متن کامل سخنرانی در دیدار فرماندهان سپاه

-

شناسه خبر: 72305 -

دوشنبه 25 شهريور 1392 - 11:52

بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین


پیش از هر چیز میلاد مسعود حضرت ثامن الحجج(ع) که کشور از آن اوست و همۀ ما افتخار شیعه بودن و در پناه آن حضرت بودن را در این کشور داریم، تبریک می‌گویم و همچنین سالروز شروع دفاع مقدس و ایستادگی ملت ایران در برابر متجاوزین. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این جهاد مقدس در کنار بسیج مستضعفین نقش بسیار مهم و تأثیرگذاری را برعهده داشتند.
این جلسه هم یادآور جبهه‌های غرب، جنوب و میانی از سردشت، بانه و درۀ شیلر گرفته تا اروند، دهانۀ فاو، پنج ضلعی، حور، بازی‌دراز و بوالفتح و سراسر آن جبهۀ مقدسی است که عزیزترین یاران انقلاب فدای شرف، عزت و استقلال این مرز و بوم شدند. بوی همت‌ها، خرازی‌ها، باکری‌ها، کاظمی‌ها، زین‌الدین‌ها و همۀ بزرگان، سرداران و افتخارآفرینان استشمام می‌شود.
شما افتخار بزرگی را بر دوش دارید؛ سپاهی‌ بودن و پاسدار بودن که نه تنها پاسدار مرز و بوم و کشور که وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ هستید که پشت سر آن وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ(سورۀ توبه، آیۀ 112) خواهد بود.
سپاه پاسداران فرزند انقلابی است که فاصلۀ زمانی با پیروزی انقلاب ندارد. از اولین ساعات پیروزی انقلاب پاسداری، ایستادگی و جهاد برای حراست از انقلاب اسلامی شکل گرفت، که بعداً سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نام گرفت. در آن روزهای اولیه استقرار انقلاب، برای حراست از نظام اسلامی پاسداران اسلام از جان مایه گذاشتند، از ترکمن‌‌صحرا تا خرمشهر و تا قلب تهران همه جا ایستادند، فداکاری کردند و هرکجا احساس خطر شد، سپاه پاسداران در خط مقدم دفاع از انقلاب حضور داشت، از ترورهای کور آن زمان، ناامنی‌های گوشه و کنار ایران تا توطئه‌هایی که استکبار و در رأس آن امریکا علیه انقلاب اسلامی طراحی کرده بود.
سپاه پاسداران یک ارتش یا یک نیروی نظامی مانند آنچه در سایر کشورها وجود دارد نیست. سپاه پاسداران که تشکیل آن برای حراست و دفاع از انقلاب اسلامی بود، دارای دو سرمایۀ ویژه بود که این دو سرمایۀ ویژه کمتر در نیروهای مسلح کشورهای دیگر دیده می‌شود. اگر سپاه پاسداران دارای سرمایۀ انسانی‌ است، به معنای آموزش، تعلیمات، پشت‌سر گذراندن کلاس‌هایی که برای علم و دانش عمومی یا نظامی لازم است و اگر سپاه پاسداران دارای سرمایۀ سخت‌افزار و نرم‌افزار نظامی است، در ارتش‌ها و نیروهای مسلح دیگر کشورها هم وجود دارد. اما سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از آغاز دارای دو سرمایۀ بسیار مهم بود: یک) سرمایۀ معنوی و دو) سرمایۀ اجتماعی.
سرمایۀ معنوی همان بود که در شب عملیات قبل از آنکه به نقشه نگاه کند به خطوط زیارت عاشورا نگاه می‌کرد؛ سرمایۀ معنوی همان بود که قبل از آنکه رمز عملیات را در شب عملیات بیاموزد، یاحسین و یازهرا را آموخته بود و بر زبان جاری می‌کرد. سرمایۀ معنوی‌ای که من از آن صحبت می‌کنم، به مفهوم ارتش ایدئولوژیک کشورهای شرقی نیست، به معنای انگیزه‌های معنوی و دینی است که عمق آن تا 1400 سال قبل و تا کنار صفه‌ای که یاران پیامبر در آن جا داشتند و تا صحرای نینوای حسین‌‌بن‌علی با یاران کم اما پرافتخار و بی‌نظیرش می‌رسد؛ یارانی که در وفا آنچنان مثال‌زدنی بود که فرمود: از شما باوفاتر سراغ ندارم.
