قانون اساسی ایران از قانون های قابل توجه در جهان است و می توانیم به آن ببالیم/در مورد برداشت از قانون اساسی و تفسیر آن فهم مشترک وجود ندارد و حتی ارکان حکومت یعنی دولت، مجلس و قوه قضائیه هم در این مورد مثل هم نمی اندیشند/ نظارت بر فعالیت وزیر و دولت کار رئیس جمهور است و جایی در قانون نداریم که مجلس بر کار وزیر نظارت کند/در اصل 134 قانون اساسی به صراحت آمده که خط مشی و برنامه به عهده رئیس جمهور است

در عین همه حرفهایی که الان می‌زنیم قانون اساسی ما یکی از قانون های اساسی قابل توجه و ذکر در سطح جهان است یعنی می‌توانیم به آن ببالیم، از همان سال 58 که این قانون اساسی تدوین شده، مخصوصا در جاهایی که راجع به حقوق ملت آمده در فصل 3، خیلی قوانین روشن و اصول واضح و روشن و مدرن و چیزی است که می‌شود آن را در دنیا درآورد به عنوان یک قانون اساسی مدرن، ممکن است گوشه‌ای از آن هم ایراد، نقصی داشته باشد بعدها باید اصلاح شود ولی قانون اساسی، قانون اساسیِ‌ خوبی است. متاسفانه فهم ما از قانون اساسی یکی نیست. درست است پیش بینی شده اگر جایی تفسیر لازم بود چه نهادی قانون اساسی را تفسیر می‌کند اما قبل از اینکه به تفسیر برسیم برداشت و فهم خیلی مهم است که از این قانون اساسی چه برداشت و فهمی داریم؟ حتی ارکان حکومت، یعنی دولت، مجلس، قوه قضاییه اینها هم فهم‌شان مشترک نیست، مثل هم نمی‌اندیشند، گاهی در مسائل حتی مهم ممکن است اختلاف نظر باشد، گاهی اوقات می‌شنویم مثلا بعضی از نمایندگان مجلس می‌گویند ما باید بر کارِ‌ وزرا نظارت کنیم. این برداشت ناقص از قانون اساسی است. اصلا نظارت نمایندگان بر کار وزرا و دولت، می‌گویم به یک مفهوم می‌گویم ممکن است داشته باشیم به عنوان سوال و اینها ولی به عنوان نظارت نداریم. چیزی که در قانون اساسی است رئیس جمهور است که بر کار وزیر نظارت می‌کند. نظارت بر کارِ‌ وزیر از وظایف رئیس جمهور است، رئیس جمهور بر کار وزیر نظارت می‌کند. رئیس جمهور اختلاف دو وزیر را حل می‌کند، هماهنگی بین دو یا چند وزیر به عهده رئیس جمهور است، جایی نداریم بر کارِ وزیر مجلس نظارت کند، این کلمه در قانون اساسی نیست ولی مجلس جایی سوال دارد می‌تواند سوال کند. مجلس زمانی استیضاح نیاز دارد می‌تواند استیضاح کند، تغییر و تفحصی نیاز دارد، اگر نظارت به این مفاهیم بگیریم ممکن است ولی کلمه نظارت نیامده که مجلس بر کار دولت نظارت کند، اصلا چنین چیزی نداریم. می‌خواهم بگویم فهم و استنباط ما هم مثل هم نیست. اینکه برنامه را برای دولت چه کسی باید بنویسد؟ در زمان رژیم گذشته در قانون اساسی، رژیم گذشته برنامه پنجساله می‌نوشتند، آن وقت یک مقرراتی بوده، بعد که این قانون اساسی آمده طبق این قانون اساسی برنامه به عهده رئیس جمهور است. در اصل 134 قانون اساسی به صراحت آمده که خط مشی و برنامه به عهده رئیس جمهور است. اگر برنامه و خط مشی به عهده رئیس جمهور است دیگر... . ما چند دفعه برنامه تعیین می‌کنیم؟ یک دفعه رئیس جمهور یک برنامه تعیین می‌کند زمانی که می‌خواهد در انتخابات تعیین شود، می‌آید آن برنامه را به مردم ارائه می‌کند. در مصاحبه و اجتماعات می‌گوید، منتشر می‌کند مردم می‌خوانند، بر مبنای آن برنامه هم قاعدتا به آن رئیس جمهور رای می‌دهند. رئیس جمهور می‌گوید برنامه من این است، این یک بار. یکبار دیگر وقتی مجلس می‌رود وزرای خود را معرفی می‌کند برنامه را به مجلس می‌دهد و مجلس به برنامه رئیس جمهور و دولت و به وزرا رای می‌دهد، این هم بار دوم. بار سوم هم که اصل 134 می‌گوید خط مشی و برنامه به عهده رئیس جمهور است این هم که سه دفعه، یک بار دیگر باز مجلس برنامه پنجساله تصویب و ابلاغ می‌کند. اصلا درک و فهم اینکه اینگونه مسائل را چگونه باید تلفیق کنیم به نظر من بسیار مهم است که اساتید حقوقی و حقوق‌دان‌های ما بر مبنای فعلا این قانون اساسی مقداری روی مواردی که موارد اختلاف نظر هست کمی فکر کنند، نظر بدهند، بحث کنند در روزنامه‌ها، رادیو و تلویزیون، اشکالی ندارد اینها بحث شود کم کم پخته شود در این مسائل به یک اجماع نظر برسیم.

شناسه خبر: 118764 -

دوشنبه 1 دی 1399 - 19:44

شناسه خبر: 118764

- رئیس‌جمهوری

- جلسات

اخبار مرتبط

گالری مرتبط



فیلم مرتبط



اخبار برگزیده