متن کامل سخنرانی در دیدار با ایرانیان مقیم ترکیه

-

شناسه خبر: 80483 -

سه شنبه 20 خرداد 1393 - 01:01


بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین و قل جاءالحق و ذهق الباطل ان الباطل کان زهوقا

از این فرصتی که پیش‌آمد بسیار خوشحالم تا جمع بزرگی از ایرانیان عزیز مقیم ترکیه را به نمایندگی از سوی همه ایرانیان عزیزی که در این سرزمین زندگی می‌کنند زیارت کنیم و برخی از مسائل و نکات مورد نظرشان را استماع کنیم.
البته دیدار با ایرانیان و مشاهدة چهرة جذاب و شاداب آنها در خارج کشور به ما هم روح امید و تلاش بیشتری را می‌دهد برای اینکه به کشور عزیزمان ایران خدمت کنیم.
از دیدگاه این دولت تمام ایرانیان خارج از کشور سفیران ملت ایران در خارج از مرز و بوم خودشان هستند. شما هر کجا هستید پرچمدار فرهنگ و تمدن بلند، اخلاق، عزت و ادب ایرانی در میان جامعه جدیدی هستید که زندگی خود را در این جامعه آغاز کرده‌اید. چه آنهایی که به کار، کسب، تجارت، کارآفرینی و فعالیت اقتصادی در این کشور مشغول‌اند و چه آنهایی که در سمت‌های مختلف از دانشگاه، طبابت و سایر حرف مشغول فعالیت هستند و چه دانشجویان عزیزی که در این کشور مشغول تحصیل‌اند؛ همه آنها پیوند و رابطه بین دو ملت بسیار بزرگ، با سابقة تمدنی کهن و ارتباطات بسیار گسترده در طول تاریخ یعنی ایران و ترکیه هستند.
من به سهم خودم خوشحالم که بعد از هجده سال سفر رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران به ترکیه انجام شد و برای اولین بار در تاریخ روابط دو کشور شورای عالی همکاری‌های راهبردی با حضور رؤسای دو دولت و وزاری دو کابینه در آنکارا تشکیل شد.
گام مهمی در روابط بین دو کشور برداشته شده، اما در عین حال برای حرکت به سمت نقطة مطلوب هنوز هم گام‌های فراوانی مورد نیاز است و فاصلة قابل توجهی وجود دارد.
ما در جلسات مفصل دیروز با مسئولین ترکیه از آقای نخست‌وزیر و رئیس جمهور گرفته تا جلساتی که با اعضای کابینة دو طرف داشتیم به این نتیجه رسیدیم که از ظرفیت‌های موجود برای روابط دو کشور استفاده کنیم. اینکه گفته می‌شود باید روابط پانزده میلیارد دلاری ما ظرف دو سال آینده به سقف 30 میلیارد دلار برسد، به معنای تحرک بخش خصوصی دو کشور است. ظرفیت هر دو دولت ظرفیت محدودی است و اساساً دوران دولت سالاری لااقل در بخش اقتصاد به سر آمده است. باید بخش خصوصی در این زمینه بار مسئولیت را بر دوش گیرد.
من دیشب در کنار میز شام از یکی از مسئولین اقتصادی و جناب رئیس جمهور سؤال کردم که سهم دولت در رشد اقتصادی و جی دی پی چه مقدار است؟ پاسخ آنها از سهم دولت صفر بود و این برای من که اطلاع زیادی راجع به ترکیه داشتم مقداری تعجب‌آور بود که نقش دولت در رشد اقتصادی کشور صفر باشد و همه رشد اقتصادی مربوط به بخش خصوصی باشد. همین‌طور اضافه کردند که تمام درآمدی که خرج دولت ترکیه می‌شود بدون استثنا از مالیاتی است که از بخش خصوصی گرفته می‌شود؛ یعنی بخش خصوصی هم کشور را اداره می‌کند هم بار رشد کشور را بر دوش دارد، هم حقوق کارمندان را پرداخت می‌کند و هم بار دولت را از لحاظ اقتصادی بر دوش گرفته است.
ما باید برای نجات اقتصاد ملی هم به بخش خصوصی میدان لازم را دهیم و هم حمایت لازم را انجام دهیم و هم بخش خصوصی ما باید احساس مسئولیت کند و وارد میدان شود. البته همواره تلاش‌های بخش خصوصی توأم با ریسک هم هست که این بخش از ابتدا آن را می‌پذیرد. به همین دلیل سؤال کردم در دوران انتقال ترکیه از بخش دولتی به بخش خصوصی چه ریسک‌هایی را تحمل کرده‌اند؟
از امروز به بعد ایرانیان مقیم ترکیه نباید احساس کنند که واسطه‌ای در بخش تجاری بین دو کشور هستند. باید به سمت سرمایه‌گذاری، انتقال تکنولوژی و دستیابی به راه‌های جدید تأمین مالی پروژه‌ها برویم و برای کشف بازارهای جدید مشترک تلاش کنیم و این بازار باید در سراسر جهان و منطقه به صورت مکمل در بیاید. همچنین ما باید زمینه را برای رشد روابط اقتصادی با تکیه بر بخش خصوصی دو کشور طراحی و برنامه‌ریزی کنیم.