آن سرمایۀ معنوی‌ای که تا کنار فرات و وفای قمر بنی‌هاشم عمق دارد، آن سرمایۀ معنوی‌ای که تا دادن همۀ یاران و عزیزان و اسیر شدن همۀ اهل بیت، خود را آماده کرده است.
سرمایۀ معنوی سپاه همان است که او را محبوب دل‌ها قرار داده است. اگر آن سرمایه سایش بیابد که آن روز را خدا نیاورد و اگر روزی قضاوت مردم نسبت به ایثار این بهترین نیروی وفادار انقلاب به تردید بیفتد که هرگز مباد آن روز و ان‌شاءالله نخواهد آمد، سپاه دیگر آن سپاهی نیست که امام فرمود: ای کاش من یک پاسدار بودم. سپاه با سرمایۀ معنوی‌ای که بحمدالله تا امروز حفظ کرده است و ان‌شاءالله تا پایان هم حفظ خواهد کرد، به عنوان نیرویی متمایز از تمام نیروهای مسلح جهان ترسیم می‌شود.
این معنویت را باید در همان حدی که در جبهه‌ها بود[حفظ کرد]. در جبهه‌ وقتی به فضای معنوی رزمندگان وارد می‌شدید هم احساس آرامش و امید می‌کردید و هم بوی عطر حسینی را استشمام می‌کردید. با همان معنویت، صلابت، خلوص، اقتدار و با همان روحیه‌ای که کربلای 5 با آن شروع شد و پایان یافت و با همان روحیه‌ای که به عمق آب زدید و از اروند عظیم عبور کردید و به فاو رسیدید و با همان روحیه‌ای که در ماووت و حلبچه ارتفاعات را درهم نوردیدید، [به راه خود ادامه دهید.]
آنچه دشمن را می‌ترساند هواپیما، موشک، زیردریایی، ناوچه، تانک و ادوات جنگی نیست، زیرا اینها در ارتش‌های دیگر دنیا بیشتر یا کمتر وجود دارد. آن چیزی که دشمن از آن می‌هراسد انگیزه، معنویت، خلوص شما و اتصال با خاندان رسالت و اهل بیت و اتصال جبهۀ شما به جبهۀ بدر و حنین و کربلای حسین است. آن است که دشمن را می‌ترساند و می‌هراساند و دشمن آن را ندارد. و ترجون من الله ما لا یرجون(النساء: 104) والا بقیۀ چیزها که وجود دارد. آن امید بلند شما و اتصال شما به آسمان و معنویت است که دشمن آن را ندارد.
این یک امتیاز بزرگ سپاه است که شما پاسداران این امتیاز را حفظ کرده‌اید و باید حفظ کنید و حتی ارتقا ببخشید، که چرا نه؟ شما کسانی‌‌ هستید که تجربیات فراوانی را در فراز و نشیب این همه حوادث آموخته‌اید و در طول این سی و پنج سال روز به روز بر علم و دانش، تقوا، معنویت، استقامت، ایستادگی و توجه شما به حق افزوده شده است.
سرمایۀ دیگری که ویژه سپاه پاسداران است یا به یک معنا به نیروی مسلح کشور تعلق دارد که در دیگر کشورها نیست، سرمایۀ اجتماعی شماست؛ یعنی آنچه شما در دل، همراه و کنار مردم‌اید. آن بیانی که امیرالمؤمنین (ع) داشت: فَالْجُنُودُ بِإِذْنِ اَللَّهِ حُصُونُ اَلرَّعِیَّه، امام نفرمود حصون المؤمنین یا حصون المسلمین، فرمود: حصون الرعیه.
سپاه باید دژ مستحکم و پناه همۀ مردم اعم از مسلمان، غیرمسلمان، شیعه، سنی، زن، مرد، روستایی، شهری و تمام مردم ایران باشد. وقتی مردم سپاه پاسداران را می‌بینند یا پاسداری را در گوشه‌ای می‌بینند، باید احساس امنیت و آرامش کنند و او را دژ مستحکم و مدافع حقوق خود بیابند.
حصون الرعیه؛ یعنی تمام شهروندان، بقاء و استمرار حقوق شهروندی و حقوق مسلم جامعۀ اسلامی خود را در کنار حضور سپاه اسلام، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و به ویژه سپاه ببینند.
البته دنباله هم دارد: زینُ اَلْوُلاَه، جاذبۀ همۀ بزرگان کشور و زینت و زیبایی این نظام با سپاه است. سپاه است که وجود، عمل، ایثار، فداکاری‌ و ایستادگی‌اش زینت‌بخش نظام است. سپاه زین الولاه است. عِزُّ اَلدِّینِ وَ سُبُلُ اَلْأَمْنِ است و همۀ آنهایی که امیرالمؤمنین(ع) می‌گوید. امنیت، عزت دین و به اهتزار درآمدن عزیزترین حالت پرچم دین با شما تأمین می‌شود.
