متن کامل سخنان رییس‌ جمهوری در اجلاس روسای آموزش و پرورش مناطق کشور

شناسه خبر: 80103 -

يکشنبه 2 شهريور 1393 - 14:18


بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین

بسیار خوشحالم که در اولین روز هفته دولت این فرصت پیش آمد تا لحظاتی در محضر شما معلمین فرهیخته، مسئولین مناطق و شهرستانها در آموزش و پرورش باشم که رسالت بسیار مهم و سنگینی را بر دوش دارید.
مسئولیت آموزش و پرورش یا آموزش عمومی در واقع در دولت‌های مدرن بر دوش دولت قرارگرفته است . شما اگر برگردید به یک قرن و دو قرن پیش، آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت به مفهوم امروزی بر دوش دولت یا حتی دولتها نبوده معمولا در هر جمع و جامعه ای افرادی اتاقی را معمولا از منزل خودشان به عنوان مکتب و مکتب خانه دایر می‌کردند و افراد علاقه مند در آن کلاسها شرکت می‌کردند گاهی تنها آموزش قرآن مجید و یادگیری روخوانی قرآن بود، گاهی هم تعلیم در حد سواد خواندن و نوشتن بود. ریاضیات در حد محدود، ادبیات فارسی در حد محدود. معمولا مثلا به خواندن گلستان در خیلی از مکتب خانه‌های قدیم اکتفا می‌شد.
خوب در دولت‌های مدرن، امنیت عمومی و آموزش و پرورش و یا تعلیم و تربیت به عنوان یک وظیفه بر دوش دولت گذاشته شده است و به تدریج به شکل امروزی در آمده و پایه‌های آموزشی به صورت ابتدایی و به صورت متوسطه در کشورهای دیگر هم تقریبا به همین صورت است. دوران ابتدایی و دوران متوسطه بعدها دوره‌ای هم به عنوان دوره پیش دبستانی به آن اضافه شده است.
هم در ایران و هم در کشورهای دیگر خیلی از وظایف به عنوان وظایف دولتها تلقی می‌شود از جمله برنامه ریزی برای اقتصاد کشور، موضوع تامین اجتماعی و بسیاری از مسئولیت‌هایی که امروز تحت عنوان وزارتخانه‌ها، نهادها دستگاهها و ارگانهای مختلف بر دوش دولت قرار گرفته است. آموزش و پرورش یکی از مهمترین نهادهایی است که دولتها می‌توانند افکار خودشان و یا گاهی حتی اقتدار خودشان را در میان نسل نوجوان و جوان تزریق کنند. گاهی هم از این قدرت در برخی از کشورها و در برخی از زمانها سوء استفاده شده. مثلا در آلمان از مدارس برای ملت پرستی افراطی در دوران نازیسم سوء استفاده شد.
و در کشورهای سوسیالیستی و کمونیستی در دوره‌هایی از مدارس برای نشر الحاد سوء استفاده شد.
در دوران رژیم گذشته از مدارس برای شاه‌دوستی و حتی شاه‌پرستی و امثال اینها سوءاستفاده شد تا جایی که گاهی برخی ترجیح می‌دادند از مدرسه جدا شوند و فاصله بگیرند. مدارس را تحریم کنند و ارتباط خود را با مدارس به طور جدی قطع کنند و برخی به فکر تشکیل مدارسی با شرایط خاص بیافتند.
بسیاری از افراد فرهیخته در شهر تهران و در شهرستانهای مختلف و در قم به فکر افتادند که مدارس غیر دولتی تاسیس کنند.
درود و رحمت خداوند بر شهید بهشتی، همان ایامی که در قم طلبه بودیم ایشان مدرسه ای را تحت عنوان «دین و دانش» که به این نام عنایت داشت، سرپرستی و اداره می‌کرد و خیلی از مدارس دیگری که در تهران و شهرستانهای مختلف، تاسیس شده بود برای اینکه بتوانند نسل جوان و نوجوان را حراست بکنند از شرایط آن روزی که بر مدارس حاکم بود. حتی در دوره ای امثال شهید بهشتی و شهید باهنر رفتند برای برخی از عناوینی که در کتابهای درسی بود، کمک کردند باوجودی که آن وقتها خیلی این کار سخت بود اما به رغم اینکه در موضع اتهام قرار می گرفتند ، برای نجات نوجوان‌ها و نسل جوان جامعه ما وارد عمل شدند.