من دیروز در مذاکره با نخست‌وزیر ترکیه در چند مبحث که به او گفتم این کار را انجام دهید، گفت این کار دست ما نیست بلکه دست بخش خصوصی است. معنای آن این است که اقتصاد ترکیه در مسیر درست حرکت می‌کند. دولت باید هدایت کننده، حمایت کننده، برنامه‌ریز و فرصت‌ساز باشد. دولت نه بخش اقتصادی و نه بخش فرهنگی خوبی است.
در ایران وقتی می‌گوییم دولت بخش فرهنگی خوبی نیست همه مخالفت می‌کنند. فرهنگ همان چیزی است که مردم با آن زندگی می‌کنند. فرهنگ برای مردم است؛ البته دولت باید در بخش‌هایی حمایت کند. دولت باید در تولید کالاهای فرهنگی فرصت‌های لازم را آماده کند، اما نظر من این است که دولت هیچ وقت نمی‌تواند با سفارش، دیوان شعر خوبی تهیه کند، هرچند پول خرج کند؛ آن مولانا و عشق می‌خواهد؛ آن کسی که امروز جسمش در قونیه و روحش در ایران است و اشعارش در سراسر ایران و جهان با زبان‌های مختلف روح انسان را شاداب می‌کند، انسان بزرگی روح این مرد بزرگ را در شعرهایش می‌یابد و می‌بیند.
مگر می‌شد دولت یا حکومتی به مولانا پولی دهد و بگوید که لطفاً شما این اشعار را به صورت دیوان بزرگ بنویسید. شعر ذوق و عشق می‌خواهد و باید با دنیا، عقل، فهم، فلسفه و تخیل رابطه داشته باشد. مگر می‌شود ما کاری را که برای مردم و ذوق آنهاست از دیگری بخواهیم. دریای بیکران مردم ایران را باید باور کنیم و باید قبول کنیم و بپذیریم که صاحب ایران ملت ایران است.
بنابراین این شما هستید که باید رابطة دو کشور را بسازید، همان‌طور که رابطة دو ملت را می‌سازید. مردم ترکیه آنچه از نام ایران می‌فهمند از کردار، رفتار و نوع تعامل شما می‌فهمند. همان‌طور که پزشک شما تحت تأثیر کارمند هتل است و درست هم هست، وقتی پاسپورتش را تحویل می‌دهد می‌گوید تو که خارجی نیستی، شما را با همان دریچه احساس ملت ترکیه می‌بیند؛ مردم ترکیه از دریچة زبان، چهره، نگاه، عمل، رابطه، امانت‌داری، راستگویی، تواضع و ادب شما ایران را می‌بینند. صفحة تلویزیون قادر نیست ایران را معرفی کند.
شما ایرانیان هستید که قادرید ایران را به ملت‌های دیگر معرفی کنید. کسانی که می‌توانند در برابر تبلیغات غلط بیگانگان نسبت به ایرانیان مقاومت کنند، بایستند و برنامه آنها را خنثی کنند شما هستید. لازم نیست با زبان بلکه با رفتار و عملتان این کار را انجام دهید. دختر و پسر ایرانی در دانشگاه‌های ترکیه با استعدادش، حرف زدن، نحوة برخورد با همکلاسی‌ها، استادش و با نحوة کارش استعداد و ادب ایرانی را معرفی می‌کند. شما سفیران اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ما هستید.
از نظر دولت تدبیر و امید بین ایرانی‌هایی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند و ایرانیانی که داخل کشور هستند از لحاظ حقوق شهروندی ایرانی هیچ تفاوتی وجود ندارد. ما باید با محور خدمت و فرصت به ایرانیان نگاه کنیم. تمام مأمورین ما در خارج کشور، کنسولگری‌ها، سفارتخانه‌ها و بخش‌های رایزنی و بانک‌ها و تمام خدماتی که ما از طریق دولت یا شبه دولت انجام می‌دهیم باید نسبت به ایرانیان ساکن آن کشور خدمت محور باشند و به مشکلات کسانی که خارج از کشور زندگی می‌کنند رسیدگی کنند.
شاید این جمله جمله قشنگی نباشد که هر ایرانی در روز گرفتاری ته ذهنش پناهش کنسولگری ایران است. پاسپورتش این را حکم می‌کند، می‌گوید من تبعه ایران هستم و مأمورین ایرانی باید از من حمایت کنند و نباید احساس بی‌پناهی و تنهایی کند؛ البته سایر ایرانیان در خط مقدم به او کمک می‌کنند. ممکن است بسیاری از مردم ترکیه هم به خاطر آشنایی، دوستی، رفاقت و برادری به او کمک کنند، اما او حق دارد که تکیه گاهش را سفارت قرار دهد؛ همان جایی که پرچم در اهتزاز است. پرچم علامت قدرت ملت است. هر ساختمانی که پرچم ایران برفراز آن در اهتزاز است قدرت ایران در آنجاست؛ اگر ایرانی‌ای مشکل داشته باشد به سمت آن پرچم می‌رود و کسی که زیر آن پرچم خدمت می‌کند، یعنی باید به هر کسی که تابعیت این پرچم و مرز و بوم را دارد کمک کند. پس اولین محور ما نسبت به ایرانیان خدمت محوری است.