سرمایۀ اجتماعی بزرگ‌ترین سرمایۀ سپاه است. آن چیزی که بسیج 20 میلیونی درست می‌کند، سرمایۀ اجتماعی شماست. سرمایۀ اجتماعی یعنی اعتماد و علاقه مردم به این نیروی مسلح مقتدر و همان که امام(ره) بر آن تأکید کرد که نیروهای مسلح باید از بازی‌های سیاسی به دور باشند.
سپاه برتر و بالاتر از جریانات سیاسی است، نه در کنار و داخل جریانات سیاسی. جایگاه سپاه جایگاه کل ملت است. تمام مردم سپاه را باید دژ، حصن و پناه خود بیابند. این جناح و آن جناح و این گروه و آن گروه و این تشکل و آن تشکل ندارد.
امام(ره) بر این نکته چه زمانی تأکید کردند؟ نه بعد از پایان جنگ و نه اینکه سپاهی رفته است در میدان رزم شرکت کرده و در میدان جنگ در برابر دشمن پیروز شده است و اکنون امام(ره) می‌فرماید سپاه پیروز به خطوط سیاسی وارد نشود، سیاست را خوب بفهمد، درک و هضم کند، وارد بازی‌ها نشود، بعد از آن نگفت. بلکه امام(ره) همان موقع که شما در جبهه بودید این حرف را فرمود. امام(ره) در وصیت‌نامه‌اش آن وقتی نوشت که شما در حال جنگ و در سنگرها بودید.
امام(ره) از همان روز اول این راه را نشان داد. چرا؟ برای اینکه سپاه پاسداران باید به کل ملت ایران تعلق داشته باشد و اگر روزی ما نیاز به حضور همۀ مردم داشتیم آن [نهادی] که باید همۀ مردم را به نام بسیج جذب کند و به زیر پرچم و بیرق اسلام و کشور بیاورد، سپاه است و اگر خدای ناکرده روزی حادثه‌ای پیش بیاید بسیج، اقلیت‌های دینی و مذهبی را هم دعوت می‌کند. از کسی که لباس بسیجی پوشیده و به جبهه رفته، نمی‌پرسد مقلد کدام آقا هستی؟ شیعه، سنی، مسلمان و مسیحی هرکس که آمادۀ دفاع از وطن است می‌آید. مگر در جبهه نبودند و شهید ندادند؟ بسیج متعلق به همه است، ما در بیابان بزرگ می‌خواهیم دربرابر دشمن بایستیم، در کوچۀ تنگ که جای مقاومت و ایستادگی نیست، محاصره می‌شویم. نگذارید ما را به کوچۀ تنگ ببرند، بگذارید در میدان باز بایستیم و مقاومت و ایستادگی کنیم.
امروز روز حساس منطقه و ایران است و آن نیرویی که در خط مقدم است - من اهل تعارف نیستم، خیلی از دوستان من را از قبل از انقلاب و اول انقلاب می‌شناسند، آنچه می‌گویم حرفی است که از دل من برمی‌آید و یک کلمه در آن تعارف نیست- و در اولین صف در برابر تمام توطئه‌ها ایستاده و باید بایستد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.
شما بهتر از من می‌دانید که اولین قدم، شناخت تهدیدات است و تهدیدات هر روز به شکلی عیان می‌شود، آن روزی که در 31 شهریور 1359 دشمن به سرزمین ما تجاوز کرد، تهدید عمدتاً نظامی بود، لذا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آن زمان به سرعت از یک نیروی امنیتی - انتظامی شکل خود را عوض کرد و به یک نیروی نظامی تبدیل شد. همانی که در سال 1364 امام(ره) سه نیروی سپاه را ابلاغ فرمودند، یعنی حرکت سپاه از یک نیروی چابک و کوچک امنیتی- انتظامی روزهای اولیه انقلاب و تبدیل آن به یک نیروی مسلح شبه کلاسیک.
شرایط و نوع تهدیدها در آن زمان کاملاً متفاوت بود. تهدید آن زمان تهدید نظامی بود، البته پشت سر هر تهدید نظامی، تهدید سیاسی است. دشمن هم اگر در تجاوزش موفق می‌شد، دنبال تهدیدات سیاسی، تغییر اصل نظام و ضربۀ بر انقلاب اسلامی بودند که اینها روشن است و جای بحث در اینجا نیست.
