید خود را خادم و نماینده مردم بداند و غیر از این برای خود شأنی قائل نباشد. هیچ کس در این کشور جز نمایندگی از ملت شأن دیگری ندارد. اصل مردم‌اند و حکومت، کشور و بیت‌المال از آن مردم است. این مردم هستند که برای زندگی بهتر خودشان افرادی را مستقیم یا غیر مستقیم به عنوان مدیر انتخاب می‌کنند.
بنابراین وکیل فردی است که موکل برای دفاع از حقوق خود انتخاب می‌کند. اگر وکیل بی طرف و مستقل نباشد و آزادی بیان نداشته باشد، مردم در زندگی خودشان احساس امنیت نخواهند کرد.
برای اینکه هر کسی احساس امنیت کند باید بداند وکیلی که به قوانین و مقررات کاملاً آشناست، آزادانه از او دفاع می‌کند. آزادی بیان حق مسلم همة مردم به ویژه وکلاست. وکیل بدون آزادی بیان و بدون مصونیت قضایی، من چگونه به او اعتماد کنم و احساس امنیت کنم که وکیلم می‌تواند از من به خوبی دفاع کند.
در اینجا می‌خواهم نکته دیگری را اضافه کنم و آن اینکه درست است که شما وکلای مردم و وکلای دادگستری هستید، اما قدری هم وقتتان را برای فرهنگ حقوقی در جامعه بگذارید. البته گفته شد دانشکده، دانشگاه و مراکزی که حقوقدان تربیت می‌کند ظاهراً خیلی زیاد شده است، آن زمان‌هایی که ما دانشجو بودیم ظاهراً در کل کشور بیش از دو دانشکده حقوق وجود نداشت، یکی دانشگاه تهران و دیگری دانشگاه ملی و آن‌طور که من یادم هست جای دیگری نبود. به هر حال، تعداد افرادی که می‌آمدند خیلی محدود بود. مگر چه تعداد استاد حقوق داریم که این همه مراکز آموزشی و دانشگاه‌ها را توسعه بدهیم، آن هم بهصورت غیرحضوری؟
مگر می‌شود بدون استاد حقوقدان شد؟ مگر امکان‌پذیر است؟ انسان باید در برابر استادان صاحب نظر و فرهیخته شاگردی کند تا بتواند حقوقدان شود، قانون را خوب بفهمد و بتواند خوب دفاع کند. یک بخش از کار هم– علی‌رغم اینکه می‌دانم بعضی‌ها پرمشغله هستند – این است که از طریق رسانه‌ها مردم را با حقوق خودشان آشنا کنیم.
علت اینکه بحث حقوق شهروندی را مطرح کردم – که بعضی هم ایراد گرفتند – از یک طرف برای این بود که تمام اصول قانون اساسی را احیاء کنیم، چون رئیس جمهور ضمناً مسئول اجرای قانون اساسی است و از طرف دیگر فرهنگ حقوقی در جامعه گسترش یافته و مردم (دانش آموزان، دانشجویان، روستاییان و شهروندان) با حقوق خودشان آشنا شوند.
بعضی‌ها به برخی از فعالیت‌های دولت انتقاد می‌کنند، نقد حق آنهاست. موجب افتخار این دولت است که عده‌ای بیایند نقد کنند و راه حل دهند، اما گاهی احساس می‌شود بحث تخریب مطرح است و نقد نیست. اینجا باید افراد صاحب نظر به میدان بیایند و نه از دولت بلکه از حق مردم دفاع کنند.
بعضی‌ها فکر می‌کنند در این کشور بیش از یک حق نداریم و آن هم حق داشتن انرژی هسته‌ای است. حق هسته‌ای از حقوق مسلم ماست، اما حق مسلم ما همین یکی است؟ حق ما فقط سانتریفیوژ است؟ حق مسلم فقط این است که بتوانیم اورانیوم را غنی کنیم؟ بله، این یکی از حقوق ما است. نیازی هم نیست که کسی بگوید حق ایران است. اصلاً خوشانید من نیست که کشوری بگوید حق ایران است، به او چه! اصلاً 1+5، شش کشور بگویند که حق ایران است چکاره‌اند که بگویند حق ایران است؟
شما که همگی استاد حقوق هستید و در این زمینه فعالیت می‌کنید. هر ملتی و هر فردی برای تعالی و توسعة خودش حق هر گونه فعالیتی دارد مگر آنکه منع آن در یک قانون بین‌المللی یا قانون ملی تصریح شده باشد. همه آزادند که فعالیت کنند، شما اگر بخواهید در خیابان راه بروید به قانون رجوع می‌کنید که به شما بگوید شما آزادید؟ همه در فعالیت‌ها و حرفه‌های خود آزادند مگر اینکه منع شده باشد.
همة ملت‌ها در انجام فعالیت‌ها از جمله دستیابی به فناوری‌های پیشرفته آزادند. ما می‌خواهیم تحقیقی کنیم، برویم از 1+5 بپرسیم که آیا ما آزادیم؟ 1+5 چکاره است؟ این حق طبیعی است، حق خداداد است، حق همة ملت‌هاست، ضمن اینکه در معاهدةNPT که یک معاهدة بین‌المللی است، در آن هم از دید ما و با تفسیر ما بر این حق تصریح شده یا لااقل - که هیچ کس نمی‌تواند شک کند – بر عدم منع آن تصریح شده است. اینکه کسی بگوید در فلان قرارداد یا فلان نوشته آیا آنها حق ایران را به رسمیت شناخته‌اند یا نه، حق ملت بر جای خودش است. اصلاً اگر آنها بگویند حق ایران را به رسمیت می‌شناسیم توهین به ماست. تمام این مذاکرات هم برای این است که تمام این موانعی که به ناحق پیش پای این ملت گذاشته شده، و تحریم‌های ظالمانه و به ناحقی که انجام گرفته ، لغو شود.