البته رژیم گذشته در اهداف نادرست خود برای سوءاستفاده از مدارس، موفقیت چندانی نداشت به دودلیل. اولا وجود معلمین بسیار شریف، متدین و دلسوز، در همان دوران، من خود در دوره دبستان، در دوره نوجوانی و جوانی یادم هست، معلمین بسیار شریف، فداکار و متدین حضور داشتند.
واقعا یک معلمی در دوره دبستان بود که غیر از درس تخصصی خود، مسلط به اشعار و تاریخ اسلام بود و وقتی کلاس تمام می‌شد همه ناراحت بودند گاهی اصرار می‌کردند زنگی که برای تنفس می‌باشد، همه بمانند و او ادامه بدهد، اینقدر نفوذ کلام داشت و تاثیر گذار بود.
شما معلمین فرهیخته ای را به یاد دارید ما وقتی که در صدا وسیما بودیم در سالهای 59 -60 و 61 و 62 یکی از معلمین فرهیخته کلاس اول را آوردیم در آنجا یکی از درسهایی را که می‌داد ضبط کردیم و در تلویزیون پخش کردیم. البته ایشان در حد افراد استثنایی بود. با جان درس می‌گفت و با همه روح و با همه وجودش. معلمینی اینگونه است. معلمی غیر از شغل عادی و ساده است. اجر معلم اینها نیست که حقوقی می‌دهیم اینها که چیزی نیست اجر معلمی با خداست. اگر یک نفر را شما تربیت کنید و هدایت کنید در همه عمرتان، اصلا نمی شود آن اجر و ثواب را محاسبه کرد. از همه دنیا برتر و بالاتر است به تعبیر پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع) هدایت یک فرد، یک انسان.
از یک طرف معلمین فرهیخته، متدین و دلسوز که عددشان بسیار زیاد بود، باعث شد که رژیم درکارخودش موفق نشود و از همان مدارس نسل انقلاب ظهور و بروز کرد. از طرف دیگر اگر چیزی را ما می‌خواهیم به جوانها و نوجوانان بیاموزیم راهش نه طریق القایی، نه تنبیه و نه اقتدارگرایی است، راه آن تدبیر و دلسوزی است. من یک نکته ای را می‌خواهم بگویم گاهی واقعا ممکن است انسان کاری را بخواهد از روی دلسوزی انجام بدهد در مدرسه برای دانش آموزان، جوان‌ها و نوجوان‌ها اما به دلیل عدم آشنایی به شیوهای تربیتی طوری گفته می‌شود و تکرار می‌شود که دل زدگی ایجاد می‌کند و اثر معکوس می‌گذارد.
در تعلیم و تربیت از شیوه‌های بسیار درست باید بهره برداری و استفاده بشود حالا البته من اگر بگویم بزرگترین معلم پیامبر اسلام(ص) و بزرگترین دانش آموز علی ابن ابیطالب(ع) در تاریخ بشریت بود این سخن هم حق است و هم منطبق بر واقعیت است البته خیلی فاصله داریم با آن معلم و آن دانش آموز که گفت هر روزی که گذشت درسی را از اخلاق و علمی را از اخلاق از استادم پیامبر یاد گرفتم و آموختم و به کجا رسید این دانش آموز بزرگ مدرسه تعلیم و تزکیه و کتاب و حکمت که وقتی جنگ بدر تمام شد به پیغمبر گفت یا رسول الله من به شهادت نرسیدم با تاسف این جمله را گفت، وقتی که حمزه در خون خود غلطان بود. پیغمبر فرمود به این مقام می‌رسید، به منزل شهادت می‌رسید. بعد پیغمبر فرمود که در آن مقطعی که تو به شهادت می‌رسی ، صبر تو چگونه است، گفت: یا رسول الله شهادت از مواطن صبر نیست از مواطن بشرا و شکر است این شاگرد درس پس می‌دهد به استاد بزرگش گفت این از مواطن صبر نیست البته شاید رسول خدا به نکته ای عنایت داشت و آن مسئله شمشیر مسموم و سم در بدن امیرالمومنین در آن 48 ساعت بود به هر حال فرمود آنجا جزء‌ مواطن صبر نیست. مواطن شکر و مواطن بشارت است. خوب آن استاد است و این شاگرد ما کجا می‌خواهیم برویم؟ ما می‌خواهیم وارد کلاسی بشویم که جای رسول خدا و پیامبر اکرم(ص) را بگیریم، کار بسیار عظیم و بزرگی است.