اما در عین حال آن روزی که صدام قصد حمله به کویت را داشت، شکل‌ آن حادثه کاملاً متفاوت بود. صدام می‌خواست بخشی از سرزمین اسلامی را تصرف کند، اما در جنگ کویت بحث گرفتن کامل یک کشور بود با اهداف دیگر و در ضمن شرایط هم کاملاً متفاوت بود. در آنجا صدام می‌خواست به اصطلاح خودش خطر انقلاب اسلامی را از کل منطقه [رفع کند.] چون در آن زمان صدام به نیابت از خیلی‌ها در حال جنگ بود، چون ما که با عراق نمی‌جنگیدیم، خیلی‌ها روبه روی ما بودند. به ظاهر عراق بود، اما قدرت‌های بزرگ و منطقه‌ای پشت سر صدام بودند.
اما اینجا شکل و شرایط متفاوت است. نظم جهانی به هم خورده است و صدام این فرصت را پیدا کرده است و می‌خواهد یک کشور را به طور کامل ببلعد و به بزرگ‌ترین قدرت منطقه‌ای تبدیل شود. صدام اگر می‌توانست کویت را با آن همه نفت و امکانات نگه دارد، این کشور به بزرگ‌ترین قدرت منطقه‌ای تبدیل می‌شد. در حالی که صدام اهداف دیگری را در نظر داشت و تنها بحث کویت نبود و قبل از حمله به کویت هم در نامه‌ای رسماً به ایران نوشته بود که ما و شما 800 کیلومتر مرز مشترک دریایی داریم. آن کلمه‌ای که ما را تکان داد نامه‌های آخر صدام بود که به رئیس‌جمهور ایران نوشت که ما و شما 800 کیلومتر مرز مشترک داریم. ما وقتی این جمله را در شورای عالی امنیت ملی آن روزها بحث کردیم، گفتیم یعنی چه 800 کیلومتر؟ تفسیرهای متنوعی بود که یک تفسیر آن این بود که عراق می‌خواهد تا مرز عمان هم پیش برود و کل کشورهای خلیج فارس را هم تصرف کند.
صدام اهداف دیگری را مدنظر داشت که من نمی‌خواهم وارد این بحث شوم. می‌خواهم بگویم شکل تهدید فرق کرد. آن زمان که امریکا به افغانستان و سپس به عراق حمله کرد، شکل، شکل دیگری بود و مسائل منطقه، مسائل دیگری بود و بهانه‌ها، بهانه‌های دیگری بود و بعد حوادث دیگر منطقه و تا امروز سوریه.
هر کدام اینها در شرایط مختلف بوده است و چقدر خطرناک است که آدم در محاسبه و شکل تهدید خطا کند و اشتباه کند و این بزرگ‌ترین خطاست. باید خوب بشناسیم که تهدید چیست و کجاست و تهدید اولیه و اصلی کدام است که حالا من اشاره می‌کنم الان در موقعیت کشور ما تهدید اول کدام است؟ و اگر اشتباه کنیم راه خطا طی کرده‌ایم و پیروز نمی‌شویم.
اولین قدم پیروزی شناخت صحیح تهدید، ترسیم برنامۀ درست برای مقابله، اتخاذ استراتژی درست و ترسیم درست پایان کار - که این به معنی تدبیر است- یا هدف نهایی با توجه به امکانات موجود است. اگر ما در هر یک از اینها خطایی بکنیم، همان خطایی است که صدام دو بار مرتکب شد و امریکایی‌ها بارها آن را مرتکب شدند. امریکایی‌ها در محاسبات‌شان هم در عراق و هم در افغانستان و ان‌شاءالله در سوریه همواره دچار خطا بوده‌اند و هستند.
در ماجرای سوریه که امروز یک مسئلۀ مهم برای کل منطقه است و شاید آثار آن جهانی باشد. سوریه در یک نقطۀ بسیار حساسی قرار گرفته است. دعوا بر سر یک فرد نیست که چه کسی رئیس جمهور این کشور باشد. دعوا بر سر یک طایفه هم نیست که کدام طایفه و کدام گروه کجا قرار بگیرد. مسئله بالاتر از این حرف‌هاست. برای همۀ ما روشن است که غرب برای کل منطقه تصمیمی‌ دارد و منطقۀ ما را به دلایل متنوع به صورت فعلی نمی‌پسندد. این همان چیزی است که انگلیسی‌ها بعد از اینکه سال‌هاست از این منطقه رفته‌اند دوباره در حال بازگشت هستند و همان چیزی است که فرانسوی‌ها که سال‌ها خیلی به این منطقه کاری نداشتند درحال برگشت هستند.