به محض اینکه می‌خواهیم تحریمی را برداریم – که حق مردم است – یکی می‌گوید چطور شد؟ گویی بعضی‌ها این تحریم‌ها را دائمی و الی یوم‌القیامه می‌دانند و اگر بخواهد برداشته شود برخی ناراحت‌اند که دارد برداشته می‌شود.
تحریم یک کار غیرقانونی و ظالمانه است که علیه مردم ایران اعمال شده است. حال مقصود از این بحث چیست؟ می‌خواهم بگویم که این بحث های حقوقی را شما باید مطرح کنید. استادان حقوق باید مطرح کنند، وکلای محترم باید مطرح کنند تا مردم آگاه باشند که چه می‌گذرد؟ در برابر آنهایی که با سخنانشان مردم را دچار یأس و تردید می‌کنند شما هم بیایید صحبت کنید، توضیح دهید و شرح دهید. وکالت یعنی دفاع از حقوق مردم. حال در وکالت‌های خاص از موکل‌های خاص دفاع می‌کنید که آنها هم جزئی از مردم‌اند و در اینجا در واقع شما دارید از همة ملت دفاع می‌کنید.
دو نکتة دیگر هم دارم و به خاطر برنامة بعدی‌ام سخنم را کوتاه می‌کنم: یکی اینکه دولت نه برای بررسی لایحة جامع وکالت، برای همة لوایح به نظرات شما نیازمند است. هر لایحه‌ای که دولت ارائه می‌کند یا هر قانونی که حتی اجرا می‌شود، هرچند قانون محترم است، شما می‌توانید آن را نقد کنید تا اصلاح شود، اشکالی ندارد.
ما ضمن اجرای قانون می‌توانیم نقد هم کنیم و آن قانونی که قابل نقد نیست قانون حق است؛ قانون خداست. ولی قانون بشری را می‌شود نقد کرد و بگوییم این لایحه باید این‌گونه ارائه شود، این ماده این‌طور اصلاح شود. شما در دادگاه ها و در بحث وکالت هر کجا که احساس می‌کنید قانون ابهام و نقص دارد، باید در جهت اصلاح آن پیشنهاد بدهید. نمی‌خواهم بگویم که این جزو وظایف کانون وکلاست ولی اگر این کار را بکنید و نظرات وکلا را در مورد قوانین و موارد مختلف برای دولت جمع‌آوری کنید و به بخش حقوقی ما ارسال کنید ما ممنون خواهیم بود و جای تشکر دارد از اینکه در این زمینه به دولت کمک کردید.
من به عنوان رئیس دولت اعلام می‌کنم که استقلال وکلا اصل مسلمی است که دولت بر آن تأکید می‌کند. برای اینکه بتواند از حقوق شما و در واقع از حقوق ملت دفاع کند، هر اقدامی که لازم باشد انجام می‌دهد. آنچه برای ما مهم است، اجرای عدالت و رعایت حق مردم است. امیدواریم در نهایت لایحه جامع وکالت طوری تنظیم شود و به مجلس ارائه شود که حقوق مردم و عدالت تأمین شود. بحث وکلا و وکالت هم بخشی از بحث حقوق مردم و عدالتی است که باید در جامعة ما استقرار پیدا کند.
در بعضی از زمینه‌ها ضعف‌هایی داریم از جمله در زمینة دفاع در دعاوی بین‌المللی و در این سال های اخیر در این دعاوی بین‌المللی که وارد شدیم بیشتر واضح شد، در بعضی از زمینه‌ها دانشکده‌های حقوق – لااقل آنهایی که از گذشته می‌شناختیم و قوی بودند – خوب کار کردند و افراد شایسته‌ای را تربیت کردند اما در زمینة دعاوی بین‌المللی ما ضعف داریم، در این زمینه هم باید کمک کنید. استادان، وکلا و مخصوصاً آنهایی که تجربه دارند. همه دست به دست هم دهیم و این بخش را هم تقویت کنیم تا در دعاوی بین‌المللی مجبور نشویم از وکیل غیر ایرانی استفاده کنیم.
ان‌شاء‌الله بتوانیم نه تنها از حقوق مردم‌مان بلکه از حقوق ملت‌های دیگر و کشورهای دیگر هم در آینده دفاع کنیم و همه ما بتوانیم ان‌شاء‌الله خدمتگزار خوبی برای مردم عزیزمان باشیم.
باز هم امیدوارم فرصت‌هایی پیش بیاید در خدمت شما عزیزان و حقوقدانان عزیز و وکلای شریف باشم و بتوانم از محضر شما استفاده کنم.
والسلام علیکم و رحمة الله

شناسه خبر: 82073

- سخنراني ها

- متن کامل سخنرانی

- رئیس‌جمهوری

گالری مرتبط



فیلم مرتبط



اخبار برگزیده