امروز این رسالت، یک رسالت سنگینی است بر دوش دولت، اما معنایش این نیست که این کار را دولت به تنهایی انجام بدهد. اولا اجازه بدهید بگویم که تنها کار مدرسه نیست شما در کلاس‌هایتان از سال اول و همه سالها مواجه با دانش آموزان مختلف هستید که از خانه‌ها و خانواده‌های مختلف می‌آیند و شما حس می‌کنید اثر خانه و خانواده چقدر زیاد است آن معلم اول مادر و پدر می‌باشد برادر بزرگ و خواهر بزرگ، عمه و عمو و دایی و اقوام، مدرسه اول آنجاست شما مرتبه دوم و مدرسه دوم را بر عهده می‌گیرید چند ساعت چند روز این دانش آموز در مدرسه است و همان موقع در مدرسه چند ساعت در 24 ساعت و بقیه غیر خانه کجاست؟ در جامعه و در اجتماع است پس خانواده از یک طرف، مدرسه از یک طرف، جامعه از سوی دیگر که در آن جامعه فرهنگ عمومی، رسانه‌ها و دولتها حاکمند مردم هم حضور دارند همه اینها باید دست به دست هم بدهند چطور اینها را باید تلفیق کنیم؟ و نقش هر کدام باید چقدر باشد؟ اولا بدون همکاری امکان پذیر نیست اگر صدا و سیما چیزی بگوید، روزنامه‌ها چیز دیگر بگویند و رسانه‌های مجازی چیز دیگری بگویند که امروز حتی نسل نوجوان ما هم با آن مواجه آن متصل است آنجا چه خبر است جامعه ما چه خبر است؟ همه اینها باید دست به دست هم بدهند کار تعلیم و تربیت در دنیای امروز پیچیده است چگونه ما باید نسل جوانمان را تربت کنیم. شما نسل جوانمان را برای امروز که تربیت نمی کنید درس می‌دهید برای کلاس درس برای 15، 20 یا 25 سال دیگر. آن وقت وارد کار و فعالیت و مدیریت جامعه می‌شوند پس شما می‌خواهید نسلی راتربیت کنید برای جامعه فردا خود این کار را بسیار سخت می‌کند، از طرف دیگر در دنیایی ما زندگی می‌کنیم که این دنیا را به هم وصل است و به هم ارتباط دارد ترس از دنیا مشکل را حل نمی کند بعضی می‌گویند این جامعه را باید کاری بکنیم که اتصال آن را با دنیا ضعیف یا قطع کنیم، نه با قطع اتصال نه با تضعیف اتصال این راه، راه حل نیست ما باید نسل بیدار و هوشیار و آگاه از دنیای امروز، نسلی که تعلق خاطر کافی به دین، ایمان و فرهنگ خود و توجه کافی به دنیای امروز و ویژگی‌های دنیای امروز داشته باشد افرادی در این دبستان‌ها، دبیرستان‌ها، دانشگاهها تربیت شده اند که وقتی رفتند خارج و دانشگاه‌های خارج رفتند نه تنها آن محیط و آن جامعه نتوانست آنها را منحرف کند بلکه به عکس آنها روی هم‌شاگردی‌های و هم دانشگاهی‌ها و حتی رو معلمین خود تاثیر گذاشتند. شهید بابایی یکی از آنهایی بود که رفت آمریکا دوره خلبانی دید آن هم نه در یک محیط عادی دانشگاهی بلکه در محیط نظامی آن هم در محیط نظامی در امریکا همه دوستان ایشان و هم دوره ای ایشان تعریف می‌کنند که در طول مدتی که ایشان آنجا بود نه نمازش ترک شد نه روزه حتی یکی از دوستانش گفت که ایشان سعی می‌کرد نماز شب خود را هم ترک نکند.