شرایط منطقه شرایط بسیار حساسی است. از یک جهت لیبی، مصر، تونس، یمن، بحرین، عراق، افغانستان، لبنان و سوریه مشابه هم هستند؛ همۀ اینها حلقه‌های یک زنجیرۀ واحدند و یک هدف را در این منطقه دنبال می‌کنند. همۀ اینها به دنبال تأمین منافع و تثبیت قدرت اسرائیل هستند. در همه جا به نحوی به دنبال تضعیف خطوط مقاومت در برابر غرب و اسرائیل هستند. مسئلۀ سوریه یک مسئلۀ کوچک در یک کشور نیست، مسئلۀ سرنوشت برای یک منطقۀ بزرگ است، آن هم منطقه‌ای که به یک نحو ممکن است در یک شرایطی سرنوشت جهانی را هم رقم بزند.
شما می‌بینید امروز بهانۀ سلاح شیمیایی است. نظر جمهوری اسلامی ایران همیشه روشن بوده است که ما با سلاح کشتار جمعی مخالفیم. اشتباه غرب در این مسئله این است که فکر می‌کند جمهوری اسلامی ایران دنبال فرصت برای سلطۀ نظامی بر منطقه است که این اساس اشتباه غرب است. ما به دنبال سلطۀ نظامی بر منطقه نیستیم. اگر هم امروز قدرتمند هستیم، قدرت ما ناشی از سلطۀ گفتمانی ما در کل منطقه است، نه سلاح ما.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این منطقه سپاه جنگ نیست، بلکه سپاه صلح، امنیت و آرامش است. اگر غرب توطئۀ خودش را بردارد سپاه پاسداران و جمهوری اسلامی نمی‌خواهد در منطقه سلطۀ نظامی داشته باشد. گفتمان ما، گفتمان مردم‌سالاری‌، ثبات، وحدت و برادری و مبارزه با تروریسم در کل منطقه ا‌ست. چه کسی تروریسم را حمایت می‌کند؟ چه کسانی از اول انقلاب تا به امروز قربانی تروریسم بوده‌اند؟ جمهوری اسلامی ایران قربانی تروریسم، سلاح کشتار جمعی و سلاح شیمیایی‌ است.
سپاه ما سپاه صلح، ثبات و آرامش در کل منطقه است. شماها از منطقه بیرون بروید که میهمانان ناخوانده هستید ببینید که این منطقه گلستان می‌شود یا خیر؟ دست از تجاوز بردارید، نمی‌خواهد ایران هراسی کنید. ما چه نیازی به مداخله در حکومت‌های منطقه داریم؟ ما اگر فریادی داریم، فریاد ما مردم‌سالاری‌ است. اگر در مصر مردم‌سالاری دینی می‌آید و شما ناراحت می‌شوید، خود مردم تصمیم می‌گیرند، ما تصمیم نمی‌گیریم و به ما مربوط نمی‌شود. این مردم‌ هستند که تصمیم می‌گیرند چه مردم‌سالاری‌ای را حاکم کنند.
ما در سوریه، عراق و در همه جا می‌گوییم نظر مردم‌ باید حاکم باشد و اکثریت هرچه گفت ما قبول داریم. در فلسطین هم همین‌طور است. مگر مقام معظم رهبری نفرمود: همۀ فلسطینی‌های آواره برگردند، همۀ کسانی که از قدیم در این سرزمین بوده‌اند جمع شوند و رأی بدهند و هر رأیی دادند ما قبول داریم. مبنا باز هم مردم‌سالاری‌ ا‌ست.
گفتمان ما در منطقه، گفتمان مردم‌سالاری‌ است. بهانۀ سلاح کشتار جمعی و سلاح شیمیایی آوردند که البته ما با سلاح شیمیایی مخالفیم. هر گروه و فردی از این سلاح در هر منطقه‌ای استفاده کند ما محکوم می‌کنیم. جنگ داخلی و کشتار با هر سلاحی باشد برای ما مردود است. تمام تلاش ما این است که سوریه از جنگ داخلی خلاص شود و به ثبات برگردد. شما اجازه بدهید سوریه به ثبات برگردد و مردم به پای صندوق بیایند، به هرکس رأی دادند ما قبول داریم. اما بگذارید ثبات و صلح برگردد.