دومین محور فرصت محوری است. ایرانیان برای ما فرصت‌اند؛ به غیر از عده کمی که اتصالشان را با ایران قطع کرده‌اند و درست درک نکرده‌اند که ایران کجاست و چقدر افتخار دارد. از عدة کمی که بگذریم تمام ایرانیان در سراسر دنیا برای ملت و دولت ایران فرصت‌اند. شما در بخش اقتصادی، تکنولوژی، علمی و فناوری فرصت‌اید و چقدر ایرانیانی که در کشورهای خارج درس خواندند، تجربه آموختند و با افتخار به کشور برگشتند و به کشور خدمت کردند و چقدر ایرانیانی که ماندند و تجربه علم و فناوری خود را به ایران منتقل کردند و اگر ما می‌گوییم پانزده میلیارد دلار مبادلات طرفین باید سی میلیارد دلار شود، یعنی ما با تلاش و همت بخش خصوصی و ایرانیان عزیزی که در خارج از کشور هستند به ویژه در ترکیه همه باید دست به دست هم بدهیم و این فضا را به وجود بیاوریم.
حتماً نکاتی که اینجا به عنوان مشکلات دانشجویان یا مردم پشت تریبون گفته شد، من همین جا به آقای دکتر ظریف وزیر امور خارجه و همچنین دکتر نهاوندیان رئیس دفتر ریاست جمهوری دستور می‌دهم که همه این موارد را بررسی کنند و برای آنها راه حل پیدا کنند. اگر ما بتوانیم به سخن شما پاسخ دهیم این وظیفة ماست و هیچ منتی بر سر شما نداریم.
ترکیه نسبتی هم با دوران مبارزات امام دارد و می‌دانید که ایشان را در سال 1343 برای استقلال کشور و مخالفت با کاپیتولاسیون تبعید کردند و به این جرم امام را گرفتند که ایشان فرمودند اگر فرد امریکایی در ایران جرمی کرد دادگاه ایران می‌تواند رسیدگی کند، نه دادگاه امریکا. امام در آبان 1343 برای عزت و استقلال ایرانیان دستگیر و تبعید شد و وقتی دستگیر شدند ایشان را با هواپیمای نظامی C130 از تهران به آنکارا آوردند و آن طور که من شنیدم مدت کوتاهی در آنکارا بودند و بعد به منطقه بورسا منتقل شدند و بقیه دوران تبعیدشان را در عراق گذارندند، ایشان در آبان 1344 از ترکیه به عراق منتقل شدند و حدود سیزده سال در عراق تبعید بودند.
به هر حال نه تنها بورسا و آنکارا بلکه همه این کشور بویی از رهبری انقلاب و امام راحل ما به مشام‌مان رسیده و الان افتخار داریم که در منطقه اولین کشوری بودیم که پارلمان را بنا کردیم.
دیروز از آقای نخست‌وزیر پرسیدم که چه موقع پارلمان شما تأسیس شد؟ گفت سال 1920. گفتم پارلمان ما در تهران 1906 تأسیس شده است. همان‌طور که ما در انقلاب مشروطه، آزادی‌خواهی مردم، تشکیل پارلمان و مجلس ملی در این منطقه پیشتاز بودیم در تحرک انقلابی و انقلاب اسلامی هم پیشتاز در منطقه بودیم و باید در زمینة علم، فناوری، اقتصاد، رشد و توسعه هم پیشتاز شویم. همان‌طور که چشم‌انداز این به ما گفته و این کار را از دست ایرانیان عزیز ما ساخته است و می‌تواند همان‌طور که پیشتاز بوده امروز در زمینه‌های دیگر هم پیشتاز باشد.
ایام کم کم به روزهای میلاد مبارک حضرت ولی عصر (عج) نزدیک می‌شود، امیدوارم همه ما در پناه و ضل توجهات آن عزیز باشیم و بتوانیم راه اهل بیت، مسیر صداقت، درستی و خدمت به مردم را ادامه دهیم که مسیری است که اسلام و قرآن به ما راهنمایی کرده و عمل به آن احکام همواره برای ما فخر و افتخار آفریده است.
از حضور امروز شما در این جمع بسیار تشکر می‌کنم. من و هیئت همراه از دیدن شما خوشحال و سرافراز شدیم. از اینکه شما مشغول کار، تلاش، فعالیت و تحصیل هستید و حرمت فرهنگ ایرانی و همین‌طور عظمت ایران و اسلام را با اخلاق و رفتارتان در این کشور حفظ کردید [تشکر می‌کنم].
ان‌شاءالله شاد موفق و پیروز باشید.

شناسه خبر: 80483

- سفرهای خارجی

- متن کامل سخنرانی

- رئیس‌جمهوری

فیلم مرتبط



اخبار برگزیده