بعد از انقلاب که ما با این جوان خلبان من از روزهای اول انقلاب با ایشان آشنا بودم تا روز شهادت مخصوصا در دوران جنگ در کنار هم بودیم این شخصیت والا و واقعا کم‌نظیر، کجا تربیت شد؟ توی همین مدارس و همین خانواده ایرانی ما آنچنان رشید بار آمد که نه محیط غرب نه محیط نظامی در آمریکا نتوانست در ایشان اثر بگذارد، روی معلم خودش اثر گذاشته بود روی هم شاگردی‌های خودش اثر گذاشته بود. پس بنابراین ما اینجا در یک شرایطی هستیم که در دنیای امروز سیستم جدید آموزشی را در اختیار داشته باشیم اما در عین حال فرهنگ دینی و فرهنگ ایرانی هم از یاد ما نرود و بتوانیم هویت اسلامی و ایرانی را در نسل نوجوان و جوان خودمان زنده نگاه داریم. برای این کار هر چه ما بتوانیم آموزش و پرورش را به جامعه نزدیک و متصل کنیم و نهاد دین و نهاد خانواده و نهادهای غیر دولتی، سازمانهای غیردولتی مسجد، حسینیه، هیئت، اجتماعات و انجمن‌ها و از آن طرف با شرایط دنیای امروز، بتوانیم آنها را در کنار هم قرار دهیم، می‌توانیم در کار خودمان موفق تر باشیم.
خوب امروز شرایط خاصی در این کشور داریم، قرار است در مدارس کاری بکنیم که نسل نوجوان و جوان ما از انقلاب و تاریخ خود با خبر باشد، از دفاع مقدس و ایستادگی ملتش در برابر متجاوزین مطلع باشد، همان آموزش و پرورشی که در دفاع مقدس، معلم و دانش آموزان آن همه نقش داشت با آن عدد بالا که گفته شد 34 هزار دانش اموز و 5 هزار معلم در این راه شهید شدند ما باید بتوانیم که کاری بکنیم که نسل جوان ما از این فرهنگ با خبر باشد تنها بحث این نیست که این کتاب درسی را خوب یاد بگیرد، خوب حفظ کند و سوالات امتحانی را خوب پاسخ دهد. بزرگترین مشکل مدارس ما در گذشته این بود که مدارس ما حفظ محور بود بچه‌ها کتاب را می‌خواندند، می‌آموختند و حفظ می‌کردند و سر امتحان به سوالات پاسخ می‌دادند و آنچه که یاد گرفته را پس از مدتی فراموش می‌کردند . امروز باید مدارسمان تغییر بکند ما نیاز به یک تحول بنیادین داریم می‌گویند بازسازی مدارس، درست است که ساختمان مدارس ما باید بازسازی بشود، سیستم تعلیم و تربیت ما هم باید بازسازی شود، محیط مدارس ما هم باید بازسازی بشود. این بازسازی، بازسازی عامی است اگر بتوانیم مدارس را بازسازی بکنیم و بدانیم دولت به تنهایی قادر نیست مسائل آموزش و پرورش را به طور کامل حل کند نه اینکه دولت مسئول نیست، دولت مسئول است، اما در عین حال مردم باید بدانند ما با کمک هم می‌توانیم این امر مهم را به مقصد و ثمر برسانیم برای این کار اگر قدم به قدم ما این کار را به تدریج به نهادهای غیر دولتی واگذار کنیم البته سالها طول دارد و زمان می‌برد دولت هم مخارج و اعتباراتی که بر دوش دارد را بر دوش داشته باشد یک دانش‌آموز هر مقدار که امروز خرج می‌کنیم فردا هم خرج کنیم. اما اگر به تدریج بتوانیم مدارس غیر دولتی را توسعه بدهیم امروز اگر دوتا است بشود 4 تا. نهادهای دیگر هم تحت نظارت آموزش و پرورش مدارسی را بر عهده بگیرند اگر یک کارخانه بزرگ اگر یک مرکز تولیدی بزرگ یک مدرسه ای هم خودش ایجاد بکند از داوطلبان استفاده بکند یا از خود معلمین استفاده کند اگر شهرداری هم بتواند مدرسه ای ایجاد کند اگر نهاد حوزه هم بتواند مدرسه ای ایجاد بکند. یک رقابت سالمی را ایجاد کنیم بین وزارت آموزش و پرورش و نهادهای دیگری که به تدریج آنها هم آموزش و پرورش فرزندان جامعه را بر عهده بگیرند دولت هم همان اعتبارات را هزینه بکند منتها از طریق دیگر و با شکل دیگر البته در یک جلسه مفصلی با وزیر محترم آموزش و پرورش و معاونین ایشان در این زمینه صحبت کردیم تا چه قدم‌هایی باید برداریم البته این قدم‌ها طولانی است و باید زمان زیادی را پیش رو و مدنظر قرار دهیم.