البته نکات جالبی بود، همۀ شما دیدید که امریکایی‌ها و اروپایی‌ها در عین حالی که بر طبل جنگ می‌کوبیدند، آثار جنگ در این منطقه را لمس کردند. نظرسنجی‌ها در امریکا، اروپا و رأی پارلمان انگلیس(که البته کنگره تشکیل نشد ببینیم که رأی آنها چیست) همه نشان می‌دهد که آنها می‌دانند جنگ چه آثار شومی دارد و می‌دانند در جنگ‌های قبلی به اهداف‌شان نرسیدند.
یکی از عوامل حراست از این منطقه عدم موفقیت امریکا در نقشه‌ها و برنامه‌های قبلی است. لذا گفتند جنگ محدود و چند روزه است و پول این جنگ را باید دیگران بدهند، کشورهای منطقه را تحریک کردند که اعلام کنند پول جنگ را خودمان می‌دهیم، همه اینها برای این بود که افکار عمومی را در امریکا آرام کنند که ما از جیب و پول شما نمی‌خواهیم خرج کنیم و جنگ بلندمدت نمی‌خواهیم. گفتند نیروی زمینی ما وارد عمل نمی‌شود تا مردم از کشتار نترسند. همۀ این حرف‌ها نشان می‌‌دهد که نقطه ضعف‌های دشمن کجاست.
البته قصد و هدف ما این است که جنگی آغاز نشود. جمهوری اسلامی ایران وارد عمل شد برای اینکه جنگی در این منطقه تحقق پیدا نکند. اما به هر حال، مسئلۀ منطقه به دلیل اهمیتی که این منطقه و سوریه دارد برای ما مهم است و از نظر ما کشورها و خصوصاً ملت‌های منطقه در مسئلۀ سوریه بی‌تفاوت نخواهند بود و جمهوری اسلامی هم در این مسئلۀ سرنوشت‌ساز هرگز بی‌تفاوت نبوده و نخواهد ماند.
ان‌شاءالله ما به وظیفه‌مان عمل می‌کنیم و خداوند هم ملت‌های منطقه را در برابر توطئه‌های دیگران پیروز خواهد کرد و از این معضل و مشکلی که امروز منطقه با آن مواجه شده است ‌‌ان‌شاءالله عبور خواهند کرد.
اما نکتۀ پایانی، امروز توطئه‌ای که علیه جمهوری اسلامی ایران وجود دارد و تهدید اول کدام است؟ دشمن اول از همه معیشت مردم را هدف قرار داده است. تمام برنامۀ تحریم غیرعادلانه، غیرقانونی و با بهانه‌های واهی بوده است، چون جمهوری اسلامی ایران هیچ گاه به دنبال سلاح هسته‌ای نبوده و نخواهد بود و دیگر چه بیانی رساتر، واضح‌تر، قوی‌تر و دقیق‌تر از بیان مقام معظم رهبری است که ایشان چند بار به صراحت بیان فرمودند که تولید، نگهداری و استفاده از سلاح کشتار جمعی از جمله سلاح هسته‌ای حرام است. ما از این بیان بالاتر نداریم. وقتی رهبر جمهوری اسلامی ایران و رهبر انقلاب اسلامی به این صراحت مسئله را بیان می‌کند معلوم است که جمهوری اسلامی ایران هرگز به دنبال سلاح کشتار جمعی و سلاح هسته‌ای نیست.
ما غیراز مسئلۀ فتوای شرعی و دینی که برای ما بسیار مهم است، شخصی این حرف را می‌زند که نه تنها به عنوان مرجع بلکه به عنوان رهبر انقلاب صحبت می‌کند؛ به یک معنا یعنی همۀ حیثیت و آبروی انقلاب در طبق گذاشته شده است. بحثی وجود ندارد و آنها هم می‌دانند که جمهوری اسلامی ایران دنبال سلاح کشتار جمعی و سلاح هسته‌ای نیست و در مسئلۀ هسته‌ای ما به دنبال فناوری‌های صلح‌آمیز هستیم.
بنابراین تحریم یک بهانه است، اما دشمن از این بهانه توانسته استفاده کند. من وارد این بحث نمی‌شوم که دشمن چه کاری انجام داده و ما می‌بایست چه کار می‌کردیم و چه کاری باید انجام بدهیم که آنها بحث‌های دیگری است. به هر حال دشمن دیگران را به این توطئه کشانده است، یعنی مصوباتی را در شورای امنیت سازمان ملل با اکثریت آراء تصویب کرده است. ابتدا دنبالۀ این کار در امریکا بود که اروپایی‌ها و دیگر کشورها را کشانده و به اینجا رسانده است. دنبال چه بوده و چه چیزی را تحریم کرده است؟ یک زمانی می‌گویند که ما فلان کالا را تحریم می‌کنیم که این در فلان سلاح تأثیرگذار است که می‌شود احتمالاً برای آن توجیه درست کرد، اما وقتی فروش نفت و فعالیت‌های بانکی تحریم می‌شود به معنای ضربه زدن به زندگی و معیشت مردم است. این که ما یک کشتی گندم می‌خواهیم وارد کنیم و آنها هم می‌دانند که گندم است، در عین حال برای خرید، انتقال پول، حرکت کشتی و بیمه کشتی مشکل درست می‌کنند. گندم برای نان مردم به کشور می‌آید؛ یعنی این هم سلاح کشتار جمعی است؟ پس دشمن هدف را معیشت مردم و فشار بر زندگی مردم قرار داده است. ما باید این توطئه را بشکنیم. معیشت مردم برای فشار اقتصادی است که البته مقصود آنها فشار سیاسی است تا مردم ببرند و بگویند که نمی‌شود کاری کرد و تسلیم شوند.
اولین علامت روشن را مردم در انتخابات نشان دادند. واقعاً باید در برابر فهم و هوشمندی ملت بزرگ ایران تعظیم کرد. مردم به درستی فهمیدند که ما در یک شرایط بسیار حساسی قرار داریم. لذا شما دیدید علی‌رغم همۀ تبلیغات دشمن این همه شکوه را پیش‌بینی نمی‌کرد که در انتخابات سراسری یک دعوا، نزاع و کشتار نشود و انتخابات تمام شود و یک نفر اعتراض نکند. یکی از انتخابات‌هایی بود که شورای نگهبان گفت اعتراضی دست ما نرسیده است. انتخابات به این راحتی و شفافیت و با این حضور مردم توأم با نشاط برگزار شد. پس آن حماسۀ سیاسی آفریده شد و اولین ضربه را دشمن خورد.
ضربۀ دومی که دشمن باید بخورد در حماسۀ اقتصادی است، یعنی نقطه‌ای که معیشت مردم هدف قرار داده شده است. مقام معظم رهبری به درستی امسال را سال حماسۀ سیاسی و اقتصادی مقرر فرمودند که در ابتدا هم به ذهن می‌آمد که خیلی سخت است. ولی وقتی حماسۀ سیاسی انجام شد، حماسۀ اقتصادی هم به حول و قوۀ الهی انجام خواهد شد. حماسۀ سیاسی با حضور و هوشمندی مردم و حماسۀ اقتصادی هم با حضور و هوشمندی مردم انجام خواهد شد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که حافظ انقلاب و در خط مقدم دفاع از انقلاب قرار دارد، با پیروی از تدبیر مقام معظم رهبری وظیفه بزرگی برعهده دارد. اگر هدف دشمن معیشت مردم است و اگر ما باید آثار تحریم را کاهش بدهیم، پس رسالت سنگینی بر دوش ماست. سپاه توان بسیار عظیمی در بخش نیروی انسانی، بخش اقتصادی و فرهنگی دارد. البته وظیفۀ هر نهادی در قانون مشخص است و هر نهادی باید وظیفۀ خودش را انجام بدهد، اما سپاه در تمام وظایف باید به عنوان یک مکمل و پشتیبان در شرایط مختلف وارد عمل شود و امروز بخش اقتصاد ما تحت فشار است.
من شایعاتی را که دربارۀ سپاه مطرح می‌شود اصلاً قبول ندارم که می‌خواهند سپاه را رقیب مردم قرار بدهند، سپاه رقیب مردم و بخش خصوصی نیست، سپاه پیمانکاری همانند پیمانکارهای معمولی نیست و نبوده است. سپاه امروز باید پروژه‌های بسیار مهمی را که بخش خصوصی قادر به انجام آن نیست، انجام دهد. سپاه توان نیروی انسانی، تجهیزات و برنامه‌ریزی دارد. من قبلاً هم با فرماندۀ محترم سپاه در این زمینه صحبت کرده‌ام. سپاه باید بیاید در چند پروژۀ بزرگ ملی بار را بر دوش بگیرد و افتخار آن هم برای خودش است، کما اینکه در این مدت سی و پنج سال همیشه افتخارات بزرگ داشته است.