حتی اگر معلمین بازنشسته ما نه تنها فقط آنهایی که شغل معلمی داشته بلکه همه تحصیلکرده‌های بازنشسته ما آنهایی که دوره دانشگاهی را طی کرده اند و حتی استاد دانشگاه بودند بیایند مدرسه ای تاسیس کنند که همه آن داوطلبانه باشد همه آنهایی که تدریس می‌کنند دواطلبانه تدریس کنند و ببینیم از آب در میاید یک مدرسه در کنار 100 تا مدرسه تاسیس بشود دولت امکانات آن مدرسه را در اختیار بگذارد و بگویند توی این شهر چه کسی داوطلب است برای یک سال نه برای 10 سال فقط برای یک سال داوطلب شود شما ببینید اثرش چی می‌شود. این بسیج که ما می‌گوییم بسیج یعنی داوطلبی خود شما هم در کار خود بسیجی و داوطلب هستید من خبر دارم که بسیاری از معلمین و بسیاری از دبیران داوطلب هستند برای این شغل و با داوطلبی آمدند نه به خاطر حقوق لذت می‌برند از کار که انجام می‌دهند لذت می‌برند از اینکه می‌بینند یک جوانی از این مملکت را تربیت کرده اند.
بیایم این بسیج را توسعه بدهیم و بیاییم نهادهای غیر دولتی را وارد بکنیم. خوب این کتابهای درسی که رونمایی می‌شد من باید تقدیر و تشکر بکنم از همه عزیزانی که این زحمت را کشیدند اما اشکالی دارد ما از نخبگان جامعه بخواهیم بجای این کتاب خودشان یک کتاب دیگری را به ما پیشنهاد بدهند حتما بدانید اگر ما اعلام بکنیم و جایزه ای هم اعلام کنیم برای بهترین‌ها حتما نخبگان جامعه ما و آنهایی که تجربه دارند در کار آموزش و پرورش در سراسر این کشور بزرگ قادرند یک کتاب بهتر را به ما ارائه بدهند چه اشکالی دارد به مناطق مختلف کشور بگوییم که کتابهایی متناسب با فرهنگ آن منطقه تهیه شود؟ یک جا منطقه، منطقه عشایری است، یک جا منطقه، منطقه کشاورزی است یک جا صنعتی است زبانهای مختلف، لهجه‌های مختلف، فرهنگ‌های مختلف، اشکال دارد کتاب درسی ما برای استان دیگر و یا فلان استان یک تفاوتی داشته باشد.حتی برخی از کتابها در برخی از زمینه‌ها شبه دانشگاه، می‌توانیم چند کتاب را در اختیار دانش آموز قرار دهیم و اعلام کنیم از این کتابها هر کدام را می‌خواهید انتخاب کنید آنها خودشان مطالعه کنند سرکلاس بیایند. آنها درس بدهند حتما باید شیوه تدریس قدیمی باشد و باید بگذاریم آنها کتابی را فصلی را مطالعه کنند و سرکلاس تبیین کنند و تشریح کنند و معلم نیز بنشیند و هدایت گر باشد ارشاد گر و البته همه کلاسها را نمی‌شود این شیوه اداره کرد. می‌خواهم بگویم شیوه‌های متنوع را مد نظر قرار دهید نترسیم از اینکه یک دانش آموز 3 کتاب بخواند ببینید دانش آموز کلیشه ای دورانش سپری شده ما امروز باید دانش آموزی را تربیت کنیم برای تولید فردا، توسعه فردا و تحقیق و تفکر فردا، این رسالت و وظیفه ما است و برای این کار ما خودمان را آماده بکنیم ما به هر حال مشکلات فراوانی داریم دانش آموز ما امروز از دوره متوسطه فارغ التحصیل می‌شود، دیپلم می‌گیرد می‌آید در جامعه کار و فعالیت بکند درسی که خوانده با نیاز جامعه و معضلات جامعه ما گاهی منطبق نیست. نمی شود دنیا در حال تحول باشد و مدرسه ثابت باشد، نمی شود دنیا متغیر باشد و مدرسه ثابت باشد ما نیاز به مدرسه متحول در دنیای امروز داریم. همه چیز در حال تغییر و تحول است ما باب می‌خواهیم برای علم ما طریق می‌خواهیم برای علم شما باید در دبستان و دبیرستان راه فراگیری، راه مطالعه و راه تحقیق و شیوه کار و مهارتهای لازم را برای جامعه فردا به این دانش آموز یاد بدهید تا او بتواند فردا برای جامعه ما مفید تر باشد. دولت در این زمینه هر توانی که داشته باشد با کمال خلوص و بی منت تقدیم معلمان عزیز کشورمان خواهد کرد.