امروز هم در شرایطی که دشمن اقتصاد و معیشت مردم را هدف قرار داده و می‌خواهد از طریق تحریم مردم را خسته کند، سپاه پاسداران باید وارد عمل شده و سه، چهار پروژه بزرگ ملی را برعهده بگیرد.
سپاه شرایط کشور و دولت را به خوبی می‌داند. اصلاً نیاز به گفتن ندارد که کشوری که دو و نیم میلیون بشکۀ نفت می‌فروخته الان کمتر از یک میلیون بشکۀ نفت می‌فروشد، معلوم است که بقیۀ چیزها چه می‌شود. وقتی درآمد اصلی صدمه می‌بیند روشن است که بقیه چه می‌شود. آن هم در سالی که متأسفانه ما باید هفت و نیم میلیون تن گندم برای نیاز مردم وارد کنیم. امیدواریم که کشاورزان ما همت، جهاد و فداکاری کنند و دولت هم کمک کند ان‌شاءالله سال بعد ما وضع بهتری داشته باشیم و نیاز نداشته باشیم. ما همیشه به دنبال این بوده‌ایم که حداقل به مسئلۀ امنیت غذایی اهمیت بدهیم و روی پای خودمان بایستیم که این یک مسئله است.
سپاه آستین بالا بزند و بیاید بخشی از بار دولت را بر دوش بگیرد که البته این بار، بار دولت نیست، بار نظام و مردم است و دولت هم خادم مردم است و شأنی بالاتر از این برای خودش قائل نیست.
مسئلۀ دیگر، مبارزه با فساد است. سپاه در این زمینه توانمند است و باید وارد شود. قاچاق کالا، بلای اقتصاد کشور است. ارز ما را می‌خورد، اقتصاد سالم را به هم ریخته است، برنامه‌‌های اقتصادی را به هم می‌ریزد و مانع تجارت خارجی منسجم و حساب شده می‌شود. البته ممکن است برای مبارزه با قاچاق نیروهای دیگری مثل نیروی انتظامی، اطلاعات و دیگران هم باشند ولی شرایط به گونه‌ای است که سپاه پاسداران باید کمک کند و جلو قاچاق کالا گرفته شود. سلامت اقتصاد به رشد اقتصاد و تولید منتهی می‌شود. تولید و درآمد عمومی تا زمانی که قاچاق وجود دارد پا نمی‌گیرد. قاچاقچی نه مالیات و نه حقوق گمرکی می‌دهد، چیزی وجود ندارد، بنابراین از همه طرف دچار مشکل می‌شویم.
من از جمع شما عزیزان، بزرگان، سرداران، مسئولین و عزیزانی که زین‌‌الولاة، عزالدین و حصون الرعیه هستید به عنوان رئیس جمهور این کشور می‌خواهم در این دو بخشی که امروز دولت با مشکل مواجه است، سپاه وارد عمل شود و کمک کند که آثار آن را مردم خواهند دید.
مردم همان طور که در جنگ ایثار، فداکاری، ایستادگی، رشادت، معنویت و خلوص سپاه را با همۀ وجودشان لمس کردند، امروز هم بار دیگر به حول و قوۀ الهی شاهد خلوص و ایثار سپاه برای شکستن توطئۀ دشمن در معیشت مردم، رشد و تولید خواهند بود.
هیچ راهی برای نجات کشور نداریم، جز حرکت و تولید. حرکت تولید ما دچار مشکل است و ما دچار رکود هستیم. آمار و ارقام دست شما هست و می‌دانید وضع چگونه است، البته معنی همۀ این مشکلاتی که من می‌گویم به این معنی نیست که ما ناامیدیم. ما کاملاً امیدوار هستیم. مشکلات خیلی زیاد است و ان‌شاءالله امید ما و نصرت خداوند بر تمام آنها غلبه خواهد کرد.
حمایت مردم و در خط مقدم ان‌شاءالله حمایت سپاه پاسدران انقلاب اسلامی راه را باز می‌کند و ما توطئۀ دشمن را ان‌شاءالله درهم می‌شکنیم و به فرمودۀ مقام معظم رهبری و به حول و قوۀ الهی و با دست پرتوان ملت حماسۀ اقتصادی را خواهیم آفرید.
با تشکر از فرماندهی سپاه، نمایندۀ ولی فقیه در سپاه، فرماندهان، عزیزان و همۀ بزرگانی که این فرصت فراهم آوردند که امروز در خدمت‌شان باشیم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

شناسه خبر: 72305

- سخنراني ها

- متن کامل سخنرانی

- رئیس‌جمهوری

اخبار برگزیده