همانطور که من در آغاز سال تحصیلی گفتم ما نیاز داریم به کلاس گفتگو، به کلاس انشاء، به قرائت کتاب به تشویق دانش‌آموزان به خواندن کتاب، به دانش آموز سالم از لحاظ جسم و روح، منتقد و مدافع از حقوق خودش و مشارکت جو و جامعه پذیر و اخلاقی و مسلمان و شجاع و ایثارگر همه این جوانهایی که رفتند در جبهه جنگ و فداکاری کردند در همین مدارس شما پرورش یافتند و داوطلب شدند شجاعت، ایثار و ایستادگی و وطن دوستی و عشق به کشور، عشق به انقلاب و امام و رهبر و روحانیت و فرهنگ و هویت ملی همه از کلاسهای درس شما بوده است شما آموزگاران اخلاق و مهارت اجتماعی و مدنیت جامعه و ضمناً علم و دانش هم هستید کار و بار بزرگی بر دوش شما است. دولت نه تنها در زمینه اعتبارات و نه تنها در زمینه اجرای سند تحول بلکه هر کاری که از دست خود بر بیاید برای این طبقه فرهیخته و این قشر فرهیخته معلمان عزیز که امروز جامعه و فردای جامعه در اختیار شماست دولت آینده کشور آینده.
ما نیازمند هستیم به یک شرایط بسیار جدید شما بایدآن ویژگی‌های اعتدال را در مدارس و در روح جوان‌ها در ذهن آنها استقرار ببخشید خیلی ما از افراط ضرر کردیم افراط این طرف آن طرف فرق نمی کند از افراط ما ضرر کردیم.
امروز که حتما اینطور نیست ولی من دوره‌هایی سراغ دارم معلمان و مدارسی را سراغ دارم البته حتما انشاالله امروز وجود ندارد که به دانش آموزی به خاطر اینکه پدرش، جزء این جناح بود یا آن جناح بود نمره کمتر یا بیشتر داده شد و این فاجعه است.
مدرسه همه انجمن‌های علمی و فرهنگی رو چشم ما است اما کلاس درس، نحوه آموختن به دانش‌آموز، ارتقاء دانش‌آموز و برخوردی که با دانش آموز می‌کنید، چهره حتی لبخند و خشمتان آنجایی که لازم است باید مساوی باشد مبادا نسبت به یک دانش آموزی به خاطر قومیت به خاطر زبان به خاطر حزب به خاطر جناح درکلاس تفاوتی قائل شویم.
ما نیاز به اعتدال داریم این اعتدال با دست شما، با زبان شما، با فکر شما، با تعلیم و تربیت شما در جامعه امکان پذیر است ما نیاز به امید داریم همه جوانها را امیدوار وبا نشاط بار بیاورید.
انشاالله و به حول و قوه الهی با کمک شما، با هدایت‌های رهبری با اتفاق و وحدت ما از همه مشکلات عبور خواهیم کرد.
و شمایید که باید نشاط و امید را در کلاسهای درستان جاری کنید و بالاخره مدرسه باید پناهگاه نسل جوان و نوجوان ما باشد و نه خدای ناکرده گریز گاه و این شما هستید که باید نسل جوان ما را با نشاط و دین باور، دین نمایی به درد ما نمی‌خورد دین باوری بدرد می‌خورد شما باید نسل ما را امیدوار، دین‌باور، عالم، اخلاقی، مشارکت‌جو، جامعه‌پذیر برای تولید توسعه و تحقیق آینده کشور تحویل ما دهید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

شناسه خبر: 80103

- دیدارهای داخلی

- سخنراني ها

- متن کامل سخنرانی

- رئیس‌جمهوری

گالری مرتبط



فیلم مرتبط



اخبار برگزیده